خانه / ادبیات / نویسندگان / نیکوس پولانزاس – Nicos Poulantzas

نیکوس پولانزاس – Nicos Poulantzas

نیکوس پولانزاس
نیکوس پولانزاس

نیکوس پولانزاس نویسنده و جامعه‌شناس یونانی-فرانسوی مارکسیسم بود- پولانزاس- که ابتدا به لنینیسم گرایش داشت- بعدها به اروکمونیسم ‏-en-‏ گروید و به همراه آلتوسر از چهره‌های اصلی مارکسیسم ساختارگرا گشت- مشاجرات او با رالف میلیبند بر سر ماهیت دولت سرمایه‌داری به صورت یکی از مباحث کلاسیک نظریه‌پردازی در این زمینه درآمده است

زندگی نیکوس پولانزاس

نیکوس پولانزاس متولد ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۶ در آتن یونان بود. پدرش استاد دانشگاه و یکی از شخصیت‌های برجسته جامعه یونان بود. او در کودکی دانش آموزی استثنایی بود که توانست در همین سنین به زبان فرانسه تسلط یابد و در سال 1953 در سن 17 سالگی درجه معادل لیسانس را بگیرد. او در ابتدا وارد دانشگاه حقوق آتن شد و در سال 1957 از آنجا فارغ‌التحصیل شد. او تنها به این علت رشته حقوق را برگزید تا فرصت تحصیل فلسفه و علوم اجتماعی را به دست آورد.

نیکوس پولانزاس در این دوره در جناح چپ سیاسی کم و بیش فعال بود اما هنوز مارکسیست نشده بود. بعد از 4 سال خدمت در نیروی دریایی به کانون وکلا راه یافت اما در عمل هرگز کار حقوقی نکرد و به جای آن برای ادامه تحصیل به خارج از یونان رفت و روانه پاریس شد.

او در حیات فکری فرانسه فعالانه شرکت می‌کرد و با شخصیت‌هایی چون -ژان پل ساتر- و -سیمون دوبوار- پیوندهای نزدیکی برقرار کرد. وی در سن 30 سالگی در سال 1966 با یک داستان‌نویس جوان به نام-آنی لک لر- ازدواج کرد.

پولانزاس در دهه‌های 1960 و 1970 بیش از پیش درگیر اندیشه مارکسیستی و فعالیت سیاسی شد.

او هر چند که در فرانسه ماندگار شد و افکارش تحت تاثیر حیات فکری فرانسه شکل گرفت ولی پیوندهایش را با یونان حفظ کرد.

نیکوس پولانزاس در فرانسه درباره رویدادهای روز در یونان اظهارنظر می‌کرد. در اواخردهه 1960 نوشته‌های پولانزاس مورد توجه جهانیان قرار گرفت و به عنوان مهمترین و با‌نفوذترین نظریه پرداز مارکسیست دولت و سیاست در دوره پس از جنگ دوم جهانی تلقی شد.وی یکی از مارکسیست‌های ساختارگرای امروزی به شمار می‌آید.

هر چند سعی نکرد یک نظریه کلی را ساخته و پرداخته کند- زیرا خودش و نظریه‌پردازان دیگر را قادر به این کار نمی‌دید. از جمله آثار وی می‌توان به: -طبقات در سرمایه‌داری معاصر- -دولت- قدرت- سوسیالیسم- و -فاشیسم و دیکتاتوری- اشاره کرد.

نیکوس پولانزاس- در میان متفکرانی که از آنها تاثیر پذیرفته بود- بیش از همه از -لویی آلتوسر- فیلسوف ساختارگرای فرانسوی متاثر بود.

نیکوس پولانزاس- که ابتدا به لنینیسم گرایش داشت- بعدها به اروکمونیسم ‏-en-‏ گروید و به همراه آلتوسر از چهره‌های اصلی مارکسیسم ساختارگرا گشت. مشاجرات او با رالف میلیبند بر سر ماهیت دولت سرمایه‌داری به صورت یکی از مباحث کلاسیک نظریه‌پردازی در این زمینه درآمده است.
لویی آلتوسر- دوگانه -ساده- زیربنا – روبنا را به چالش می‌کشد. به عقیده وی روبناهای جامعه تنها اساس اقتصادی را بازتاب نمی‌کنند- بلکه از -استقلال نسبی- نیز برخوردارند و حتی در زمانی می‌توانند عامل مسلط گردند. به‌طور کلی پولانزاس کوشید- اندیشه‌های ساختگرایانه آلتوسر را در تحلیل طبقات اجتماعی و رابطه آن‌ها با دولت به کار بگیرد. اما چرخش‌های نظری محسوسی از نظریات آلتوسر در آثار او وجود دارد- به‌ویژه آثار متاخر مانند -دولت- سوسیالیسم و قدرت- که به -عمل و روابط نیروهای اجتماعی- توجه بیشتری دارد. درحالی که آلتوسر از همه بیشتر به خاطر نقد متون مارکسیستی شهرت دارد- پولانزاس بیشتر بر تحلیل جهان واقعی و قضایایی چون طبقه اجتماعی- دولت سرمایه‌داری و دیکتاتوری تاکید می‌ورزد.
شهرت نیکوس پولانزاس بیش‌تر به خاطر آثار او در مورد تیوری دولت است. اما- او همچنین آثاری در مورد تحلیل فاشیسم- تقسیم طبقات اجتماعی در دنیای معاصر و فروپاشی دیکتاتوری‌های اروپای جنوبی در دهه ۷۰ -حکومت فرانکو در اسپانیا- سالازار در پرتغال و پاپادوپولوس در یونان- دارد.

طبقات اجتماعی در اندیشه نیکوس پولانزاس

نیکوس پولانزاس استدلال می‌کرد که دولت سرمایه‌دار با جدایی نسبی اقتصاد از سیاست و خودمختاری نسبی دولت از طبقات حاکم مشخص می‌شود.

او همه اجزای ساختاری جامعه سرمایه‌داری را در ارتباط متقابل می‌دید. هرچند که برخود مختاری نسبی هر یک از آنها نیز تاکید می‌ورزید. وی کارکرد اصلی دولت را حفظ انسجام اجتماعی از جهت سیاسی و ایدیولوژیک می‌دانست.

به نظر نیکوس پولانزاس – دستگاه‌های دولتی عبارتنداز: یک سوی- دستگاه سرکوبگر دولتی به معنای دقیق آن با شاخه‌هایش: ارتش- پلیس- زندان‌ها- دادگستری و خدمات کشوری- از سوی دیگر دستگاه‌های ایدیولوژیک دولتی مثل: دستگاه آموزشی- دستگاه مذهبی -کلیساها- دستگاه‌های اطلاعاتی -رادیو-تلویزیون- مطبوعات- دستگاه فرهنگی -سینما- تیاتر- انتشارات- دستگاه اتحادیه‌ها با هدف همکاری طبقاتی و احزاب سیاسی بورژوا و خرده بورژوا و غیره. پولانزاس سرمایه‌‌داری نوین را متشکل از 3عنصر می‌دانست و بر رابطه متقابل این 3 عنصر در نظام سرمایه‌داری تاکید داشت: دولت- ایدیولوژی و اقتصاد.

او با این استدلال- دولت و ایدیولوژی را به هم پیوند می‌‌داد که دولت در دراز مدت نمی‌تواند کارکرد سلطه‌اش را تنها از طریق سرکوبگری انجام دهد- این سلطه همیشه باید با سلطه ایدیولوژیک همراه باشد و همچنین در پیوند میان ایدیولوژی و اقتصاد- مهمترین نقش از آن ایدیولوژی است که با فراگرد اجتماعی کردن تجلی می‌یابد. نیز آموزش دادن افراد جامعه برای تصدی سمتها و مشاغل موجود در بخش اقتصادی است.

او با آنکه فراگرد اجتماعی کردن را مهم می‌دانست اما این نکته را یادآور می‌شد که جامعه سرمایه‌داری تنها نمی‌تواند آدمها را برای پر کردن سمتها تولید کند بلکه پیوسته باید سمتهایی را برای تصدی آدمهایش نیز به‌وجود آورد. پولانزاس در بحث از پیوند میان دولت و اقتصاد- استدلال می‌کرد که در مرحله سرمایه‌داری انحصاری- دولت اهمیت تعیین کننده‌ای می‌یابد.

این نتیجه‌گیری پیامد منطقی موضع کلی‌تر اوست که: هیچ مرحله‌ای از سرمایه‌داری نبوده که دولت نقش اقتصادی مهمی را در آن بازی نکرده باشد.وی در مورد امپریالیسم بر این نکته تاکید می‌ورزید که امپریالیسم پدیده‌ای نیست که بتوان آن را تنها به تحولات اقتصادی تقلیل داد- امپریالیسم پدیده‌ای است با دلالتهای اقتصادی- سیاسی و ایدیولوژیک و این به معنای رد جبرگرایی اقتصادی ساده‌انگارانه بسیاری از مارکسیستهاست. پولانزاس جهانی شدن را هم مرحله نوینی در تکامل نظام سرمایه‌داری و متضمن بازتولید سلطه سرمایه مالی آمریکا در درون کشورهای دیگر -از جمله اروپا- به شمار می‌آورد.

آثار عمده پولانزاس عبارتنداز: قدرت سیاسی و ایدیولوژیک -1968- طبقات در سرمایه‌داری معاصر -1975- بحران دیکتاتوری‌ها -1975- دولت- قدرت- سوسیالیسم -1978– فاشیسم و دیکتاتوری -1979-.

درک آثار وی ونیز نحوه کاربرد مفاهیم در نزد وی جز با مراجعه به چهارچوب فکری‌ای که این آثار عمدتا از آن نشات گرفته است- میسر نمی‌باشد.

این چهارچوب فکری در حقیقت با نام لویی آلتوسر- آلتوسر را می‌توان اولین مارکسیست ساختارگرا دانست که به بازخوانی آثار مارکس پرداخت و برداشتی ساختاری از آثار مارکس ارایه کرد- گره خورده است.

مکتب آلتوسر که مبارزه تیوریک و ایدیولوژیک خود را با حمله به اکونومیسم و اومانیسم از یک سو و مبارزه علیه امپریالیسم از سوی دیگر آغاز نمود که مهمترین منبع الهام پولانزاس به شمار می‌رود.

کتابهای نیکوس پولانزاس

قدرت سیاسی و طبقات اجتماعی -۱۹۶۸-
فاشیسم و دیکتاتوری: انترناسیونال سوم و مشکل فاشیسم -۱۹۷۰-
طبقه در سرمایه‌داری معاصر -۱۹۷۳-
بحران دیکتاتوری‌ها:پرتغال- یونان- اسپانیا -۱۹۷۶-
دولت- قدرت- سوسیالیسم -۱۹۷۸-

مرگ

نیکوس پولانزاس سرانجام در 13 اکتبر 1979 خودکشی کرد.

 

منبع :

همشهری آنلاین

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

پرویز کلانتری

پرویز کلانتری – Parviz Kalantari

پرویز کلانتری نقاش- طراح- نویسنده و روزنامه‌نگار معاصر ایرانی و از نقاشان مطرح نوگرای ایران …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − شش =