خانه / ادبیات / شاعران / نزار قبانی – Nizar Qabbani

نزار قبانی – Nizar Qabbani

نزار قبانی
نزار قبانی

نزار قبانی – دیپلمات- شاعر و ناشر سوری بود – نزار قبانی شاعری است که با شعرهای عاشقانه‌اش مشهور است- زن و عشق موضوع اصلی شعر قبانی‌اند

زندگینامه نزار قبانی

نزار قبانی – ۲۱ مارس ۱۹۲۳ در شهر دمشق سوریه به دنیا آمد.وی در آوریل ۱۹۹۸ در لندن از دنیا رفت. نزار قبانی در دمشق دیپلم ادبیات و فلسفه گرفت. معلمین وی فرانسوی بودند و از همان دوره با آثار شاعران و نویسندگان فرانسوی آشنا شد.

 

هنگامی که ۱۵ ساله بود خواهر ۲۵ ساله‌اش به علت مخالفت خانواده‌اش با ازدواج با مردی که دوست داشت اقدام به خودکشی نمود. در حین مراسم خاکسپاری خواهرش – وی تصمیم گرفت که با شرایط اجتماعی که او آن را مسبب قتل خواهرش می‌دانست بجنگد.
ماجرای دیگری که بر نزار قبانی تاثیر بسیاری گذاشت-ترور همسر او -بلقیس الراوی- بود که در جریان بمب گذاری یک گروهک مخالف رژیم عراق در سال ۱۹۸۱ در سفارت عراق در بیروت جان باخت-وی کشته شدن همسرش را بهانه ای برای محکوم کردن فتنه ها و تفرقه های موجود بین عرب ها قرار می دهد:
– اگر آنان درخت زیتونی را از ربع قرن پیش آزاد کردند
یا میوه لیمویی را بازگرداندند
و پلیدی را از تاریخ محو نمودند
از قاتلان تو تشکر خواهم کرد ای بلقیس
اما آنان فلسطین را ترک کردند تا آهویی را بکشند –

 

نزار در مورد جهان عرب این چنین می نویسد: -عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است و من می‌خواهم که آن را آزاد کنم. من می‌خواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست.-

نزار قبانی تا قبل از شکست عرب ها- در ژوین -۱۹۶۶ فقط اشعار عاشقانه می سرود- اما بعد از آن شکست بود که وارد سیاست شد و قصیده -یادداشتی بر دفتر شکست- را سرود که در محافل ادبی و سیاسی جهان عرب غوغایی به وجود آورد. بعضی سرودن این شعر را به فال نیک گرفتند و آن را مقدمه ای برای سرودن هر چه بیشتر اشعار سیاسی و اجتماعی توسط او می دانستد.

 

وقتی در لندن سفیر سوریه بود انگلیسی را آموخت. بعدها در مادرید که محل ماموریتش بود با زبان اسپانیایی آشنا شد: -می دیدم که چه زبان لطیفی ست. من به شعرهای ماچادو- خیمِنِز- آلبرتی و لورکا دلبستگی عجیبی یافتم. این زبان زبان عشق و انقلاب- آب و آتش در کنار هم است-.
وی به مدت بیست سال در دستگاه دیپلماسی سوریه خدمت کرد.

وی در آوریل ۱۹۹۸ در لندن از دنیا رفت. جنازه نزار قبانی به دستور حافظ اسد رییس جمهور سوریه با احترام نظامی و تشریفات رسمی بر دوش هزاران نفر از دوستداران شعرش در دمشق زادگاه او به خاک سپرده شد.
دکتر شفیعی کدکنی در کتاب شاعران عرب آورده است: چه بخواهیم و چه نخواهیم- چه از شعرش خوشمان بیاید یا نه- قبانی پرنفوذترین شاعر عرب است.

 

آثار نزار قبانی
– دفترهای شعر
– قالت لی السمرا -دختر سبزه‌رو به من گفت- ۱۹۹۴
– طفوله نهد -کودکی یک پستان-۱۹۴۸
– سامبا -سامبا-۱۹۴۹
– انت لی -تو مال منی- ۱۹۵۰
– قصاید -قصیده‌ها-۱۹۵۶
– حبیبتی -عشق من- ۱۹۶۱
– الرسم بالکلمات -نقاشی با واژه‌ها-۱۹۶۶
– یومیات امراه لامبالیه -روزنگارهای یک زن بی‌باک- ۱۹۶۸
– قصاید متوحشه -شعرهای وحشی- ۱۹۷۰
– کتاب الحب -کتاب عشق-۱۹۷۰
– اشعار خارجه علی القانون -شعرهای خارج از قانون- ۱۹۷۲
– احبک- احبک و البقیه تاتی -دوستت دارم- دوستت دارم و ادامه‌اش می‌آید- ۱۹۷۸
– الی بیروت الانثی مع حبی -برای بیروت مونث با عشق- ۱۹۷۸
– کل عام و انتی حبیبتی -همه سال عشق منی-۱۹۷۸
– اشهد ان لا امراه -من اعلام می‌کنم که هیچ زنی جز تو نیست-۱۹۷۹
– هکذا اکتب تاریخ النسا -این گونه تاریخ زنان را می‌نویسم-۱۹۸۱
– قاموس العاشقین -فرهنگ نامه عاشقان-۱۹۸۱
– قصیده بلقیس -قصیده بلقیس-۱۹۸۲
– الحب لا یخاف الضو الاحمر -عشق از چراغ قرمز نمی‌ترسد-۱۹۸۵
– اشعار مجنونه -شعرهای دیوانگی- ۱۹۸۵
– قصاید مغضوب علیها -شعرهای مورد غضب واقع شده- ۱۹۸۶
– سیبقی الحب سیدی -عشق سرورم خواهد ماند-۱۹۸۷
– الاوراق السریه لعاشق قرمطی -برگه‌های سری یک عاشق قرمطی- ۱۹۸۸
– تزوجتک ایتها الحریه -آزادی- من با تو ازدواج کرده‌ام-۱۹۸۸
– ثلاثیه اطفال الحجاره -سه‌گانه کودکان سنگ- ۱۹۸۸
– الکبریت فی یدی و دویلاتکم من ورق -من کبریت در دست دارم و دولت‌های کوچک‌تان از شاخ و برگ‌اند- ۱۹۸۹
– لا غالب الا الحب -پیروزی- جز عشق نیست-۱۹۹۰
– هوامش علی الهوامش -حاشیه‌نویسی‌هایی بر حاشیه‌ها- ۱۹۹۱
– هل تسمعین صهیل احزانی -آیا صدای شیهه غم‌هایم را می‌شنوی-۱۹۹۱
– انا رجل واحد و انت قبیله من النسا -من مردی تنها هستم و تو قبیله‌ای از زنان-۱۹۹۲
– خمسون عاما فی مذبح النسا -پنجاه سال در کشتارگاه زنان-۱۹۹۴
– دمشق نزار قبانی- ۱۹۹۵
– تنویعات نزاریه علی مقام العشق -گلچین‌های نزاری در دستگاه عشق- ۱۹۹۶
– ابجدیه الیاسمین -الفبای یاس- ۱۹۹۸

 

دفترهای نثر
– الشعر قندیل اخضر -شعر یک قندیل سبز است- ۱۹۶۳
– قصتی مع الشعر -داستان من و شعر- ۱۹۷۰
– عن الشعر و الجنس و الثوره -از شعر و جنس و انقلاب- ۱۹۷۱
– المراه فی شعری و فی حیاتی -زن در شعر و زندگی من- ۱۹۷۵
– الکتابه عمل انقلابی -نوشتن کاری انقلابی است- ۱۹۷۵
– ما هو الشعر -شعر چیست- ۱۹۸۱
– والکلمات تعرف الغضب -کلمات خشم را می‌شناسند- ۱۹۸۲
– شی من النثر -چیزی از نثر- ۱۹۸۳
– العصافیر لاتطلب تاشیره دخول -گنجشکان اجازه ورود نمی‌گیرند-۱۹۸۳
– لعبت بإتقان وها هی مفاتیحی -با مهارت بازی کردم و این است کلیدهای من-۱۹۹۰
– بیروت.. حریه لا تشیخ -بیروت… آزادی‌ای است که پیر نمی‌شود- ۱۹۹۲

 

دفترهای نمایش نامه
– جمهوریه جنونستان -جمهوری جنونستان- ۱۹۷۷
– برگرفته از نزار قبانی- عاشقانه سرای بی همتا- مترجم رضا طاهری

 

کتاب‌های چاپ شده نزار قبانی به زبان فارسی
– ۱۳۸۴ – باران یعنی تو برمی‌گردی یغما گلرویی- نشر دارینوش.
– ۱۳۸۴ – بیروت- عشق و باران- ترجمه رضا عامری- تهران- نشر نگیما.
– ۱۳۸۶ – عشق پشت چراغ قرمز نمی‌ماند!- مهدی سرحدی- نشر کلیدر.
– ۱۳۹۳ – نزار قبانی- عاشقانه سرای بی همتا- مترجم رضا طاهری- نشر نخستین
– ۱۳۵۶ – داستان من و شعر- مترجم غلامحسین یوسفی و یوسف بکار- نشر توس.
– ۱۳۸۰ – بلقیس وعاشقانه‌های دیگر- مترجم موسی بیدج- نشر ثالث.
– ۱۳۸۳ – در بندر آبی چشمانت- مترجم احمد پوری- نشر چشمه.
– ۱۳۸۴ – تا سبز شوم از عشق- مترجم موسی اسوار- نشر سخن.
– ۱۳۸۸ – صد نامه عاشقانه- مترجم رضا عامری- نشر چشمه.
– ۱۳۹۲ – گنجشک‌ها ویزا نمی‌خواهند- مترجم انسیه سادات هاشمی- نشر حماسه قلم.
– ۱۳۹۳ – ماهرانه بازی کردم- این هم کلیدهایم- مترجم انسیه سادات هاشمی- نشر حماسه قلم.
– ۱۳۹۴ – عشق ما روی آب راه می‌رود- مترجم: مجتبی پورمحسن و مهرناز زاوه- انتشارات مروارید

 

منبع :

بیتوته 

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

ژازه طباطبایی

ژازه طباطبایی – Jazeh Tabatabai

ژازه طباطبایی نقاش- مجسمه‌ساز- شاعر و نمایش‌نامه‌نویس ایرانی بود- او -نگارخانه هنر جدید- را که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + نوزده =