خانه / بزرگان تاریخ / پستالوزی – Johann Heinrich Pestalozzi

پستالوزی – Johann Heinrich Pestalozzi

پستالوزی
پستالوزی

پستالوزی با نام کامل یوهان هاینریش پستالوزی یک مربی علوم پرورشی و دانشمند سوییسی و یکی از طرفداران و پیشگامان نظام‌های آموزشی بود- همچنین او به دلیل کارهای خیر خواهانه‌اش هم مشهور است- عده‌ای از صاحب نظران او را بنیان‌گذار آموزش و پرورش جدید در اروپا می‌دانند

زندگی پستالوزی

پستالوزی در در دوم ژانویه 1744م در زوریخ سوییس به دنیا آمد. پدرش پزشک بود در 5 سالگی او از دنیا رفت کودکی پستالوزی بیشتر در خانه با شنیدن داستان گذشت.

در نتیجه تربیت مادر و تاثیر پدربزرگش که در آن سامان به شغل روحانیت- روزگار می‏گذرانید- پستالوزی به فکر افتاد تا روستاییان پیرامون خود را از حال فلاکت و بدبختی بیرون آورد. نخست به آموختن علوم دینی روی آورد تا از راه روحانیت و سرپرستی امور دینی به مقصود خویش رسد ولی چون کامیاب نگشت به دانشگاه رفت تا در رشته حقوق تحصیل کند. به امید اینکه از حقوق مردم دفاع کند. در این زمان افکار ژان ژاک روسو در همه جا گسترش یافته بود اما خواندن کتاب‌هایش ممنوع بود- ولی به واسطه خواندن کتاب‌های قراردادهای اجتماعی و امیل اثر ژان-ژاک روسو متوجه معایب و نواقص حکومت وقت شد و به دلیل انتقاد از دولت مجبور شد از سیاست کناره‌گیری نماید. برای پیش بردن افکار خویش خواست که از راه اصلاح طرق کشاورزی مردم را راهنمایی کند- به همین جهت در سال ۱۷۶۹ در نزدیکی زوریخ قطعه زمین بایری را برگزید و آن را دژنو نامید. لیکن به واسطه آشنا نبودن به اقتصاد پس از پنج سال مجبور شد آن را رها کند. در این گیر و دار با پسری کوچک آشنا شد و تصمیم گرفت این پسر را مشابه شخصیت -امیل- در کتابی به همین نام اثر -روسو- تربیت کند و همین کار برای او افکار تازه به وجود آورد. او عقاید و افکار خود را در سال ۱۷۸۱ در کتابی به نام لیونارد و گرترود -Leonard and Gertrude- منتشر ساخت. شورش فرانسه موجب شد که در سال ۱۷۹۸ نواحی مستقل سوییس تبدیل به یک جمهوری گردد و به تصرف فرانسه درآید. پستالوژی از زمام‌داران امور خواست محلی برای به کار بستن نظریاتش در اختیار او گذارند. آنان نیز -دهکده استانز- را که در جنوب دریاچه لوسرن است برای اینکار معین کردند و پستالوزی در آنجا یتیم خانه ای برپا کرد و به تربیت کودکان مستمند مشغول گردید. او در مدت تربیت کودکان و تدریس دها شیوه جدید آموزشی را ابداع و اختراع کرد.

پستالوزی
پستالوزی

مرگ پستالوزی

پستالزی پس از حدود ۳۰ سال تدریس در ۱۷ فوریه ۱۸۲۷ بدرود زندگی گفت. در سال ۱۸۴۶ مردم سوییس آرامگاه مجللی برای وی در نزدیکی شهر زوریخ برپا کردند.

آرا تربیتی پستالوژی

پستالوزی هدف تربیت را- شکوفا ساختن هماهنگ نیروهای نهفته درطبیعت آدمی- می داند براساس همین دیدگاه او 6 اصل رادرموردآموزش وپرورش بیان می کند که عبارتند از:

تعلیم و تربیت باید همواره ازهدف غایی آن که شکوفاساختن نیروهای طبیعی و هدایت هر فرد به سوی خردانسانی است پیروی کند.
درآموزش وپرورش باید ویژگیهای روانی هرکودک راشناخت وآنهارارعایت کرد.
باید متربی یعنی کودک رادوست داشت وشخصیت اورامحترم شمرد.
در آموزش باید ازمشاهده یعنی به کارانداختن حواس شاگرد آغازکرد.
آموزش را باید بر پایه عمل شاگرد و زندگانی عملی استوارکرد.
در آموختن هر رشته باید ازساده ترین جز آغازکرد و رفته رفته و با رعایت رشد روانی شاگرد به آموزش امور پیچیده و مرکب پرداخت.

مبنای روش پستالوزی بر این اعتقاد پایه گذاری شده بود که می گفت: – حواس ما- مخازن دانش ما هستند. -در این روش- کودک مشاهدات و تجارت عملی خود را به شیوه ای تحلیل و مطابق با آنچه که در گنجینه حواس داشت- می فهمید. از این رو در آموزشگاه های پستالوزی- کارهای عملی و آموزش های حرفه ای- هم به عنوان منبعی برای زندگانی اقتصادی کودکان و هم به عنوان پایه آموزش های نظری اهمیت و نقش داشتند.

درباره روش تدریس پیشنهاد پستالوزی این است که:

در آموزش واژه‌ها- کلمات و اعداد بایستی روش انتزاعی را کنار گذاشت و ارتباط آنها رابا امور و اشیا خارجی – محور کار قرار داد.
آزادی کودک در انجام مشاهدات و مطالعات شخصی نیز ازجمله مسایلی بود که اهمیت زیادی در فلسفه تربیتی پستالوزی داشت.
پستالوزی یکی از بنیانگذاران اندیشه نوین -آمادگی- است.

 

پستالوزی
پستالوزی

پستالوزی بر آن بود که:

نیکبختی در محبت و نیکخواهی است. هم بنیاد راه و روش تربیت و هم راز تاثیر پستالوزی در همین نکته است. از این روست که می‌گوید – ذات تربیت نه در آموزش بلکه در محبت است-. او بر این باور است که هیچ مفهومی را نباید به کودک آموخت مگر آنکه نخست نگرش حسی از آن داشته باشد. پستالوزی نه‌ تنها بر پیوند آموزش نظری و دریافت‌های حسی تاکید می‌کرد بلکه به‌طور کلی بر هماهنگی گوناگون آموزش و پرورش حرفه‌ای – عقلانی و عاطفی تاکید داشت .-تربیت عمومی-

– یادگیری در صورت بکار بردن و تمرین آن صورت می گیرد.
– کل آزادی مبنی بر عدالت است و عدالت وقتی محقق می شود که بشر پرهیزگار – دلسوز و محبت داشته باشد.
– انتظار بیش از حد داشتن و اجبار و خشونت ممنوع .
– اصل بنیادی اندیشه پستالوزی- همانا نیکی طبیعت انسان بود.
– سرچشمه و نمای حقیقی اخلاق انسان و تربیت رادر محبت می دید.
– منتهی شدن آموزش فردی به پیشرفت اجتماعی .
– هماهنگی تعلیم و تربیت با طبیعت مدرسه .
– از بین بردن حالت رسمی مدرسه .
– استفاده نکردن از منبع – کسب دانش از طریق تجربه .
– بکار گیری اشیاء واقعی در کلاس درس .
– انضباط در صورت لزوم باید جدی ودر عین حال با تواضع و انسانیت صورت گیرد.
– انضباط را به محبت اندیشیدن معنی کرده است.
– برابری را به معنای اتحاد و شکل یکسان نمی داند بلکه به رسمیت شناختن کامل طبیعت در صورتی که در افراد مختلف متنوع باشد.
– معتقد به تعلیم – تربیت همگانی.
– معتقد به اصل آمادگی و اختلافات فردی .

به طور کلی آنچه پستالوزی را از اندیشه وران تربیتی دیگر متمایز می سازد- دلبستگی اوبه نجات کودکان بینواوبی سرپرست از راه تعلیم وتربیت توام با محبت وانسان دوستی است. مخلص کلام اینکه بزرگانی مانند هربارت وفروبل در آموزشگاه پستالوزی به مطالعه وتجربه اندوزی پرداختند همچنین بسیاری ازکشورهای اروپا و پیش از همه آلمان در آموزشگاههای ابتدایی خود روشهای پستالوزی رابه کار بستند.

کارهای مهم

وی که مردی بسیار نوع دوست بود- خانهٔ خود را به پرورشگاه کودکان بی سرپرست تبدیل کرد و بعدها آموزشگاهی برای بزرگسالان تاسیس کرد. از جمله کارهای مهم او در آموزش کودکان- این بود که در آموزشگاهش علوم و ریاضی و زبان و ریسندگی را باهم درس می‌داد و در همان حال بر آموزش دین و اخلاق تاکید می‌کرد. عده‌ای از صاحب نظران او را بنیان‌گذار آموزش و پرورش جدید در اروپا می‌دانند.

 

منبع :

آی هوش

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

میرفندرسکی

میرفندرسکی – Mir Fendereski

میرفندرسکی با نام اصلی مولانا ابوالقاسم بن ابوطالب میرحسینی فندرسکی حکیم و دانشمند دوره صفوی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 18 =