خانه / عرفان / عارفان بزرگ / ابونصر فارابی – Farabi

ابونصر فارابی – Farabi

ابونصر فارابی
ابونصر فارابی

ابونصر فارابی با نام کامل ابونصر محمد بن محمد فارابی- از بزرگترین فلاسفه و دانشمندان عصر طلایی اسلام است

ابونصر فارابی در علم- فلسفه- منطق- جامعه‌شناسی- پزشکی- ریاضیات و موسیقی تخصص داشت. بیشترین آثار او در زمینه فلسفه- منطق- جامعه‌شناسی و همچنین دانشنامه‌نویسی بود. فارابی به مکتب نوافلاطونی تعلق داشت که سعی داشتند تفکرات افلاطون و ارسطو را با الهیات توحیدی هماهنگ کنند و در فلسفه اسلامی نیز از جمله اندیشمندان مشایی محسوب می‌شود. فارابی شرح‌های ارزشمندی بر آثار ارسطو نگاشته و به سبب همین او را معلم ثانی خوانده‌اند. وی آثاری نظیر -الجمع بین الرایین- -اغراض ما بعدالطبیعه ارسطو-  -فصول الحکم- و -احصاالعلوم- را از خود به یادگار نهاده‌است. در قرون وسطی آثاری چند از او به زبان لاتین برگردانده شده‌اند و او به خوبی در غرب نیز شهرت یافته است.

پدر و مادر فارابی از ایرانیانی بودند که به ترکستان مهاجرت کرده بودند. فارابی بیشتر عمر خود را در بغداد دارالخلافه حکومت عباسیان گذراند.

 

زندگی ابونصر فارابی

ابونصر محمد بن محمد طرخانی ملقب به فارابی- در حدود سال ۲۵۷هجری قمری/ ۸۷۰میلادی در دهکده -وسیج- از ناحیه پاراب -فاراب- در فرارود -شهر اترار کنونی در جنوب قزاقستان- یا پاریاب -فاریاب- خراسان در افغانستان کنونی به دنیا آمد. دهخدا به نفل از بدیع الزمان فروزانفر می‌نویسد: -اسم پدر او طرخان و نام جدش اوزلوغ است. درشرح زندگی فارابی مطلبی که بر جریان واقعی زندگی دوران طفولیت و جوانی وی باشد در کتابها وجود ندارد. ابن ابی اصیبعه دو خبر متناقض درباره او نقل می‌کند: اول اینکه فارابی در آغاز کار نگهبان باغی در دمشق بودو دوم اینکه- در عنفوان جوانی به قضاوت مشغول بود و چون به معارف دیگر آشنا شد- قضاوت را ترک کرد و با تمام میل به طرف معارف دیگر روی آورد.- در جوانی برای تحصیل به بغداد رفت و نزد -متی بن یونس- به فراگرفتن منطق و فلسفه پرداخت. سپس به حرّان سفر کرد و به شاگردی -یوحنا بن حیلان- درآمد.

 

از آغاز کار- هوش سرشار و علم آموزی وی سبب شد که همه موضوعاتی را که تدریس می‌شد- به خوبی فرا گیرد. به زودی نام او به عنوان فیلسوف و دانشمند شهرت یافت و چون به بغداد بازگشت- گروهی از شاگردان- گرد او فراهم آمدند که –یحیی بن عدی– فیلسوف مسیحی یکی از آنان بود.

در سال ۳۳۰هجری قمری/۹۴۱میلادی به دمشق رفت و به -سیف الدوله حمدانی- حاکم حلب پیوست و در زمره علمای دربار او درآمد. فارابی در سال ۳۳۸هجری قمری/۹۵۰میلادی در سن هشتاد سالگی در دمشق وفات یافت. عده ایی بر این باورند که ابونصر هنگامی که از دمشق به عسقلان می‌رفت به دزدان برخورد. ابونصر گفت: -هر آنچه از مرکب- سلاح- لباس و مال هست بگیرید و با من کاری نداشته باشید.- آنها نپذیرفتند و قصد کشتن او کردند. ابونصر به ناچار با آنها جنگید و کشته شد. امرای شام از حادثه با خبر شدند. ابونصر را دفن کردند و دزدان را بر سر قبر او دار زدند.

مورخان اسلامی معتقدند که فارابی فردی زهد پیشه و عزلت‌گزین و اهل تامل بود. اعراض او از امور دنیوی به حدی بود که با آن که سیف الدوله برایش از بیت‌المال حقوق بسیار تعیین کرده بود- به چهار درهم در روز قناعت می‌ورزید.

 

فارابی در انواع علوم بی همتا بود. چنان‌که درباره هر علمی از علوم زمان خویش کتاب نوشت و از کتاب‌های وی معلوم می‌شود که در علوم زبان و ریاضیات و کیمیا و هییت و علوم نظامی و موسیقی و طبیعیات و الهیات و علوم مدنی و فقه و منطق دارای مهارت بسیار بوده‌است.

درست است که کندی نخستین فیلسوف اسلامی است که راه را برای دیگران پس از خود گشود- اما او نتوانست مکتب فلس

فی تاسیس کرده و میان مسایلی که مورد بحث قرار داده‌است- وحدتی ایجاد کند. در صورتی که فارابی توانست مکتبی کامل را بنیان نهد.

 

ابن سینا او را استاد خود می‌شمرد و ابن رشد و دیگر حکمای اسلام و عرب- برایش احترام بالایی قایل بودند. ازجمله سخنی از ابن سینا است که اوج منزلت علمی اورا بیان می‌کند:کتاب مابعدالطبیعه را مطالعه کردم وبعد از چهل مرتبه مطالعه نتوانستم از اغراض مولف آن آگاهی پیدا کنم تا اینکه در بازار به کتابی از ابونصر فارابی برخورد کردم که شرحی بر کتاب مابعد الطبیعه بود بعد از مطالعه آن توانستم مطالب مابعد الطبیعه را در یابم و بسیار مسرور شدم.

در سنت فلسفه اسلامی- فارابی را بعد از ارسطو که ملقب به -معلم اول- بود- معلم ثانی لقب داده‌اند.

 

نسب ابونصر فارابی

در حال حاضر نسب فارابی را بسیاری از منابع ایرانی و برخی دیگر- ترک می‌دانند.

 

نسب ایرانی

تاریخ نگار- عرب ابن ابی عصیبه -وفات ۶۶۸ ه.ق- در کتاب اویون خود اشاره کرده‌است که فارابی که پدر قرآن است از نسب پارسی بود. الشهروزی که در حوالی سال‌های ۱۲۸۸ میلادی می‌زیست و اولین زندگی‌نامه را نوشته ‌است- اشاره می‌کند که فارابی از یک خانواده‌ی پارسی است. علاوه بر این‌ها- فارابی در حاشیه- بسیاری از کارهایش به زبان پارسی و سغدی منابعی را معرفی کرده- حتی به زبان یونانی اما به ترکی نه حتی زبان سغدی به عنوان زبان مادری وی و زبان ساکنان فاراب دانسته شده‌است.

محمد جواد مشکور ایرانی زبان بودن اصالت آسیای میانه را استدلال کرده‌است.اما فاراب در درجه‌ی نخست جزو سرزمین مسلمانان بود و به دنیای اسلام و تمام بشریت تعلق دارد و عرب یا پارسی یا ترک بودن وی اهمیتی ندارد. اصالت پارسی فارابی توسط دیگر منابع نیز بحث شده‌است.همچنین پرفسور دانشگاه آکسفورد آقای بوسورث می‌نویسد که چهره‌های بزرگ مانند فارابی – بیرونی و ابن سینا توسط دانش پژوهان علاقمند ترک به نژاد ترکی چسبانده شدند. در دانشنامه‌ی ایرانیکا- دکتر گوآتاس اظهارات ابن خلکان را نکوهش کرده و مدارک پیش از وی در این ضمینه از ابن عصیبه در مورد پارسی بودن فارابی باعث شده تا ابن خلکان به تلاش برای مدرک‌سازی جهت ترک نشان دادن وی باشد. در این چهارچوب وی اشاره می‌کند که ابن خلکان ابتدای اسم فارابی نسبت الترک را افزود- در حالی که فارابی هرگز چنین نسبتی را نداشته است.

 

نسب ترک

قدیمی‌ترین کسی که نسب فارابی را ترک دانسته- ابن خلکان بوده‌است. وی در اثر خود وفایات فارابی را متولد فاراب و روستای کوچکی به وسیج که اکنون به نام اترار در قراقستان شناخته می‌شود از والدینی ترک به دنیا آمده‌است می‌داند. برخی منابع دیگر نیز به این جریان معتقدند.

 

فلسفه ابونصر فارابی

از عصر فارابی تا عصر سبزواری- یعنی از قرن نهم تا نوزدهم میلادی- مبحث خلق جهان و حدوث و قدم عالم- مهم‌ترین بحث تفکر اسلامی بود. فارابی به پیروی از ارسطو معتقد بود که جهان -قدیم- است. اما برای آن‌که از چهارچوب تعلیمات قرآنی خارج نشود- سعی کرد بین عقیده ارسطو و مسیله‌ی خلق جهان در قرآن راهی بیابد. به همین سبب سعی می‌کرد موضوع -فیضان- و -تجلی- را با روش عقلی توضیح دهد. او عقل و انواع آن را ابداع خداوند می‌داند. اما اظهار می‌دارد که این ابداع در زمان اتفاق نیفتاده است. او معتقد است که -عقل فعال- ارسطو همان وحی قرآنی است. فلسفه‌ی فارابی آمیزه‌ای است از حکمت ارسطویی و نوافلاطونی که رنگ اسلامی و به خصوص شیعی اثنی‌عشری به خود گرفته‌است. او در منطق و طبیعیات- ارسطویی است و در اخلاق و سیاست- افلاطونی و در مابعدالطبیعه به مکتب فلوطینی گرایش دارد.

 

وحدت فلسفه

فارابی از کسانی است که می‌خواهند آراء مختلف را با هم وفق دهند. او در این راه بر همه گذشتگان خود نیز سبقت گرفت. او در این راه تا آن جا پیش رفت که گفت: فلسفه- یکی بیشتر نیست و حقیقت فلسفی – هر چند مکاتب فلسفی متعدد باشند – متعدد نیست.

فارابی به وحدت فلسفه سخت معتقد بود و برای اثبات آن براهین و ادله بسیاری ذکر کرد و رسایل متعدد نوشت که از آن جمله- کتاب -الجمع بین رایی الحکیمین افلاطون الالهی و ارسطو- به دست ما رسیده‌است.

 

وی معتقد بود که اگر حقیقت فلسفی واحد است- باید بتوان در میان افکار فلاسفه بزرگ به ویژه افلاطون و ارسطو توافقی پدیدآورد. اساسا وقتی غایت و هدف این دو حکیم بزرگ- بحث درباره حقیقتی یکتا بوده‌است- چگونه ممکن است در آرا و افکار- با هم اختلاف داشته باشند؟

فارابی میان این دو فیلسوف یونانی پاره‌ای اختلافات یافته بود- اما معتقد بود که این اختلافات- اختلافاتی سطحی است و در مورد مسایل اساسی نیست. مخصوصا آنکه آن‌ها مبدع و پدیدآورنده فلسفه بوده و همه حکمای بعدی کم و بیش- به این دو متکی هستند.

مسایلی که به عنوان اختلاف مبانی افلاطون و ارسطو مطرح بود و فارابی درصدد هماهنگ ساختن بین آنها برآمد- عبارت بودند از:

روش زندگی افلاطون و ارسطو- روش فلسفی افلاطون و ارسطو- نظریه مثل- نظریه معرفت یا تذکر- حدوث و قدم- نظریه عادت.

 

البته تردیدی نیست که فارابی در این امر رنج بسیاری متحمل شده است- اما نکته مهم در این رابطه این است که یکی از منابع او برای انجام این مقصود- کتاب -اثولوجیا- یا -ربوبیت- بود که یکی از بخش‌های کتاب -تاسوعات- فلوطین می‌باشد. وی فکر می‌کرد که این کتاب متعلق به ارسطو است و چون در آن به یک سلسله آرای افلاطونی برخورد کرده بود- همین امر او را بر این کار- تشویق می‌کرد. -در حالی که مطالب این کتاب- ارتباطی با ارسطو نداشت-

بنابراین- اگر چه فارابی در کار خود به توفیق کامل دست نیافت- ولی راه را برای دیگر فلاسفه اسلامی گشود. بدین ترتیب که میان ارسطو و عقاید اسلامی یک نوع هماهنگی ایجاد کرد و فلسفه ارسطو را جزو سرچشمه‌ها و اصول فلسفه اسلامی قرارداد.

 

موسیقی

فارابی در کتاب احصا العلوم در تعریف موسیقی می‌گوید:-علم موسیقی به طور کلی- از شناختن انواع الحان و آنچه الحان از آن‌ها تالیف می‌شود بحث می‌کند و روشن می‌سازد که الحان برای چه غرض‌هایی تالیف می‌شوند و چگونه باید تالیف شوند و بر چه حالی باید باشند تا تاثیر ان‌ها بیشتر و دلنشین تر گردد. کتاب موسیقی کبیر شاهکار فارابی در علم موسیقی است که با ترجمه آذرتاش آذرنوش برگردان شده است. به گفته دکتر عبدالامیر سلیم این کتاب عظیم‌ترین کار دوره اسلامی در زمینه موسیقی است. کارادیوو بیان می‌دارد که دراویش مولوی نغمه‌ها و نواها و آهنگ‌های باستانی را که با خواندن اشعار مولانا همواره زمزمه می‌کردند و همیشه در زهن داشته‌اند و می‌خوانند همگی منتسب به فارابی است. فارابی در این کتاب سعی کرده است که آرای پیشینیان در مورد موسیقی را جمع‌آوری کند. فارابی نخستین کسی است که نام خنیاگر معروف دربار خسرو پرویز را بجای باربد- به صورت درست یعنی فهلبذ ضبط کرده است. وی در موسیقی کبیر از دو نوع تنبور بغدادی و خراسانی نیز سخن می‌گوید. او همچنین از ساز شاه رود و شکل آن سخن می‌گوید. فارابی زمانی که شاهرود را توضیح می‌دهد از فاصله پنجم -پرده پنجم- نیز سخن گفته است.

 

آثار ابونصر فارابی

۱- ما ینبغی ان تعلم قبل الفلسفه -آنچه شایسته‌است قبل از فلسفه فرا بگیری-: در این کتاب- فارابی منطق- هندسه- اخلاق نیکو و کناره‌گیری از شهوات را پیش نیاز پرداختن به فلسفه ذکر می‌کند و دربارهٔ هر یک مطالبی بیان می‌نماید.

۲- السیاسه المدنیه -سیاست شهری-: این کتاب درباره اقتصاد سیاسی است.

۳- الجمع بین رای الحکیمین افلاطون الالهی و ارسطو طالیس -جمع بین آراء دو حکیم بزرگ- افلاطون الهی و ارسطو-: فارابی در این کتاب می‌کوشد بین نظریات افلاطون و ارسطو هماهنگی برقرار سازد.

۴- رساله فی ماهیه العقل -رساله‌ای درباره ماهیت و چیستی عقل-: در این رساله اقسام عقول را تعریف و مراتب آن‌ها را بیان می‌کند.

۵- تحصیل السعاده -به دست آوردن سعادت-: در اخلاق و فلسفه نظری.

۶- اجوبه عن مسایل فلسفیه -پاسخ‌هایی به مسایل فلسفی-: پاسخ‌هایی است به برخی پرسش‌ها و مسایل فلسفی.

۷- رساله فی اثبات المفارقات -رساله‌ای در اثبات وجود موجودات غیر مادی-: در این رساله- فارابی دربارهٔ موجودات غیر مادی بحث می‌کند.

۸- اغراض ارسطو طالیس فی کتاب مابعد الطبیعه -اغراض ما بعدالطبیعه ارسطو- -مقاصد ارسطو در کتاب متافیزیک-: این کتاب یکی از مهم‌ترین کتابهای فارابی است که مورد استفاده ابن سینا هم قرار گرفت.

۹- رساله فی السیاسه -رساله‌ای در سیاست-: فارابی دربارهٔ سیاست صحبت می‌کند.

۱۰- فصوص الحکمه -فصوص جمع فص به معنای نگین می‌باشد: نگین‌های حکمت-: این کتاب در مورد حکمت الهی و شامل ۷۴ بحث در این زمینه و مباحث نفس می‌باشد.

۱۱- کتاب موسیقی کبیر: این اثر جنبه‌های گوناگون موسیقی مانند مقامات را تعیین می‌کند.

۱۲- اندیشه‌های اهل مدینه فاضله: فارابی در این اثر آرمان شهر خود را بنا می‌کند.

۱۳- فی وجوب صناعه الکیمیا -درباره ضرورت کیمیا-

۱۴- رساله الحروف: فارابی در این رساله مشکلات کتاب متافیزیک ارسطو را حل می‌کند. یکی از آثار مفصل فارابی است که در آن دربارهٔ کلمات عربی و فارسی و یونانی که بر عینیت و تحقق دلالت دارند و نیز از مقولات بحث می‌کند.

 

منبع :

تبیان

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

خیام نیشابوری

خیام نیشابوری

عمر خیام نیشابوری -با نام کامل غیاث‌الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری-  که خیامی …

3 دیدگاه

  1. ممنون از مطالب خوبتون

  2. دم فارابی گرم

  3. به نظرم بزرگترین فلاسفه عصر خودش بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + چهارده =