خانه / ادبیات / نویسندگان / گی دو موپاسان – Guy de Maupassant

گی دو موپاسان – Guy de Maupassant

گی دو موپاسان
گی دو موپاسان

گی دو موپاسان با نام کامل آنری رنه آلبر گی دو موپاسان نویسنده فرانسوی است- او تحت تاثیر ویکتور هوگو نخست اشعاری عاشقانه سرود- او در طول زندگی نسبتا کوتاه 43 ساله اش حدود 300 داستان کوتاه و بلند- 6 رمان و نیز 3 سفرنامه- یک مجموعه شعر و مجلدی از چند نمایشنامه خلق کرد

زندگی گی دو موپاسان

گی دو موپاسان در 5 آگوست 1850 در قصر میرومانسنیل در نزدیکی شهر بندری دیپ فرانسه واقع در ساحل نورماندی متولد شد. درواقع پدر و مادر موپاسان ساکن شهر کوچک فکان- در 15 کیلومتری آنجا بودند. اما از آنجایی که مادر موپاسان زنی با پیشینه اشرافی و بلندپرواز بود شوهرش را واداشت این قصر را برای اقامت تابستانی اجاره کند تا او بتواند فرزندشان را در محیطی اشرافی به دنیا بیاورد. البته موپاسان کودکی اش را عمدتا در شهر فکان گذراند. دایی موپاسان از دوستان دوران جوانی گوستاو فلوبر- نویسنده مشهور فرانسوی بود. اختلاف های پدر ومادر سرانجام در سال 1859 منجر به جدایی آنها شد. پدر در پاریس به عنوان یک کارمند ساده بانک مشغول به کار شد و مادر به همراه -گی- و برادرش -اروه- در استراحتگاه ساحلی اترتا که شهری کوچک و در حال ترقی بود اقامت گزید.

این جدایی درزندگی گی دوموپاسان تاثیر بسزایی داشت و دوران کودکی او را دچار تلخکامی کرد. بنابراین شرط همینگوی برای نویسنده شدن یعنی -داشتن دوران کودکی ناشاد- درمورد موپاسان کاملا صادق بود. درونمایه برخی از داستان های موپاسان موید تاثیر نامطلوبی است که جدایی پدر و مادرش در آن دوران بر ذهن و روح وی گذاشت.
او در 13 سالگی وارد مدرسه شبانه روزی در شهر ایوتو که موسسه ای وابسته به کلیسا بود شد. در همانجا بود که تحت تاثیر ویکتورهوگو به سرودن اشعاری به سبک رمانتیک پرداخت و نیز تحت تاثیر ادبیات کلاسیک- اشعار راسین و رمان های ژان ژاک روسو قرار گرفت. موپاسان پنج سال بعد از ورودش به این مدرسه به علت سرودن شعری گستاخانه از آنجا اخراج شد. او پس از وقفه در دبیرستان دولتی شهر روین اسم نویسی کرد و مشغول تحصیل در آنجا شد. موپاسان در روین با شاعری به نام لویی بویه- که یکی از دوستان صمیمی گوستاو فلوبر بود- آشنا شد. بویه نخستین کسی بود که ظرایف کار ادبی را به موپاسان آموخت و اشعارش را تصحیح کرد. اما بویه کمی بعد- قبل از این که موپاسان دیپلمش را بگیرد با زندگی وداع گفت.

موپاسان در روین با فلوبر نیز آشنا شد. بعد از گرفتن دیپلم به پاریس رفت و تحصیل در رشته حقوق را آغاز کرد. او در این دوره نزد پدرش اقامت داشت. با شروع جنگ میان فرانسه و پروس از آنجا که به جنگ فراخوانده شده بودند- مجبور به ترک دانشگاه شد. موپاسان اگرچه به خط مقدم نرفت اما شکست و اشغال فرانسه به وسیله ارتش پروس را با گوشت و پوستش احساس کرد.

گی دو موپاسان
گی دو موپاسان

آغاز فعالیت های ادبی

بعد از مرخصی از جنگ در پاییز سال 1872 موپاسان تحصیلش را ادامه نداد- بلکه در پاریس به کمک فلوبر شغلی به عنوان کارمند وزارت نیروی دریایی ـ و از سال 1877 به بعد در وزارت آموزش ـ برای خودش دست وپا کرد. برای جبران شغل ملال آور کارمندی در اوقات فراغت به قایقرانی بر روی رود سن و سایر تفریحات می پرداخت. در کنار زندگی کارمندی و سرگرمی هایی چون قایقرانی با راهنمایی های فلوبر دست به طبع آزمایی در شیوه های گوناگون ادبی زد- اما مدتی طولانی تقریبا چیزی منتشر نکرد.

او از طریق فلوبر که زمان زیادی را در پاریس می گذراند با نویسندگان پاریس- بویژه امیل زولا که رییس مکتب نوپای ناتورالیسم بود- آشنا شد. موفقیت موپاسان در مقام نویسنده در سال 1880 با انتشار نوول استادانه و روانشناختی -بولی دوسویف- ـ که استاد محمدقاضی نام -تپلی- را بر آن نهاده ـ روی داد. این نوول در مجموعه ای از داستا ن های ضد جنگ که زولا – زوریس کارل اوییسمان و تعدادی دیگر از نویسندگان معروف ناتورالیست تحت عنوان -شب ها در مدان- منتشر کرده بودند به چاپ رسید. مدان نام روستایی بود در کنار رود سن که زولا ویلایی در آنجا داشت. نویسندگان این مجموعه امیدوار بودند که از شهرت زولاکه داستانش در ابتدای مجموعه آمده بود- برای مطرح شدن داستان های خودشان بهره ببرند- اما توجه همه منتقدان به داستان موپاسان معطوف شد و آن را استثنایی در میان آن داستان ها به شمار آوردند و ستودند. تورگنیف که آن زمان مقیم پاریس بود آن را بسیار عالی خواند و فلوبر در نامه ای به موپاسان از داستان -تپلی – به عنوان -شاهکار- نام برد. مردم نیز از این داستان استقبال گسترده ای به عمل آوردند و کتاب در عرض2 هفته 8بار تجدید چاپ شد.

اوج و پایان زودهنگام

بعد از توفیق -تپلی- موپاسان سرودن شعر و نگارش متون نمایشی را تا حدود زیادی رهاکرد. او برای این که به نویسنده ای تراز اول در ادبیات جهان تبدیل شود تنها دوازده سال – تا مرگ زودهنگامش در سال 1893- فرصت داشت. در این 12 سال اعتبار و درآمد او بابت آثار داستانی اش به سرعت فزونی گرفت. با موفقیتی که -تپلی- آغازگر آن بود توانست در پایان همان سال 1880 شغل کارمندی اش را رها کند و به صورت حرفه ای به نویسندگی بپردازد. او در سال 1883 در شهر اترتا برای خودش خانه ای ساخت و 2 سال بعد قایق بادبانی گرانقیمتی خریداری کرد.
رویدادهای داستان های موپاسان که غالبا گرایشی ناتورالیستی در آنها مشهود است عمدتا در حوالی محل تولد او- نورماندی و پاریس می گذرند. موپاسان این داستان ها را به شیوه معمول آن زمان ابتدا در صفحات ادبی مجلات پاریس منتشر می کرد. بعد از انتشار -تپلی- او یکسره خود را وقف نوشتن کرد و مجموعه داستان هایش یکی پس از دیگری منتشر شدند. مجموعه های معروفی مثل -مادموازل فی فی- – -میس هریت– -ایوت– -قصه های روز و شب- – -هورلا- و …

موپاسان دراین دوره داستان هایی آفرید که در نوع خود بی نقص اند- مانند داستان معروف -گردنبند- که به داستانی آموزشی و الگو از نظر -زمینه چینی- -گره افکنی-اوج- و -گره گشایی- تبدیل شده است.
رمان های موپاسان نیز هنوز خوانندگان بسیاری دارند- رمان هایی نظیر -یک زندگی- -قوی همچون مرگ- و -بل آمی-.

گی دو موپاسان
گی دو موپاسان

بل آمی

رمان -بل آمی- بیش از سایر رمان های موپاسان شهرت پیدا کرده. این رمان داستان جوانی به نام -ژرژ دوروآ- است که بی اصل و نسب و فاقد تحصیلات – اما باهوش و خوش قیافه است. او پس از این که مدتی در آفریقا در ارتش خدمت می کند- به پاریس می آید تا به محافل سطح بالای آنجا راه پیدا کند. در پاریس با همخدمتی سابقش که اکنون روزنامه نگار موفقی شده ملاقات می کند. او با مدیر روزنامه که مردی ثروتمند و سوداگر است آشنا می شود و کارش را در روزنامه آغاز می کند. -دوروآ- که آدمی کم مایه اما جسور و بی باک است با مقالاتش مسیر ترقی را به سرعت می پیماید.
این رمان تصویری گویا از دنیای فاسد بورژوازی مرفه پاریس در اواخر قرن نوزدهم ارایه می دهد. با وجود این که منتقدان ادبی موپاسان را به سیاه بینی متهم می کنند- رمان برای او موفقیت بزرگی را به ارمغان می آورد.

مرگ

مرگ زودرس موپاسان در سال 1893 اتفاق افتاد و در این سال بیماری مغزی علاج ناپذیری به زندگی 43ساله اش پایان داد. او را در گورستان -مونپارناس- پاریس به خاک سپردند.

نوشته‌ها
رمان‌ها

یک زندگی -Une vie-
بل آمی
لبخند بخت Mont-Oriol
Pierre et Jean
Fort comme la mort
Notre Cœur

داستان‌های کوتاه

گردنبند الماس
سنجاق
در یکی از شب‌های بهار
بابای سیمون
رز
پیرو
اولین برف
در مزرعه
در خانواده
کنار مرده
خروس جنگی

 

منبع :

بیتوته

آفتاب آنلاین

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

خسرو شاهانی

خسرو شاهانی – Khosrow Shahani

خسرو شاهانی طنزنویس- داستان‌نویس و خبرنگاری بود که با نشریاتی همچون توفیق- فکاهیون- گل آقا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − یک =