خانه / ادبیات / تحلیل و بررسی کتاب / کوه جادو – The Magic Mountain

کوه جادو – The Magic Mountain

کوه جادو
کوه جادو

کوه جادو – رمانی از توماس مان نویسنده آلمانی است که در ۱۹۲۴ انتشار یافت و در سال ۱۹۲۹ -پنج سال پس از انتشار- جایزه ادبی نوبل را برای نویسنده خود به ارمغان آورد -ماجرای نوشته شدن کوه جادو توسط توماس مان بر می گردد به مدت سه هفته اقامت او در یک آسایشگاه کوهستانی در داووس سوییس- در ارتفاعات آلپ به سال ۱۹۱۲.

معرفی نویسنده کتاب کوه جادو

توماس مان نویسنده‌ی رمان- داستان کوتاه و مقالات نویسنده بزرگ آلمانی در روز ۶ ژوین ۱۸۷۵ در شهر لوبک آلمان متولد شد. توماس مان جایزه نوبل سال ۱۹۲۹ را عمدتا به خاطر رمان بزرگش -بودنبروک‌ها- که به عنوان یک از آثار ادبیات کلاسیک به‌طور پیوسته شهرت روزافزون کسب کرده است- از آن خود کرد
در سال ۱۸۹۷ همراه برادرش به رم رفت و در همان سال کتاب بودنبروک ها را آغازکرد که در سال ۱۹۰۱ توانست آن را چاپ برساند و شهرت زیادی کسب کند. در سال ۱۹۰۵ با خانم کاتیا پرنیگشایم دختر یکی از استادان دانشگاه مونیخ ازدواج کرد. در این مدت چند اثر دیگر از او انتشار یافت: تریستان- گرسنگان- تونیو کروگر- ساعت دشوار-در آینه- اعلی حضرت- فونتان پیر- شامیسو و مرگ در ونیز. در سال ۱۹۲۴ کتاب کوه جاده را منتشر کرد که باعث شد شهرت او دو چندان شود. در فاصله سال های ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۶ کتاب های گوته و تولستوی- گفتار و پاسخ- تلاش ها- یادداشت های پاریس را نوشت.
در سال ۱۹۲۹ جایزه نوبل ادبیات به او اهدا شد. او نخستین آلمانی بود که این جایزه را به دست آورد.
توماس مان در کنار خلق آثار ادبی به معنی واقعی- به کوشش بسیار در نقد و آثار تحقیقی و تحلیلی نیز پرداخته و درباره آثار نویسندگانی که از آنها مایه گرفته یا از آنان پیروی کرده مانند -شیلر- گوته- نیچه- شوپنهاور- تولستوی- داستایفسکی- چخوف- لسینگ- فروید- و -ژید- مقاله‌های فراوانی انتشار داده است.

 

کوه جادو
توماس مان

درباره رمان

در این رمان می‌توان شش خصلت یا شش موضوع اساسی یافت. نخست اینکه- نویسنده سبکی ناتورالیستی به کار می‌برد که مخصوصا در توصیفاتش بسیار دقیق است- به این معنی که تسلیم میل خود به مسایل مربوط به بیماری می‌شود و چنان‌که در بودنبروکها می‌بینیم- ولی بر سر تحلیل فرتوتیها و احتضارها درنگ بسیار می‌کند. دوم اینکه- این جامعه اروپایی -آسایشگاه داووس از همه کشورها بیمار می‌پذیرد- در ۲۰۰۰ متری بالای مرزها- در مجموعه نماینده قومی است خارج از زمان- در عین حال متعلق هم به روزگار ابتدایی و هم به روزگار آینده. سوم اینکه- در اینجا مخصوصا سخن از کاستورپ- یعنی فردی است که نمونه نوعی آلمانی متوسط است- او همین که پای‌بند کوهستان می‌شود- فراغتی نامحدود پیدا می‌کند- از زندگی پرتنش و سطحی عصر ما به مشغله‌های قرن هجدهم روی می‌آورد و به این ترتیب- مانند ویلهلم مایستر -سالهای کارآموزی ویلهلم مایستر- شروع می‌کند به پروردن و فرهیخته‌کردن خود. از این بابت- رمان مان مربوط می‌شود به سنت رمان پرورشی.
کاستورپ طی این سالهای آموزش چیز می‌خواند- گوش می‌دهد- مشاهده می‌کند و تقریبا به نظر می‌آید که نویسنده می‌خواهد بیهودگی دانشی را که از هواشناسی به روان‌کاوی می‌رود نشان دهد و تا حدی کنجکاوی برای کنجکاوی را محکوم می‌کند.

 

کوه جادو
کوه جادو

افراد موثر بر شخصیت اصلی داستان

لودویکو ستمبرینی

یک ایتالیایی و انسان‌گرایی سکولار و از شاگردانِ جوسویه کاردوچی بنام لودویکو ستمبرینی.

لیو نافتا

یک تمامیت‌خواه و از یسوعی‌ها.

مینر پپرکورن

یک دیونیسوسی هلندی که در آسایشگاه می‌میرد.

مادام شوشا

یک رابطه رمانتیک با کلاودیا شوشا-Clavdia Chauchat-.

یوآخیم

پسر خاله هانس کاستورپ.

خلاصه کتاب کوه جادو

هانس کاستورپ جوان بورژوا زاده‌ای است که برای اقامت چند روزه نزد پسرخاله خود یوآخیم می‌رود که در آسایشگاه شاتس آلپ در داووس تحت درمان است. مان در این رمان نیز- چنان‌که در بودنبروکها می‌بینیم- اگر نه به یک مکان هانسایی- دست کم به یک قهرمان ایالت هانسایی بازمی‌گردد. همین که کاستورپ در معرض فضای مرگ‌آلود آسایشگاه قرار می‌گیرد- احساس می‌کند یا می‌پندارد که خود نیز بیمار است و هفت سال در آنجا می‌ماند تا زمانی که جنگ جهانی ۱۹۱۴ میلادی او را از رویا بیرون می‌کشد و با خشونت به میدان‌های نبرد جنگ جهانی اول می‌برد.

 

کوه جادو
کوه جادو

یادداشتی بر رمان کوه جادو – بررسی و نقد

کوه جادو که پس از جنگ در سال 1924 به چاپ رسید- نقطه عطفى در آثار توماس مان به شمار می رود – تحولى که مجموعه یوسف دنباله طبیعى آن خواهد بود.
توماس مان رمان کوه جادو را در میانسالى و پیش از جنگ جهانى دوم به رشته تحریر درآورد و از تحولى مهم در آثار او حکایت دارد. با این رمان خلاقیت توماس مان وارد مرحله جدیدى می شود. می ‏توان‏ گفت که افکار و ایده ‏هاى این رمان رنگى دموکراتیک دارند: قهرمان آن هانس کاستورپ‏ شخصیتى کاملا عادى و از طبقه متوسط جامعه است و در عین حال‏homo Dei یعنى مردى نمونه است که قادر به‏ تصمیم‏ گیرى می باشد – مردى که به امکاناتش واقف است و خویش را در قبال خود و بشریت مسیول می ‏داند.

هانس کاستورپ موبور است – چشمانى آبى رنگ دارد – یعنى درست چهره ‏اى که تا آن زمان در آثار توماس مان معرف انسان معمولى و نقطه مقابل چهره انسان هنرمند به شمار می آمد و ناگهان چنین شخصى – شخصیت اصلى رمانى تربیتى و اخلاقى می شود که نویدبخش انسانى نوین است. از خصوصیات اجتماعی اش می ‏توان خیلى زود پى برد که او مردى معمولى و مانند همه است: مسلما بی پول نیست وگرنه قادر نبود از عهده مخارج آسایشگاه مسلولین برآید اما اگر از قله‏ اى که موقتا بر آن قرار دارد – پایین آییم می ‏بینیم که مسیر واقعى زندگیش زندگى ساده کارمندى است و نه زندگى یک بازرگان. توقع او از زندگى همانند اکثر مردمى است که علم یا نیروى کارى خود را در قبال دستمزد یا حقوق می ‏فروشند.

اومانیسم اهدافى اجتماعى دارد – اما در عمل‏ ضعیف است. تعالیم قهرمان رمان در جهت آمادگى بهتر او براى آینده و آغاز مرحله ‏نوین در اومانیسمى است که معتقد به مسیولیت اجتماعى آزاد و آگاهانه فرد است. درحالیکه شخصیت اصلى رمان این راه را تنها و به طور منفرد طى خواهد کرد. در کوه جادو چندین پیر و مرشد وجود دارد – اما فقط یک نفر جستجوگر است.

بدیهى است که با چشم ‏انداز چنین آینده ‏اى قادر به تصمیم‏ گیرى براى ترک آسایشگاه نیست. اما اگر شرایط واقعى زندگیش را در نظر بگیریم – درمی ‏یابیم که حداقل در ابتدا تنها امید موفقیتش به سر بردن در کوه‏ جادو و نبرد با خطرات – وسوسه‏ ها و تحریکات آن است و نه در بازگشت به زندگى عادى و روزمره . تنها چنین شرایط غیرعادى به او امکان می دهد که توانایی ‏هایى که در وجودش خفته ‏اند – بیدار گردند و این‏ امر در مورد هر انسان دیگرى متعلق به این بشریت متوسط صادق است. کوه جادو – فضاى آسایشگاه – محل مناسبى براى آموختن است – زیرا چنین محیط غیرمتعارفى انسان را به تفکر و تحول وامی ‏دارد . دربرابر کردارهایى که برایش غیرمعمولند – هانس کاستورپ در رفتار بورژوامآبانه سنتى و محافظه ‏کارانه ‏اش تعمق و تجدیدنظر می کند و موضعى متفاوت اتخاذ می نماید که این بار به آینده نظر دارد .

این سلوک مسلما پیر و دلیل راه می طلبد . مادام شوشا که هانس کاستورپ به او دل می بازد یکى از آنهاست : بی اعتنایی ‏اش نسبت به ارزش‏هاى بورژوازى باعث می ‏شود که به مفاهیم انسانى دیگر نظیر گذشت ودرک اندیشه‏ هاى نو نزدیک شود و همینطور ستمبرینى‏: هانس کاستورپ از طریق او با لیبرالیسمى هماهنگ با سنت‏هاى بورژوازى تحول‏گرا آشنا می ‏شود که به خردگرایى معتقد است و این خود نوعى نگاهی ‏نو به تاریخ است. بدین ترتیب پى می ‏برد که جهان نیاز به تحول دارد – نیازى که مردى به آن جامه عمل می پوشاند . نفتا نیز دلیل راه و مرشدى دیگر است: شخصیتى که مدافع خردگریزى و نیست ‏انگارى ‏امروزى است – همه چیز را زیر سوال می ‏برد و نه فقط ارزش‏هاى بورژوازى- بلکه هرگونه ارزشى را نفى کرده در نهایت انسان را انکار می ‏کند . او نیز در زندگى هانس کاستورپ نقشى تعیین کننده خواهد داشت- زیرا برملاکننده تضادى است که ستمبرینى با ایمان فیلسوفانه ‏اش به پیشرفت – تناقضاتش را نمی بیند و سرانجام مینهر پیپرکرن‏ – شخصیتى رقت‏ انگیز – مردى ثروتمند و کامل – اما بدوى – مخلوطى ازدیروز منسوخ شده و فردایى که با جسارت به پیشوازش می رود . او به هانس کاستورپ امکان می دهد که شخصیت خود را اثبات کند.

در این روبرویى با گرایش‏هاى مختلف است که الگوهاى رفتارى بورژوازى مآب و آموخته‏ هاى قراردادى هانس کاستورپ فرومی ‏پاشد و باعث می ‏شود سرانجام راه خود را درپیش گیرد. تنها به یارى قدرت و اراده خود نیست که کوه جادو را ترک می ‏کند – بلکه بخاطر -صداى رعدى- است که به گوش می رسد – یعنى آغاز جنگ جهانى اول. شاید بعدها پشیمان شود – ولى در آن هنگام توماس مان چاره دیگرى نداشت . اگر قهرمانش تصمیمى قاطع و صریح می ‏گرفت – خطر در این بود که توهمات و آرزوهاى باطل او – اثرى به وجود آرد که خیلى سریع از نظر تاریخى کهنه گردد – همان اتفاقى که براى بسیارى از رمان ‏ها ونمایشنامه‏ هاى متعهد نیمه اول سال‏هاى بیست افتاد . برعکس چون تحول قهرمان قطعى نبوده و پایان رمان بسته نیست – درک اثر آسان می شود و خواننده آزاد است که به دلخواه خود تجربیات شخصی ‏اش را با آن درآمیزد .

 

منبع :

کتابناک

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

مهاباراتا

مهاباراتا – Mahabharata

مهاباراتا یا مهابهاراتا سروده‌ای حماسی از سده پنجم یا ششم پیش از میلاد به زبان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + شش =