خانه / ادبیات / هاینریش بل – Heinrich Boll

هاینریش بل – Heinrich Boll

هاینریش بل
هاینریش بل

هاینریش بل – نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ -به خصوص جنگ جهانی دوم- و آثار پس از آن می‌پردازد

زندگینامه هاینریش بل

هاینریش تیودور بل -Heinrich Theodor Boll – در 21 دسامبر 1917 در شهر کلن آلمان چشم به جهان گشود . دوران کودکی او مصادف با جنگ جهانی اول – 1914-1918 – بود اما فضای صمیمی و گرم خانواده هاینریش – روحیه افراد خانواده را از عوارض مخرب جنگ مصون می داشت .

پدر هاینریش – ویکتور و مادرش ماریا – هرمانس – نام داشتند . ویکتور و ماریا 5 فرزند داشتند که هاینریش آخرین آن ها بود . ویکتور پیش از ازدواج با ماریا – با کاتارینا گیسن ازدواج کرده و از او صاحب 3 فرزند شده بود که از این بین 2 تای آن ها مرده بودند و فقط یکی از آن ها زنده بود که پس از مرگ کاتارینا در سال 1901 و ازدواج ویکتور با ماریا – این بچه با فرزندان حاصل از ازدواج دوم ویکتور بزرگ شد . بنابر این هاینریش 5 خواهر و برادر داشت .

 

در زمان تولد هاینریش – ویکتور مبل سازی می کرد و در یکی از محله های پر جمعیت کلن – کارگاهی داشت .

هاینریش در شهر کلن بزرگ شد. در سال ۱۹۲۴ تحصیلات ابتدایی را در همین شهر – در مدرسه کاتولیک ها آغاز کرد و 4 سال بعد این دوره را به پایان رساند . در سال 1928 وارد دبیرستان شد . دهه 1920 – پس از پایان جنگ جهانی اول – دوران تورم در آلمان بود . هاینریش در این شرایط وارد دبیرستان شد . تورمی که در آلمان حاکم شده بود – خانواده را مجبور به ترک شهر کرد .

 

از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۷- بل به دبیرستان قیصر ویلهلم در کلن می‌رفت. در دبیرستان- با آن‌که معلم‌ها آشکارا ضد نازی بودند- فقط سه تن از دانش‌آموزان به هیچ‌یک از گروه‌های نازی نپیوستند- و بل یکی از این سه تن بود. هاینریش در سال 1938 – پس از پایان دوران دبیرستان – در بن شروع به کار در یک کتاب فروشی کرد . در زمستان 1938-1939 پس از چند ماه کار در کتاب فروشی – هاینریش به خدمت اجباری فراخوانده شد و در زهکشی جنگل کاری ها خدمت کرد .

زندگی مشترک هاینریش بل

در سال ۱۹۴۲- در طی یک مرخصی – بل با – آنماری تسش – -Annemarie Cech– معلم جوان زبان انگلیسی- ازدواج کرد. پس از جنگ – آنماری یکی از مترجمان بنام ادبیات انگلیسی و ایرلندی و امریکایی شد.
بل و آنماری چهار پسر داشتند: یکی که پس از تولدش در ۱۹۴۵ در گذشت- دیگری که در ۱۹۴۷ به دنیا آمد و در ۱۹۸۲ درگذشت- و یکی که در ۱۹۴۸ و دیگری در ۱۹۵۰ متولد شد.

هاینریش بل در جنگ جهانی دوم

پس از اتمام دوره خدمت اجباری – هاینریش تصمیم گرفت در دانشگاه کلن – زبان شناسی و ادبیات آلمانی بخواند اما چون او به حزب نازی نپیوسته بود – سر انجام در ژوین ۱۹۳۹ به سختی موفق به ثبت نام در این دانشگاه شد اما بلافاصله پس از ثبت نام وی – در ماه ژوییه‌- دو ماه پیش از آغاز جنگ- او را به خدمت نظام فراخواندند و در صف پیاده نظام جایش دادند.

او سال‌های بین 1939 تا 1945 را در جبهه‌های جنگ جهانی دوم گذراند.

بل در ۱۹۴۰ به پادگانی در لهستان منتقل شد . در آخر ژوین ۱۹۴۰- او را به فرانسه فرستادند. در آن زمان- جنگ در فرانسه عملا تمام شده بود. وی در فرانسه اسهال خونی گرفت و ناچار به آلمان انتقال داده شد. پس از بهبودی- مامور نگهبانی از دپوهای داخل و اطراف کلن شد. در ۱۹۴۲- دوباره به فرانسه بازگرداده شد و در -دیوار آتلانتیک- بین ابویل-Abeville- و دیپ- مستقر شد.

در ۱۹۴۳- بل به جبهه‌ی شرق اعزام شد- اما پیش از آن‌که از مرز فرانسه بگذرد- قطارش با یک مین که ارتش مخفی مقاومت فرانسه کار گذاشته بود- برخورد کرد و دست راست بل مجروح شد. او را دوباره به آلمان بازگرداندند. این فراغت از وحشتِ جنگ در جبهه‌ی شرقی فقط دو هفته به طول انجامید. پس از آن- وی را به کریمه -Crimea- اعزام کردند که در آن‌جا نیز از ناحیه‌ی پا صدمه دید.

 

اندکی بعد نیز- ترکش نارنجک به سر بل اصابت کرد و مجبور شدند او را به بیمارستان جنگی -اودسا- اعزام کنند. وقتی که بل بهبود یافت- خط مقدم جبهه تقریبا به شهر رسیده بود. او را به ایاشی-یاسی- در رومانی فرستادند و هشت روز بعد در آن‌جا از ناحیه‌ی پشت دوباره مجروح شد و این بار جراحت سخت و عمیق بود.

تا او ۱۹۴۴- در یک بیمارستان جنگی در مجارستان ماند. جنگ به سرعت رو به پایان می‌رفت و بل که همواره کوشیده بود با تمارض از خدمت نظام شانه خالی کند دست به تلاش‌هایی جدی‌تر زد تا از خطر در امان بماند. پس با مدارک جعلی به آلمان بازگشت و با بهانه کردن مرگ یکی از اعضای خانواده توانست گذرنامه‌ای قانونی برای رفتن به خانه و کاشانه دست و پا کند – واقعا هم مادرش در طی حمله‌ای هوایی در ۱۹۴۲ کشته شده بود.

 

وقتی که به خانه آمد- با همدستی زنش- ترتیبی داد تا دیگر او را به جبهه نبرند. مرتبا به خود آمپول ضد سیفیلیس تزریق می‌کرد و در نتیجه با تب زیادی که داشت تا فوریه‌ی ۱۹۴۵ در بیمارستان بستری شد. پس از آن تزریق آمپول را که بسیار خطرناک بود قطع کردند. در این زمان- بل همراه با زنش به دهکده‌ای در نزدیک کلن فرار کرد. با وجود این- چون می‌دانست فرار از خدمت نظام عواقب وخیمی خواهد داشت- ترتیبی داد تا به هنگ خود در نزدیکی مانهایم بازگردد – به این امید که هر چه زودتر به دست نیروهای متفقین آزاد شود.

همزمان با نزدیک شدن نیروهای متفقین- وی در نهم آوریل ۱۹۴۵ خود را تسلیم آن‌ها کرد و در پانزدهم سپتامبر ۱۹۴۵- پس از پنج ماه بازداشت در بازداشتگاه‌های متفقین- آزاد شد. خدمت نظامی او شش سال تمام در طی سال‌های جنگ طول کشید. در تمام این مدت- بل آرزوی شکست کشورش و رهایی از قید ناسیونال سوسیالیسم را در دل می‌پروراند.

هاینریش بل پس از جنگ جهانی دوم

پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵- در ۲۸ سالگی- بل با همسرش به شهر بمباران شده و ویران کلن برگشت . با برگشتن به کلن – وی نوشتن را به صورت جدی آغاز کرد .

البته هاینریش در ابتدا در کارگاه مبل سازی پدرش به همراه آلوییس – برادرش – آغاز به کار کرد و چند ماه بعد هم در سال ۱۹۵۰ به عنوان مسیول سرشماری آپارتمان‌ها و ساختمان‌ها در اداره آمار شهر کلن مشغول به کار شد اما همواره مخارج زندگی آن ها از راه معلمی همسرش تامین می شد و کار اصلی هاینریش در آن زمان – نوشتن بود .

بل هم‌چنین دوباره در دانشگاه کلن ثبت نام کرد – اما تنها هدفش از این کار دریافت کارت جیره‌بندی قانونی بود .

بعد از پایان جنگ جهانی دوم او همراه گونتر گراس به -گروه ادبی ۴۷- یعنی جمعی از نویسندگان و منتقدان اجتماعی- پیوست و از مقامات جدید آلمان فدرال خواست که از گذشته‌ی فاشیستی‌شان انتقاد کرده و از قربانیان آن رژیم عذرخواهی کنند. از این زمان به بعد هاینریش بل کوشید در آثار ادبی اجتماعی ـ انتقادی‌اش با تکیه به عقاید اومانیستی ـ مسیحی به انتقاد از فاشیسم بپردازد.

عقاید هاینریش بل

هاینریش در خانواده و در مدرسه اش همیشه تحت تعالیم کاتولیکی بود . اگرچه وی در سنین 14 تا 18 سال تصمیم گرفت که به کلیسا نرود و این تصمیم او با مختلفتی از سوی خانواده اش رو به رو نشد – اما عقاید کاتولیک در او عمیق بود و در آثارش نیز تاثیر بسیار گذاشت به نحوی که بسیاری او را – نویسنده کاتولیک – می نامند – لقبی که هاینریش از آن بیزار بود .هاینریش دارای اعتقادات آزادمنشانه و انسانی بود .در طول زمان جنگ جهانی دوم – 1940-1945- وی هرگز تحت تاثیر تبلیغات نازی های آلمان قرار نگرفت و همواره با هر نوع بی عدالتی مخالف بود .

او همواره پدر و مادرش را- به سبب اعتقادات سیاسی و مذهبی‌شان- که اجازه می‌دادند وی با بچه‌های سوسیالیست‌ها و بی‌دین‌ها معاشرت و با -سرخ‌ها- بازی کند مورد ستایش قرار می‌دهد و آزادمنشی آن‌ها را با تنگ نظری پدر و مادر بچه‌های دیگر که اجازه نمی دادند بچه‌ها آزادانه با هم معاشرت کنند- قیاس می‌کند.

ویژگی آثار هاینریش بل

بیشتر آثار او به جنگ -به خصوص جنگ جهانی دوم- و آثار پس از آن می‌پردازد.

او زندگی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد- زندگی انسان‌هایی را که هر یک به گونه‌ای نسبت به هستی و موجودیت خویش بی‌اعتنا هستند- گذشته را نفرین می‌کنند و چون توانایی مطابقت یا مبارزه با وضع موجود را ندارند- ناچار همه چیز را متحمل می‌شوند و عاجزانه تسلیم می‌شوند.

عشق شدید این نویسنده بزرگ به همنوع- وی را بر آن داشته که به بررسی روابط افراد در خانواده بپردازد و روش‌های مختلف زندگی را موشکافانه- غالبا به صورت نقل خاطره- یا رویایی و گاه به زبان طنز زیر ذره‌بین قرار دهد.

آلمان در آثار هاینریش بل

شرایط اجتماعی محیطی که وی در آن زاده شده بود. پایان جنگ جهانی اول- تورم سال‌های دهه‌ی ۱۹۲۰- رکود سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰- جنگ جهانی دوم- آزادی از قید فاشیسم در ۱۹۴۵- سال‌های قحطی و گرسنگی اواخر دهه‌ی ۱۹۴۰- بهبود اقتصادی در دهه‌ی ۱۹۵۰- و وفور و رفاه در دهه‌ی ۱۹۶۰- تروریسم دهه‌ی ۱۹۷۰- بحران موشکی اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ – همه‌ی این‌ها در ساختن مراحل گوناگون زندگی و آثار بل موثر بوده‌اند. بدین ترتیب- با گذشت سال‌ها- آثار او- بی‌آنکه قصد و نیتی در کار بوده باشد- به گزارشی زنده از تاریخ آلمان در طول زندگی وی تبدیل گشت و در نتیجه وی نیز- چون بالزاک- و دیکنز- لقب -وقایع‌‌نگاری کشور- گرفت.

آثار هاینریش بل

هاینریش بل و گونتر گراس

از هفده سالگی وی شروع به نویسندگی کرده بود . او پیش از جنگ دست به سرودن شعر زده و شش رمان را نیز به پایان رسانده بود. تمام این نوشته‌های دوره‌ی نوجوانی بعدها در بمباران کلن از میان رفت.

تا پیش از چاپ کتاب و حتی یک کلمه هم نگفت از بل – با وجود این که در محافل ادبی شهرت زیادی کسب کرده بود و حتی نامزد دریافت جایزه‌ی ادبی گروه ۴۷ هم شد – اما در میان مردم هنوز شناخته شده نبود و هنوز نتوانسته بود درآمد خوبی از این راه کسب کند . تا این که در سال 1953 وی کار چاپ رمان جدیدش – و حتی یک کلمه هم نگفت – را به دست ناشر جدیدی سپرد . ناشر جدید توانست با چاپ درست و حساب شده و تبلیغات مفید – این آثار را به مردم بشناساند و از این زمان به بعد – هاینریش توانست از راه نوشت درآمد کسب کند . از این پس- با فواصلی منظم- رمان‌ها- داستان‌ها- مقاله‌ها- نمایشنامه‌ها- و شعرهای بل منتشر شدند و افتخارات متعددی برای وی- یکی پس از دیگری- به ارمغان آوردند.

 

مجموعه‌ی آثاری که از بل در طول سالیان انتشار یافت- مطابق هر معیاری که گرفته شود- عظیم است. در ۱۹۷۷ مجموعه‌ی کامل داستان‌ها و رمان‌های وی در ۵ مجلد پانصد ششصد صفحه‌ای انتشار یافت. در ۱۹۷۸- سه مجلد دیگر- به همان حجم- شامل مقاله‌ها و سخنرانی‌هایش منتشر شد.

آثار او عبارتند از:

– قطار به موقع رسید – -۱۹۴۹-

– مسافر وقتی که رسیدی به اسپا…- -1950- این کتاب مجموعه ای از 25 داستان کوتاه هاینریش بل است .

داستان کوتاه – گوسفندان سیاه – -۱۹۵۱-ب ل در ۱۹۵۱ نامزد دریافت جایزه‌ی ادبی گروه ۴۷ برای این داستان شد.

– آدم- کجا بودی؟ – -۱۹۵۱-نخستین رمان بل است .

– و حتی یک کلمه هم نگفت – -۱۹۵۳-

– خانه‌ای بی‌سرپرست – -۱۹۵۴-

– نان سال‌های جوانی – -۱۹۵۵-

– یادداشت‌های روزانه ایرلند – -۱۹۵۷-

– بیلیارد در ساعت نه و نیم – -۱۹۵۹-

– عقاید یک دلقک – -۱۹۶۳-

– جدایی از گروه – -۱۹۶۴-

– پایان ماموریت – -۱۹۶۶-

– سیمای زنی در میان جمع – -۱۹۷۱- وی در این اثر به تجربه خود مربوط به دورانی که وی در کتاب فروشی کار می کرد -در سال 1938 – پرداخته است .

– آبروی از دست رفته کاترینا بلوم – -۱۹۷۴-

– شبکه امنیتی – -۱۹۷۹-

– چه بر سر پسر می‌آید؟ – – 1981 – وی در این اثر به خاطرات خود در زمان دبیرستان و آغاز دوران هیتلری می پردازد .

– میراث – -۱۹۸۲-

– زنان در چشم‌انداز رودخانه – -۱۹۸۵- این رمان پس از مرگ او منتشر شد .

– فرشته سکوت کرد –

جوایز هاینریش بل

در سال 1972 به دنبال شهرت و محبوبیتی جهانی و کم‌نظیر- جایزه نوبل ادبی به وی اهدا شد.

وی همچنین دکترای افتخاری از انگلستان و ایرلند- و عنوان استادی افتخاری از ایالت رایت وستفالی شمالی- و شهروندی افتخاری شهر کلن را نیز کسب کرد.

 

مرگ 

هاینریش بل در تاریخ 16 ژانویه 1985 -۲۷ تیر ماه ۱۳۶۴ – در سن 68 سالگی- بر اثر یک بیماری طولانی عروقی – چشم از جهان فرو بست .نویسندگان و هنرمندان زیادی در مراسع تشییع جنازه او حضور یافتند .

رییس جمهور فدرال آلمان در مراسم تشییع جنازه‌اش حضور یافت و صدها تن از عزاداران در محل دفنش گرد آمدند. در تمام جهان- روزنامه‌های بزرگ خبر مرگش را در صفحه‌ی اول انتشار دادند و تا چند ماه مقاله‌های یاد بود وی در روزنامه‌ها و مجله‌های آلمان و دیگر کشورها منتشر می‌شد.

 

منبع : 

پاکمن

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

هرمز میلانیان

هرمز میلانیان – Hormoz Milanian

هرمز میلانیان زبان‌شناس ایرانی و استاد زبانشناسی دانشگاه تهران بود- میلانیان تحصیلات خود را در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × پنج =