خانه / دسته‌بندی نشده / اثبات گرایی – Positivism

اثبات گرایی – Positivism

اثبات گرایی
اثبات گرایی

اثبات گرایی -یا پوزیتیویسم یا تحصل‌گرایی- به هر گونه نگرش فلسفی که تنها شکل معتبر از اندیشه را متعلق به روش علمی بداند اطلاق می‌گردد

در سده ­های شانزدهم و هفدهم- به ­دلیل پیروزی­ها و کامیابی­هایی که در عرصه علوم طبیعی به­ خصوص علم فیزیک رخ داد- عده­ای از دانشمندان همچون بیکنگالیلهدکارت و نیوتن بر آن شدند که علوم اجتماعی را نیز برای رسیدن به این پیشرفت بر قیاس علوم طبیعی بنا نهند و از روش­های اثباتی در علوم اجتماعی استفاده کنند- تا اینکه در قرن نوزدهم سن سیمون به ­منظور سامان­دادن به حیات اجتماعی اصطلاح -فیزیک اجتماعی- را برای مطالعه پدیده­های اجتماعی- و پس از آن اگوست کنت اصطلاح -اثبات­گرایی- را برای نامیدن جنبش فلسفی در این قرن در برابر فلسفه عقل­گرای هگل به کار برد. این کار کنت مصادف با آغاز و تولد جامعه­شناسی اثباتی شد. وجه تسمیه اثبات­گرایی این بود که در این قرن فلسفه هگل- منفی و فلسفه مقابل آن- مثبت نامیده می­شد و پرهیز از تفکر انتزاعی و پرداختن به هستی انضمامی- مسیله اصلی فلسفه مثبت بود.

 

اثبات‌گرایی

-اثبات‌گرایی – – اصطلاحی فلسفی است که حداقل به دو معنی متفاوت به کار رفته‌است. یکی این که جبری تاریخی بشریت را به سمتی خواهد برد که نگرشِ دینی و فلسفی از بین رفته و تنها شکل از اندیشه که باقی می‌ماند متعلق به اندیشه قطعیpositive– و تجربی علم است. در این عصر جدید- تاریخ نهادهای اجتماعی مربوط به دین و فلسفه از بین خواهد رفت. اصطلاح-اثبات گرایی- – بدوا در قرن هجدهم توسط فیلسوف و جامعه‌شناس فرانسوی- آگوست کنت – –Auguste Conte– ساخته و به کار رفته شد.

 

پوزیتیویسم– – قطعی و اثبات گرایی — در واقع شورشی علیه فلسفه – اخلاق و متافیزیک و به عبارت بهتر- علیه گرایش های متافیزیکی – فلسفی و اخلاقی بود.

-دورکیم- نیز به مکتب اثبات‌گرایی گرایش دارد. او معتقد بود رخدادهای اجتماعی دارای واقعیت خاص خود هستند و از نظر او می‌توان واقعیت‌های اجتماعی را همچون شی مورد بررسی قرار داد.

 

امیل دورکیم – جامعه‌شناس معروف قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم است. به عقیده بسیاری- دورکیم از نظریه پردازان مطرح جامعه‌شناسی به شمار می‌رود. هرچند آگوست کنت به عنوان واضع واژه جامعه‌شناسی –Sociology– شناخته می‌شود- اما اولین کسی که توانست کرسی استادی جامعه‌شناسی را تاسیس کند- دورکیم بود . وی همچنین موسس سالنامه جامعه‌شناسی -LAnnee Sociologique- در فرانسه است.

مطالعه در باره این که آیا این امکان وجود دارد علم بر سر راه -علم دینی- – مانع تراشی کند یا نه از جمله موضوعات قرن ماست و یا این که بعد از این پرسش باز هم مطرح می شود که آیا اصولا دین دارای ساختار صرفا قدسی- الهی- است یا در تعامل با علم و جامعه حرفی علمی برای آغاز کردن دارد یانه ؟

بررسی پیش‌فرض‌های هریک از این دو مدعا و درنهایت ارزیابی چگونگی تحقق این آرمان و تلاش علمی در راه تدوین علوم انسانی اسلامی از مهم‌ترین بحث های روز جامعه است.

 

با مروری کوتاه بر نظریات ارایه شده در خصوص روابط میان علم و دین – امکان یا عدم امکان علم دینی و نحوه دستیابی به علم دینی – بیا نگر این نکته بنیادین است که نوع واکنش های صورت گرفته در قبال این مباحث – ارتباط تنگاتنگی با رویکرد علمی – فلسفی و دینی نظریه پردازان نسبت به دو مقوله علم و دین دارد. به عبارت دیگر- ممکن یا ناممکن دانستن علم دینی در نزد متفکران مختلف – به این مطلب بستگی دارد که آنها چه هویتی برای علم و دین قایلند؟ حدود و زبان این دو را چگونه می فهمند ؟ چه انتظاراتی از آن دو دارند؟

 

برای ارایه پاسخ مبنایی به سوالات و تشکیکات موجود در ارتباط با علم دینی – منحصرا به حد دانش اجتماعی و نظریات علمی قرن بیستمی منوط نمی شود و یا بگوییم چون از این منظر نیافتیم – پس نگرد که نیست – بلکه رتبه ی علمی این گونه مباحث معرفتی علاوه برعلم- به سلسله بحث های گسترده ای در حوزه فلسفه دین و فلسفه علم نیاز است .

 

فلسفه علم یکی از حوزه های نسبتا جدید معرفت بشری است که به بررسی ماهیت علم ازحیث فلسفی و کاوش های نظری در خصوص نظریات علمی می پردازد. به تعبیر دیگر- این حوزه معرفتی می کوشد به پرسش هایی از این قبیل پاسخ دهد که علم چه ویژگی هایی دارد؟ مرز تمایز آن از غیرعلم چیست ؟ روش علمی کدام است که – به حسب ادعا- به نتایج ممتاز و قابل اتکا منجر می شود؟ و در این میان بحث ملاک معقولیت نظریات علمی یا مساله تمییز علم از غیرعلم که از مباحث مهم و اساسی فلسفه علم هستند- ارتباط وثیقی با بحث علم دینی دارند- چرا که اگر واقعا ملاکی برای معقولیت معرفت علمی نسبت به دیگر معارف بشری و مرزی برای تمییز علم از غیرعلم وجود داشته باشد- علم دینی مورد انتظار هم باید واجد آن ملاک معقولیت باشد- تا بتوان به درستی بر آن علم اطلاق کرد و هم برآمده از متون مقدس دینی باشد تا بتوان آن را با قید دینی مقید و با صفت دینی توصیف کرد- اما این ملاک معقولیت علمی چیست؟ و مرز بین علم و غیرعلم کجاست و چگونه و براساس چه ضابطه هایی معین می شود؟ و مهم تر از آن – آیا واقعا ملاکی برای معقولیت نظریات علمی و مرزی برای تمییز علم از غیرعلم وجود دارد؟ این پرسش ها- جزو پرسش های دیرینه و پرمناقشه حوزه فلسفه علم هستند که از نخستین جریان های شکل گرفته در فلسفه علم – همچون اثبات گرایی منطقی – تا به امروز همواره میان فلاسفه علم مطرح بوده اند. –

 

اثبات گرایی منطقی– با جریان حلقه ی وین –Vienna Circle– شکل گرفت . این نامی بود که گروهی از فیلسوفان- دانشمندان و ریاضیدانانی که در دهه‌های دوم و سوم قرن بیستم در وین جلساتی را با هدایت موریس شلیک برای بحث‌های فلسفی برگزار می‌کردند- بر خود نهاده بودند. حلقه وین و نگرش فلسفی آن را که اثبات گرایی منطقی یا تجربه گرایی منطقی خوانده می‌شود- اغلب با شعار رسمی آنها که همان اصل تحقیق پذیری است- می‌شناسند. بر این عقیده بود ند که- علم – حاصل به کارگیری روش تجربی است – که در آن- واقعیات با مشاهده دقیق جمع آوری می شوند و سپس به مدد نوعی شیوه منطقی – قوانین و نظریه های علمی از آن استنتاج می شود. پس از طرح این دیدگاه – نقدهای بسیاری بر آن وارد شده – به طوری که امروزه برخی این نظریه را- نظریه ای ابطال شده عرفی- می دانند- اما بعید به نظر می رسد که بتوان این نحله از فلسفه و علم را که اعضای آن تمام تلاش خود را در راه خلق فلسفه ای سازگار با تحولات عظیم و پیشرفت های شگرف علمی زمانشان صرف کردند- به عنوان نظریه ای ابطال شده – از دور مباحث فلسفی خارج دانست.به همین دلیل برای درک جامع و دقیق آموزه های فلسفی- پوزیتیویست های منطقی باید آرای اعضای اصلی -حلقه وین- – مورد بحث و تامل جدی قرار گیرد تا دقیقا مشخص شود که پروژه آنها چه ضعف ها و نقص هایی داشته و برای ترمیم آن چه تلاش هایی صورت پذیرفته است.

جریان مهم دیگری که در فلسفه علم شکل گرفت و در کشور ما نیز به طور گسترده ای مطرح و مورد نقد وارزیابی واقع شد- جریان ابطال گرایی بود. –پوپر – در مقام معارضه با جریان پوزیتیویستی – اعلام کرد که تجربه و استقرا نه تنها قادر به اثبات یا تایید نظریه های علمی نیست – بلکه حتی در فرآیند نیل به نظریه های علمی هم نقشی ندارد و بر این اساس به ارایه نظریه- ابطال گرایی- پرداخت – اما پیامدهای منطقی و روش شناختی نظریه ابطال گرایی پوپر او را به قراردادگرایی کشاند و سرنوشت ابطال را به پذیرش گزاره های مبنایی براساس یک تصمیم – توافق و قرارداد انجام شده توسط جامعه علمی گره زد که براین اساس- – دیگر هیچ ابطالی دلالت بر کذب نظریه های ابطال شده نداشت.-

 

به عبارت دیگر– پوپر- از یک سو تجربه را به عنوان مبنایی برای معقولیت علمی پذیرفت و از سوی دیگر بر این نکته پای فشرد که با تکیه بر تجربه نمی توان نادرستی نظریه ای را اثبات کرد و به این ترتیب روش شناسی پوپری در دامن شک گرایی معرفت شناختی فرو غلتید.

 

اما بحث تجربه گرایی و شاخه ابطال گرایی پوپری آن – با وجود ضربات فراوانی که بر پیکر آن وارد شد- از نفس نیفتاد و همچنان به حیات خود ادامه داد. تعابیر جدیدی از ابطال گرایی- از سوی فلاسفه علم – ارایه شد تا این نظریه را از ابطال برهاند. نمونه ای از این تلاش ها را می توان در آثار لیپتون ملاحظه کرد. به عقیده لیپتون – استدلالی که معتقد است سرانجام ابطال گرایی فرو افتادن در ورطه شک گرایی معرفت شناختی است – مبتنی بر یک رویکرد خاص به نظریه توجیه در معرفت شناسی است و چنانچه رویکرد- وثاقت گرایی- را جایگزین رویکرد موجود کرده و آن را به عنوان مبنای نظریه توجیه بپذیریم – نه تنها دچارشک گرایی معرفت شناسانه نخواهیم شد- بلکه نظریه ابطال گرایی پوپری بهترین قرایت از نظریه معقولیت معرفت علمی را در اختیار ما قرار می دهد.

 

قابل تامل برای موضوع -علم دینی- – آن است که هر دو مکتب اثبات گرایی و ابطال گرایی- محدودیت هایی را برای دخالت ارزش ها و بینش های فردی – اجتماعی و دینی در عرصه ی گردآوری و داوری نظریه های علمی قایل می شوند. به همین دلیل این دو نظریه در پروژه ی -تدوین علم دینی- – کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. در مقابل فلسفه علم امثال کوهن – به این دلیل که به نقش ارزش ها و بینش های اجتماعی در مراحل مختلف تلاش علمی – اعم از مقام گردآوری و کشف و مقام داوری و توجیه – توجه کرده – بیشتر مورد استقبال فلاسفه و متفکران ارزشمدار قرار گرفته است. بی تردید برای این که بتوان از آموزه های چنین نظریه ای به عنوان مبنایی برای تدوین علم دینی استفاده کرد- باید به درستی – این نظریه و ریشه های شکل گیری و تبعات فلسفی آن را مورد تامل قرار داد.

 

کوهن– پس از مطالعه تاریخ علم – با رویکردی کل گرایانه به نظریات علمی و استفاده از آموزه های نظریه -گشتالت – – به این نتیجه رسید که تمامی مشاهدات – آزمایش ها و ابزارهایی که دانشمندان برای آزمایش های خود ابداع یا اختراع می کنند- متناسب با مجموعه ای از باورها و تعهدات متافیزیکی – نظری و مفهومی آنهاست. در این دیدگاه – سنت پژوهشی حاصل از –پارادایم – همیشه بودن چنان تصویر یکپارچه ای از جهان ارایه می کند که فهم آن برای کسی که در آن پارادایم پژوهشی مشغول نیست – به هیچ وجه امکان ندارد و برای فهم آن ناچار باید از جهانی به جهانی دیگر و از چارچوب فکری خاصی به چارچوب فکری دیگر نقل مکان کند.

 

در قرن بیستم در آلمان و انگلستان فلاسفه‌ای که تحقیقات عمیق و وسیعی در رابطه با روش علم در شناخت جهان انجام می‌دادند برایِ آن که خود را از پوزیتیویست‌های فرانسوی جدا کنند نام –اثبات گرایی منطقی- را بر نگرش خود نهادند. این فلاسفه معتقد بودند که تنها بخش غیرتجربی -پیشینی- دانش بشر اصولِ منطق است که از تجربه حاصل نمی‌شوند و اندیشیدن را پیشاپیش محدود می‌کنند. هر معرفت دیگری که انسان می‌تواند کسب کند باید از راه تجربه به دست آید. اما بسیاری از گزاره‌هایی که ما در زندگی یا در فلسفه به کرات به کار می‌بریم اگر به درستی تحلیل شوند هیچ‌جا به تجربه متصل نمی‌شوند .

 

همیشه اصول علمی کمتر با تردید و شک همراه است . اما با وجود فلسفه راه برای شک و تردید و در نتیجه برای دوباره باز جستن گشوده می شود. در اعصار و قرون مختلف به طور معمول مکتبی بر آن عصر مسلط بوده است و پیروان مکاتب با طرح مسایل نظری به انتقاد از اعصار گذشته خود پرداخته اند. یکی از این مکاتب -نظریه -اثبات گرایی- است .

در رهیافتی فلسفی که بر این اصل استوار است- هم در علوم طبیعی و هم در علوم انسانی – تجربیات و پردازش منطقی و ریاضی آن ها- تنها سرچشمه اطلاعات درست به حساب می آیند و کوشش های مبتنی بر کشف و شهود و درون کاوی – در راه شناخت – محلی از اعراب ندارد. به عبارت دیگر- پوزیتیویسم یا همان اثبات گرایی یک نگرش و گرایش به سوی اثبات امور و پدیده ها است که در این گرایش آن چه محسوس – عینی و قابل شناخت است واقعی و در خور تحقیق – کنکاش و پیگیری است .

 

ریشه های فکری اثبات گرایی را بایستی در تحولات عصر روشنگری یعنی قرن هجدم میلادی و در اروپا جست و جو کرد- عصری که شاهد پیدایش ایمان به عقل انسانی بود. همان انتظاری که عصر ایمان نسبت به وحی الهی -به صورت فراگیر و جهانی – داشت – در فلاسفه عصر روشنگری نسبت به عقل انسانی تجلی یافت . آنها بر این باور بودند که هدف از مراجعه به عقل انسان – تنها شناخت امور نیست بلکه بهبود زندگی اجتماعی نیز مورد توجه است . به عبارتی – عقل یک امر از پیش داده شده تلقی نمی شود- بلکه استعدادی است که باید فراگرفته شود و از طریق آن – زندگی اجتماعی و سیاسی دچار تحول شود. میراث عصر روشنگری برای اثبات گرایی قرن نوزدهم عبارت بود از کوششی به سیاق علوم طبیعی و علوم اجتماعی در کشف قوانین حاکم بر زندگی اجتماعی سیاسی و نیز تلاش در ایجاد تغییر و تحول در جهت مطلوب . مهمترین بنیانگذاران این طرز تفکر و گرایش در علوم اجتماعی – سن سیمون و آگوست کنت بوده اند.

 

البته نقش سن سیمون موثرتر بوده است – اما به هر صورت آثار کنت بدنه اصلی اثبات گرایی علوم اجتماعی و سیاسی امروز را تشکیل می دهد. سخن اصلی آگوست کنت -وحدت علم – است . به اعتقاد او می توان از علوم طبیعی – الگوهای نظری و روش های مطالعه را گرفته و در علوم اجتماعی از آنها استفاده کرد. مقصود وی این است که میان موضوعات علوم اجتماعی و علوم طبیعی – تفاوتی وجود ندارد و میان این دو علم – هم به لحاظ روش و هم به لحاظ ماهیت – وحدت موجود است .

 

دورکیم در شهر اپینالEspinal– ایالت لورن -Lorraine- واقع در شرق فرانسه متولد شد. وی از تبار فقهای ریشه‌دار یهودی بود. در دوران جوانی علاوه بر گذران تحصیلات عادی در مدارس غیر مذهبی- زبان عبری- عهد عتیق و تلمود را نیز فراگرفت. وی چندی پس از کسب تاییدیه سنتی کلیمی در سن سیزده سالگی- تحت تاثیر یک معلم زن کاتولیک به کاتولیسیسم علاقه پیدا کرده بود- اما دیری نپایید که او از هر گونه تعلق مذهبی دست کشید و یک- لاادری- شد. دوران متوسطه را در دبیرستان اپینال و سپس دبیرستان- لیسه لویی- لوگران- پاریس گذراند. وی پس از دو بار ناکامی در امتحانات ورودی اکول نرمال سوپریور- در ۱۸۷۹ وارد این مدرسه عالی شد.

 

عنوان رساله دکترای دورکیم- درباره-تقسیم کار اجتماعی- است. در این اثر- وی به بررسی علل اجتماعی گذار از جامعه سنتی به متجدد -از دیدگاه او- جامعه مکانیکی به ارگانیک- می‌پردازد.

 

به منظور مطرح کردن جامعه‌شناسی به عنوان یک علم- دورکیم دفاعی فلسفی از آن را در کتاب- قواعد روش جامعه‌شناسی- -۱۸۹۴- – که به نوعی چکیده رساله دکترای اوست – مطرح کرده‌است. وی در این کتاب استدلال می‌کند که از آن‌جایی که جامعه‌شناسی موضوع و روش مدون تحقیق دارد- می‌تواند به عنوان یک علم مطرح شود.

 

اثر مهم دیگر او در جامعه‌شناسی اثبات‌گرایانه -پوزیتویستی– -خودکشی- -۱۸۹۷- نام دارد که وی در آن با استفاده از داده‌های آماری به دسته‌بندی میزان خودکشی در اقشار و جوامع مختلف می‌پردازد. وی در این کتاب چهار نوع خودکشی را از یکدیگر متمایز می‌سازد:خودکشی خودخواهانه -Egoistic-

 

خودکشی دیگرخواهانه -Altruistic-

– خودکشی آنومیک -Anomic-

– خودکشی قضا و قدری -Fatalistic-

وی در مورد گذار جوامع اروپایی از وضعیت قبل از صنعتی شدن به وضعیت صنعتی و تاثیرات آن روی جامعه- با مرتبط ساختن فرهنگ و تغییر معتقد بود که صنعتی شدن نوع جدیدی از تقسیم کار را در اروپا به وجود آورد که باعث درهم شکسته شدن یک سلسله ارزش‌ها و هنجارهای مشترک اجتماعی شد. این مسیله می‌تواند منجر به حالت ناهنجاری فرهنگی و از هم پاشیدگی وحدت اجتماعی گردد. این امر نیز به نوبه خود وجود دولت قدرتمند با اختیاراتی گسترده می‌طلبد در غیر این صورت جامعه سیر قهقرایی خواهد پیمود.

از جمله مهم‌ترین آثار در حوزه جامعه‌شناسی دین- کتاب – -صور بنیادی حیات دینی – -۱۹۱۲- دورکیم است.

 

نظریه های ارتباطی با مدل و با ساختاری ریاضی

اولین بار- نظریه ارتباطی- – از طرف -شانون- و -ویور- معرفی شدند و ارتباطات به عنوان یک رشته در ایالات متحده متولد شد و دارای نظریه های خاص خود گشت. از همان ابتدا جامعه شناسی و رشته های علوم انسانی به شدت تحت تاثیر اندیشه های -پوزیتیویستی- رشد کرد. از آنجا که هم اکنون آنچه در ایران تحت عنوان نظریه های ارتباطات تدریس می شود- مربوط به نظریه های کلاسیک ارتباطاتی است و از ارتباطات به معنای آمریکایی آن سرچشمه می گیرد. –اثبات گرایی– چارچوبی معرفت شناسی و روش شناسی را فراهم می کند- که پیامدهایی را از نظر نظری و کارکردی به همراه دارد. –اثبات گرایی– را نباید به عنوان مکتبی فکری مورد بررسی قرار داد- زیرا اثبات گرایی روشی است که از به کارگیری روش‌های علوم طبیعی در علوم اجتماعی حمایت می کند و طرفدار وحدت روش در علوم مختلف است. اثبات گرایی از اساس بر این ایده طبیعت گرایانه استوار است- که علم یعنی مطالعه واقعیتی- که بیرون از بحث و گفت و گوی علمی وجود دارد -بنتون و یان کرایب-1384-. -گرارد دلانتی- -1384- اثبات گرایی را به طور کلی در پنج اصل جمع کرده است.

 

1- علم گرایی یا وحدت روش علمی: بنا بر اثبات گرایی- هیچ گونه تمایزی میان روش های علوم طبیعی و علوم اجتماعی وجود ندارد.

 

2- طبیعت گرایی یا پدیدار گرایی: وحدت علوم فقط در روش علوم محدود نمی شود- بلکه موضوع آنها هم واحد است. علم مطالعه واقعیتی است- که در مقایسه با خود علم امری خارجی شمرده می شود. این واقعیت به واحدهای مشاهده پذیر یا پدیده های طبیعی قابل تبدیل است.

 

3- تجربه گرایی: پایه ی علم- مشاهده است. علم اثبات گرا به کلی بر چیزی استوار است- که می تواند مشاهده و ارزیابی شود. به عبارت دیگر به نظر پوزیتیویست ها- محقق با روش تجربی با مشاهده- به سوی مرحله ارزیابی پیش می رود. یعنی دانشمند- تجربه را برای کشف قوانینی کلی که به نحو عینی وجود دارند- به کار می برد. قوانینی که بتوان از آنها فرضیه هایی را بیرون کشید- که برای پیش بینی رویدادها قابل استفاده باشند.

 

4- رهایی از ارزش: علم در باره موضوع خود داوری نمی کند. و عملی خنثی و آزاد از ارزشهای اجتماعی و اخلاقی است. بنابراین- اثبات گرایان بر دوگانگی واقعیت و ارزش تاکید می کنند. آن ها مدعی اند که ارزش نمی تواند از واقعیت سرچشمه بگیرد. بنابراین اثبات گرایی بر دوگانگی واقعیت و ارزش تاکید می کند. بنابر علم اجتماعی اثبات گرا- فقط واقعیت های اجتماعی می توانند ارزیابی شوند.

 

5- معرفت ابزاری: به طور کلی نهاد علم به عنوان حرفه در جامعه جدید- جستجوی معرفت دارای کاربرد فنی را تسهیل کرده- گرچه ممکن است شکل های سیاسی گوناگونی به خود بگیرد.

 

در کل می توان دیدگاه پوزیتیویست ها را این گونه جمع بندی کرد که: به نظر فیلسوفان تجربه گرا- حواس انسان یگانه منبع شناخت است. آنان معتقدند که ذهن انسان در بدو تولد- به اصطلاح لوح سفید است. و شناخت- پس از آن و از گذر آموختن به منظور تشخیص الگوهای تکرار شونده در تجربه ما و ربط دادن ایده های عام به آنها کسب می شود. شناخت اصیل به بیان این الگوها در تجربه و چیزی که می توان از آن استنباط کرد- محدود می شود. مسلم است -نتایج استدلال های ریاضی و منطقی ای که عقل گراها را بسیار مفتون کرده بود- ناشی از این واقعیت است- که بنا به تعریف صادقند و چیزی در مورد جهان به ما نمی گویند.

مرسوم این است- که اثبات گرایی را با علم اجتماعی تاویلی و یا تفسیری و یا علم اجتماعی انتقادی و به طور عمده الهام گرفته از مارکسیسم- در تقابل قرار می دهند. ولی اثبات گرایی که مفروضه های خاصی در مورد علوم طبیعی دارد- به وسیله توسعه های غیر اثبات گرایانه ای که درون خود علم روی داده است- نیز تضعیف شده است. بنابراین این مکتب هم در علوم اجتماعی و هم علوم طبیعی بویژه در دهه پنجاه به شدت مورد تردید واقع شده است .

 

-پوپر- یکی از مهمترین منتقدان اثبات گرایی در درون خود این گروه بود. ایده اصلی او این است- که اصل اثبات باید به وسیله اصل ابطال که گاهی روش فرضیه ای- قیاسی نامیده می شود- جایگزین شود. علم نمی تواند با انجام آزمایش ها – اگرچه متعدد- چیزی را اثبات کند. زیرا نظریه هرچند بارها آزمایش شده باشد- همواره از این احتمال خالی نیست که ابطال شود. همچنین یکی دیگر از منتقدان اثبات گرایی -کوهن- است. ایده صلی او این است- که علم نه آنگونه که اثبات گرایان می گویند به صورت استقرایی حرکت می کند و نه آنگونه که -پوپر- ادعا می کند با ابطال نظریه پیش می رود. مهمترین عامل در علم- جابجایی از علم هنجاری به علم انقلابی است. او بر این باور است که دانشمندان از اشتباهات خود نمی آموزند. به ویژه اگر آن اشتباهات- پیامدهای بسیار گسترده ای برای مسیری که علم به سوی آن هدایت می شود داشته باشد . در واقع اعتبار علمی در هر پارادایمی مبتنی بر تجربه و اصل اثبات نیست- بلکه مبتنی بر اجماع بین دانشمندان موجود در آن پارادایم است.

 

اثبات گرایی از طرف دیدگاه های انتقادی به محافظه کاری و طرفداری از وضعیت موجود متهم شده است. مهمترین نقد در این مورد کاربست علم به عنوان پروژه هایی برای مهندسی اجتماعی است. -میشل فوکو- برای نمونه استدلال می کند- که شناخت در علوم انسانی به طرزی جداناشدنی با استراتژی های قدرت پیوند خورده است-که به موجب آنها سوژه های انسانی تحت کنترل قرار می گیرند. -آوات رضانیا رورنامه همشهری-.

 

شیفت پارادایمی از ریالیسم به نیوریالیسم را که می توان به صورت – تحول گفتمانی از واقع گرایی به واقع گرایی جدید – نیز معنی کرد از مباحث تیوریک مطرح در عصر حاضر می باشد. روشن است که اساس و پایه هر رشته علمی -تیوری- آن علم است. به دیگر سخن این تیوری می باشد که همچون چراغی راهگشای جستجوگران است . تیوری ها را می توان از دو جبهه مورد مطالعه قرار داد. جبهه نخست قوام و پختگی تیوری می باشد که تیوری در علومی مثل علوم تجربی دارای چنین قوام وساختار است لکن در علوم انسانی تیوری ها از این استحکام به دور می باشند.

دلیل آن را می توان در این دانست که بحث ما در علوم تجربی ماده بی روح و روان است لکن مورد بحث در علوم انسان

ی بشر ذی شعور است. جبهه دیگر در – تیوری – بحث اشراف صاحب نظران آن رشته نسبت به آن تیوری خاص است. از این منظر است که افرادی که در آن رشته خاص سال ها تحقیق و تدبر کرده اند نسبت به هم در جایگاه های گوناگونی قرار می گیرند. این مورد هم در مباحث علوم تجربی و هم در مباحث علوم انسانی اتفاق می افتد. از این منظر است که برخی مهندسین بر برخی دیگر ارجحیت پیدا می کنند زیرا که عوامل دخیل بر یک تیوری را نسبت به مهندسی دیگر بهتر درک کرده اند. در حوزه علوم انسانی نیز برخی از اندیشمندان به خاطر اشراف بر مباحث تیوریک بر دیگر صاحب نظران آن رشته اولویت پیدا می کنند. این اشراف بر مباحث تیوریک تا بدانجا پیش رفته است که تیوری در علوم انسانی همان نقش تیوری در علوم تجربی را برای برخی ها پیدا کرده است. واضح است در مباحث علوم اجتماعی نظریه پوزیتویستی -positivism approach- –شناخت اثبات گرایانه-. علوم اجتماعی را همان فیزیک و شیمی اجتماعی می داند و قوانین مدون آن علوم را بر علوم اجتماعی نیز صادق می داند. این مکتب در ایالات متحده که خاستگاه آن نیز می باشد طرفداران بی شماری دارد. همچنین رشته بین رشته ای روابط بین الملل international relations و گرایش های چهار گانه آن در مقاطع دکترا PH.D و فوق دکترا Post-Doctoral شامل : -حقوق بین الملل- سازمان های بین المللی- سیاست بین الملل -اقتصاد بین الملل- و یا رشته علوم سیاسی political science و گرایش های چهارگانه آن در مقاطع دکترا و فوق دکترا – مثل : جامعه شناسی سیاسی- سیاستگذاری عمومی- اندیشه سیاسی – مسایل ایران- و یا حتی در رشته مطالعات منطقه ای و گرایش های آن مثل مطالعات خلیج فارس – مطالعات آسیای میانه- مطالعات قفقاز و … که تاریخ – جغرافیا و مسایل اجتماعی و سیاسی این مناطق را بررسی می نماید همگی نیازمند تیوری روابط بین الملل هستند. متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان علوم اجتماعی در ایران حتی در مقاطع تحصیلات تکمیلی بر خلاف دانشجویان علوم مهندسی ضعف مفرطی در مباحث تیوریک دارند و بیشتر به دنبال مباحث پراتیک هستند. اکثر دانشجویان در این گونه رشته ها از لحاظ تیوری- یک عمل انجام گرفته را نمی توانند تجزیه و تحلیل نمایند. این درحالی است که اگر کسی از لحاظ تیوریک قوی باشد با خواندن چندین سطر آغازین یک مقاله علمی در رشته های علوم انسانی به راحتی عقیده فکری نویسنده را تشخیص می دهد. به طوری که به عنوان مثال در رشته روانشناسی در صورت اشراف کامل بر تیوری های این رشته- خواننده به سرعت رقم فکری نویسنده را تشخیص می دهد . اما در عرصه روابط بین الملل ما دارای چهار مکتب علمی هستیم . لازم به ذکر است که هر مکتب علمی باید توضیح دهنده 3 محور اساسی زیر باشد .

 

چهار مکتب مهم روابط بین الملل- ریالیسم – وابستگی متقابل – وابستگی- جهان وطن انگاری- هستند . به عبارت صحیح تر به طور خلاصه سه محور مهم در چهار مکتب روابط بین الملل عبارتند از:

الف- ساختار نظام بین الملل

ب- اصل حاکم بر نظام بین الملل

ج – توزیع قدرت در نظام بین الملل

ساختار نظام بین الملل در مکتب ریالیسم یا واقع گرایی-دولت محوری centric-State

– در مکتب وابستگی متقابل چند محوری Centric-Multi

– در مکتب وابستگی جهان محوری centric-Global

– در مکتب جهان ستایی یا ایده آلیسم

– در جامعه جهانی World society می باشد. اصل حاکم بر نظام بین الملل یا منطبق نظام در مکتب ریالیسم هرج و مرج Anarchy

 

به طور کل :محورهای نظام بین الملل در چهار مکتب ریالیسم- وابستگی متقابل – وابستگی و جهان ستایی . به صورت خلاصه هدف از بیان و اشاره کردن به 4 مکتب اصلی روابط بین الملل – یعنی که چهارچوب فکری اکثر صا حب نظران این رشته معتقدند که بعد از فروپاشی نظم 2 قطبی و پس از یک دهه از مقبولیت گفتمان وابستگی متقابل -لیبرالیسم- سیاست خارجی ایالات متحده از سال 2001 دوباره از لیبرالیسم به ریالیسم تغییر جهت پیدا می کنیم . به عبارت صحیح تر بعد از وقایع 11 سپتامبر 2001 و پس از فترتی 10 ساله کشورهای جهان- دوباره بزک کردن چهره ی واقع گرایی در عرصه مناسبات خود ضروری است . از همین منظر استفاده از شعار – تغییر – یعنی تغیر جهت در سیاست خارجی آمریکا به عنوان ابرقدرت Super power و نظم دهی دو باره جهان حول محور علمی نبودن دین – القای تفکر دین هراسی جهانی و نسل کشی جوامع دینی ود ر راس آن فلسطین و اسلام هراسی و در راس آن کشور ایران – در حال حاضر بسار حایز اهمیت است.

 

منبع : 

رویش ایران

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

آماندا سیفرید

آماندا سیفرید – Amanda Seyfried

آماندا سیفرید بازیگر و خواننده آمریکایی است- بازی در فیلم تلویزیونی به نام -همه فرزندان …

یک دیدگاه

  1. اثبات گرایی را باید زود یاد‌بگیریم و یاد دهیم‌جونکه در زندگی به درد مان کیخورد و به کمک دیگران هم‌همجنین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × پنج =