خانه / ادبیات / سبک های ادبی و هنری / واسیلی کاندینسکی – Wassily Kandinsky

واسیلی کاندینسکی – Wassily Kandinsky

واسیلی کاندینسکی
واسیلی کاندینسکی

واسیلی کاندینسکی با نام کامل واسیلی واسیلیویچ کاندینسکی یک نقاش و نظریه‌پرداز هنری روس بود- از آن‌جا که او نخستین نقاشی‌های مدرن انتزاعی را خلق کرده‌است- یکی از معروفترین و اثرگذارترین هنرمندان سده بیستم به‌شمار می‌آید

زندگی واسیلی کاندینسکی

واسیلی کاندینسکی در ۱۶ دسامبر ۱۸۶۶ در مسکو متولد شد. دوران کودکی‌اش را در اودسا در اوکراین گذراند. او در سال ۱۸۹۶ برای تحصیل هنر در مونیخ- مسکو را ترک کرد. وی با خود تاثیراتی از مکتب هنری روسیه آن زمان به همراه آورد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از شمایل‌های مذهبی بومی و رنگ‌های تند و احساس انگیز مختص هنر محلی روسیه. و واقعا در حرفه‌اش موفق بود. کاندینسکی عمیقا به موسیقی- ادبیات و هنر تجسمی عشق می‌ورزید.

پس از تحصیلات دانشگاهی در رشته ی حقوق- به هنر روی آورد و برای ادامه ی فعالیت هنری در ۳۰ سالگی به شهر مونیخ آلمان نقل مکان کرد. در مونیخ نخست وارد یک مدرسه ی خصوصی هنر شد و سپس به آکادمی هنر مونیخ پیوست.
او همزمان اقدام به تاسیس انجمنی هنری کرد که گابریله مونتر- هنرمند آلمانی نیز عضو آن بود. با اینکه کاندینسکی متاهل بود- ولی با خانم مونتر یک زوج هنری تشکیل داد. کاندینسکی بیشتر اوقات خود را در ملک خصوصی او در ایالت باواریا سپری می کرد و تابلوهایی که در آنجا از خانه ها و مناظر طبیعی کشید- یادآور تاثیرپذیری او از طبیعت میهن اش است. با این همه- در همین آثار نیز رنگ ها درخششی خاص دارند.

کاندینسکی در سال ۱۹۱۰ نخستین نقاشی آبرنگ انتزاعی خود را کشید و یک سال پس از آن آثار خود را در -انجمن نوین هنرمندان مونیخ- به نمایش گذاشت. این نمایشگاه جنجال آفرین شد. روزنامه ی -مونشنر نویسته ناخریشتن- نوشت: -یا اکثریت اعضای این گروه هنری بطور علاج ناپذیری بیمارند- یا ما با گروهی شیاد بی وجدان روبرو هستیم که می خواهند از ضعف هم عصران خود برای امور غوغابرانگیز سوء استفاده کنند-. اما برای هنرمندان پیشرو و آوانگارد در اروپا- نقاشی های کاندینسکی انقلابی بود.

بازگشت به درون

آن زمان دوره ی پرتلاطمی بود. صنعت با شتاب پیش می رفت و همگان را با خود می کشید. دانش هر روز دستاورد تازه ای ارایه می کرد. زیگموند فروید نظریه های خود را درباره ی روان آدمی معرفی کرده بود- آموندسون به قطب جنوب رسیده بود و شرکت زیمنس دستگاه تلگراف سریعی اختراع کرده بود که قادر بود در هر دقیقه هزار نشانه بفرستد.
آنچه تا دیروز ناممکن به نظر می رسید- امروز تحقق یافته بود. تصویر واقعیت به یاری دانش مدرن دچار نوسان شده بود. برای هنرمندانی چون کاندینسکی دیگر تصویربرداری از واقعیت تعیین کننده نبود. نقاش روس می خواست حقیقت را در درون آدمی بیابد و این حقیقت درون جهان حسی را با رنگ ها و اشکال انتزاعی بر روی تابلوی نقاشی بازتاب دهد.

بیهوده نیست که یک مورخ آلمانی هنر به نام ویلهلم وورینگر در سال ۱۹۰۷ جستاری درباره ی هنر انتزاعی و احساس نوشت و در آن از جمله تصریح کرد: -گرایش به هنر انتزاعی- پیامد عدم اطمینان عمیق آدمی نسبت به جهان است-.

نظریه ی نقاشی انتزاعی

گفته می شود که واسیلی کاندینسکی از این طریق به نقاشی انتزاعی رسید که در تاریک و روشن سپیده دمی در آتلیه ی خود نشسته بود و به تابلویی که به پهلو قرار داشت می نگریست. او متوجه شد که فقط اشکال و رنگ ها را تشخیص می دهد و از این منظره به وجد آمد. کاندینسکی به این نتیجه رسید که که شییت بخشی به نقاشی او آسیب می رساند. البته کاندینسکی در همین ایام با بازی رنگ و نور در آثار نقاشان امپرسیونیست و همچنین با اشکال نامتعارف آثار نقاشان کوبیست آشنا بود.

اما او از جنبه ی نظری هم به هنر انتزاعی پرداخت و در سال ۱۹۱۱ کتابی منتشر کرد به نام -درباره ی امر روحی در هنر- که به اثری مرجع تبدیل شد. او در این اثر توضیح می دهد که هدف هنر چیست و رنگ ها و اشکال بر روان آدمی چه تاثیری می گذارند. به گفته ی کاندینسکی نقاشی انتزاعی از قید و بند شییت رها شده است و رنگ ها و اشکال می توانند در آن ذات خود را شکوفا سازند و بر روی دریافت های حسی آدمی تاثیر بگذارند.

واسیلی کاندینسکی ده تابلو به نام ترکیب بندی را تمام کرد و پیش از سال ۱۹۱۱- این تابلوها کاملا انتزاعی شده بودند- چنان‌که در تابلوی طرح۱ برای ترکیب بندی۷ دیده می‌شود. این تابلو که در سال ۱۹۱۳ کشیده شده- یکی از تمرین‌های مقدماتی بسیاری است که به قصد آفرینش یک نسخه نهایی بزرگ انجام شده است. در نسخه نهایی- برخی ازعناصر ترکیب بندی این مجموعه تابلوها حفظ شده است- ولی در اینجا ترکیب رنگ کاملا متفاوتی دارد. از آنجا که کاندینسکی بیشتر این تابلوها را به عنوان همتایی برای موسیقی می‌کشد- نام آن‌ها را از واژه‌هایی مانند -ترکیب بندی- -بداهه پردازی- و -کنسرت- انتخاب کرده است. کاندینسکی در توسل به نیروهای کیهانی و حس انتزاعی موسیقی به طور ویژهای تحت تاثیر واگنر بود. این کیفیت‌ها با نگاره‌های پالوده موسیقایی جیمز ابوت مک نیل ویسلر- که او هم با الهام از موسیقی در پی آفرینش موسیقی بصری بود- به طرز چشمگیری تفاوت داشت. اسب‌ها- سوارکارها- پیکره‌ها- ساختمان‌ها و بن مایه چشم‌اندازهای ویژه دیگر در میان نیست- و دیگر نقش انتزاعی رنگ و خطوط رنگی و فرم- جای آن‌ها را گرفته است. این تصویر به آخرالزمانی و آشوبنده می‌آید- ولی این کیفیت‌های پویا به معنی تسخیر سخت دلی نیروهای کیهانی است- نه برای پیش گویی کردن یک آینده فاجعه بار.

واسیلی کاندینسکی
واسیلی کاندینسکی

گروه هنری -سوارکار آبی-

در حالی که در آن سال ها نظریه ها و آثار واسیلی کاندینسکی در میان هنردوستان پیشرو انقلابی ارزیابی می شد- هنردوستان محافظه کار با آن میانه ای نداشتند. حتی در -انجمن نوین هنرمندان مونیخ- انتقادهایی نسبت به کارهای کاندینسکی وجود داشت.
در تاریخ دوم دسامبر سال ۱۹۱۱ هییت داوران یکی از تابلوهای معروف او به نام -ترکیب بندی پنجم- را برای نمایشگاه نپذیرفت. در اعتراض به این اقدام- کاندینسکی به همراه دوستانش فرانتس مارک و گابریله مونتر این انجمن را ترک کردند و اقدام به تاسیس یک گروه هنری به نام -سوارکار آبی- کردند که بعدها آگوست ماکه هم به آن پیوست. کاندینسکی در سال ۱۹۱۲ بطور مشترک با فرانتس مارک سالنامه ی -سوارکار آبی- را منتشر کرد که در آن از برابری حقوقی هنرها دفاع شده بود.

با آغاز جنگ جهانی اول- آلمان به روسیه اعلام جنگ داد و واسیلی کاندینسکی ناچار شد به مسکو بازگردد و در آنجا به تدریس در آکادمی هنر بپردازد. گابریله مونتر به استکهلم رفت و اگر چه روابط گذشته میان آن دو گسست- اما تماس میان آن دو برقرار ماند. مونتر بعدها موفق شد بسیاری از آثار کاندینسکی را گردآوری کند و بدین سان آنها را از تعرض نازی ها در امان نگه دارد. او در سال ۱۹۵۷ این آثار را به گالری لنباخ در مونیخ اهدا کرد.

-هنر منحط-

پس از جنگ جهانی اول- دولت جدید شوروی آزادی های هنری واسیلی کاندینسکی را محدود کرد. همین امر باعث شد که کاندینسکی در سال ۱۹۲۲ دعوت والتر گروپیوس آرشیتکت آلمانی را بپذیرد و به وایمار آلمان بازگردد. گروپیوس در سال ۱۹۱۹ مدرسه ای برای هنر به نام -باوهاوس- در وایمار تاسیس کرده بود و خواهان همکاری هنرمندان رشته های مختلف بود. کاندینسکی در این مدرسه به تدریس هنر نقاشی پرداخت. این مدرسه پس از به قدرت رسیدن نازی ها در آلمان بسته شد.
رژیم نازی در سال ۱۹۳۳ به رییس -باوهاوس- نوشت: -کاندینسکی باید بی درنگ اخراج شود زیرا برای رویکرد روحی آلمانی ها خطرناک است-. در پی آن کاندینسکی رهسپار مهاجرت پاریس شد و تا زمان مرگ در خانه ای در حومه ی پاریس زندگی می کرد.
در حالی که نازی ها ۵۷ تابلوی نقاشی او را به بهانه ی -هنر منحط- مصادره کردند- در سال ۱۹۳۷ هنردوستان از سراسر جهان به سوییس شتافتند تا در نمایشگاهی از آثار واسیلی کاندینسکی- هنر انتزاعی او را تحسین کنند.

مرگ

واسیلی کاندینسکی در ۱۳ دسامبر ۱۹۴۴ یعنی چند ماه پس از آزادی پاریس از چنگ رژیم نازی چشم از جهان فروبست.

برخی از آثار واسیلی کاندینسکی

واسیلی کاندینسکی
واسیلی کاندینسکی

 

واسیلی کاندینسکی
واسیلی کاندینسکی

 

واسیلی کاندینسکی
واسیلی کاندینسکی

 

واسیلی کاندینسکی
واسیلی کاندینسکی
واسیلی کاندینسکی
واسیلی کاندینسکی

 

منبع :

راویان

آکاایران

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

سالار عقیلی

سالار عقیلی – Salar Aghili

سالار عقیلی خواننده موسیقی سنتی ایرانی و دانش‌آموخته هنرستان موسیقی سوره و نیز دارای مدرک …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =