خانه / بزرگان تاریخ / میرفندرسکی – Mir Fendereski

میرفندرسکی – Mir Fendereski

میرفندرسکی
میرفندرسکی

میرفندرسکی با نام اصلی مولانا ابوالقاسم بن ابوطالب میرحسینی فندرسکی حکیم و دانشمند دوره صفوی است- میرفندرسکی از معاصران میرداماد و شیخ بهایی و آقا حسین خوانساری و ملاصدرا بوده‌است و چندین تن از مدرسان حکمت معروف آن دوره- مانند ملاصادق اردستانی- محمدباقر سبزواری- آقاحسین خوانساری- میرزا رفیعای نایینی و شیخ رجبعلی تبریزی از شاگردان او بوده‌اند

زندگی میرفندرسکی

میرفندرسکی در حدود سال 970 هـ ق در دهستانی از بخش رامیان -که امروزه به نام شهر خان ببین و منطقه فندرسک در روستای نامتلو معروف است- در دوازده فرسنگی گرگان کنونی – از بخش های استرآباد چشم به جهان گشود. میرزا ابوالقاسم فرزند میرزابیگ- فرزند امیر صدرالدین موسوی حسینی فندرسکی معروف به -میرفندرسکی- از حکما وعرفای امامیه بود که در حکمت طبیعی- الهی- ریاضی- علوم نقلیه و شعر و ادب- یگانه روزگار صفوی- قرن یازدهم هجری- بود. او در تسخیر- جفر- کیمیا و خوارق عادت- ید طولایی داشت و از استادان به نام مکتب اصفهان به شمار می رود.
پدران میرفندرسکی از بزرگان سادات استرآباد می باشند. آبادی -استرآباد- به دارالمومنین شهرت یافته است. خانواده نستوه میرفندرسکی- نسب شریفشان به امام موسی کاظم -ع- می رسد.
جد او میرصدرالدین- در ناحیه فندرسک- از قرای استرآباد- در زمان شاه طهماسب صفوی دارای املاک بسیاری بود. صدرالدین در زمان فتنه گروه سیاه پوش در استرآباد- در برابر این گروه ایستاد و از آن جا بیرون نشد. وی در زمان شاه عباس کبیر -۹۹۶ق- با لشکر به سوی خراسان و بسطام- آهنگ حمله کرد و سپس درگذشت- پس از آن فرزندش میرزابیگ فندرسک- پدر ابوالقاسم- به خدمت سلطان وقت- شاه عباس اول- درآمد و با خدمات شایسته ای که انجام داد- نزد سلطان- گرامی و عزیز گشت.

ابوالقاسم مقدمات علوم را در استرآباد فراگرفت- ولی بعدا برای تحصیل به قزوین وسپس اصفهان رفت و نزد علامه چلبی بیک تبریزی که از شاگردان افضل‌الدین محمد ترکه اصفهانی بود به تحصیل فلسفه و علوم دیگر پرداخت. اما بعدا به خاطر اینکه محیط فکری و علمی آن روزگار با روحیه آزادی‌طلب و تقلیدناپذیر او سازگاری نداشت- مانند استادش چلبی‌بیک تبریزی و بسیاری دیگر از اهل علم و ادب و عرفان و هنر عازم هندوستان – که دارای محیطی آزاد و به دور از تعصب بود – شد.

هندوستان در آن دوران به سبب روش و منش خاص اکبرشاه و سیاست -صلح کل او– هم از لحاظ رونق اقتصادی و امنیت اجتماعی مردمان نقاط دیگر را به سوی خود می‌کشید و هم از لحاظ تنوع ادیان و آیینها و دوری از تعصبات مذهبی و فرقه‌ای برای مردمان آزاداندیش جایگاهی امن و دلخواه بود.

ظاهرا سفر اول میر به هند در 1015ق و به همراهی اوحدی بلیانی -مولف تذکره عرفات العاشقین- بوده است -اوحدی- 12- 151- به گفته اوحدی هنگامی که میر به هند رسید به دستگاه میرزا جعفر آصف خان -ﻫ م- که خود از شاعران و ادیبان ایرانی بود و به هند مهاجرت کرده و در آنجا به صدارت و وزارت رسیده بود نزدیک شد. آصف‌خان با رعایت احوال او وسایل بازگشت او را به ایران فراهم نمود ولی دیری نگذشت که میر دوباره عازم سفر هند شد نخست به گجرات و از آنجا به دکن رفت اوحدی در هنگامیکه مشغول نوشتن عرفات العاشقین بوده یعنی در فاصله سالهای 1021 تا 1024ق ـ می‌نویسد که میر فندرسکی بعد از این تاریخ نیز تا اواخر عمر همواره به هند سفر می‌کرده و ظاهرا یک بار در 1037ق و بار دیگر در 1046ق به معرفی ابوالحسن اصفهانی وزیر شاه جهان با آن پادشاه ملاقات کرده است -ریو- 815/ii-.

میرفندرسکی در دربار ایران نیز مورد تکریم بود و به گفته نصرآبادی هنگامی که از هند به اصفهان بازگشت شاه صفی به دیدنش رفت -همانجا-.

وفات او در 1050ق در اصفهان روی داد -خاتون آبادی- 514- و در همانجا در مقبره بابا رکن‌الدین در محلی که امروز به تخت فولاد و تکیه میر معروف است به خاک سپرده شد مزار او در فضای باز قرار دارد و بر روی خاک او سنگ یکپارچه بزرگی نهاده‌اند که بر جانب غربی آن کتیبه‌ای به خط ثلث برجسته مورخ به سال 1050ق نوشته شده است. ولی در پایان نسخه رساله صناعیه -شم‍ 887- موجود در کتابخانه آستان قدس تاریخ وفات میر 1049 قید شده و در مصراع آخر یک رباعی به صورت ماده تاریخ آمده است -نک‍: گلچین معانی- 35- حاشیه– مقبره میر همیشه در اصفهان حرمت خاص داشته و زیارتگاه مردم بوده است.

گفته‌اند که پس از مرگ وی طبق وصیتش کتابهای او به کتابخانه سلطنتی شاه صفی منتقل شد -قمی- 3/35- مدرس- 4/359-. از زندگانی شخصی او چیزی نمی‌دانیم و معلوم نیست که اعقاب او چه کسانی بوده‌اند. از نوادگان او تنها میرابوطالب بن میرزابیک معروف است که از شاگردان علامه مجلسی و مردی فاضل و شاعر بوده است و آثار فراوان دارد -نک‍: افندی- 5/500-501- قمی- 3/36- مدرس- 4/360- و بازماندگان این خاندان تا همین اواخر از سادات محترم منطقه استراباد بوده اند.

میرفندرسکی
میرفندرسکی

فرزندان میرفندرسکی

از زندگی شخصی میرفندرسکی چیزی نقل نگردیده و روشن نیست دنباله و فرزندان او چه کسانی بوده اند- ولی از فرزندان او دو تن مشهور و معروفند:
یکی- نوه ایشان به نام -میرزاابوطالب- پسر -میرزابیگ پسر ابوالقاسم- که همانند جدش یکی از علمای راز اول و از مبارزترین شاگردان علامه مجلسی است. وی مردی فاضل و شاعری توان مند بود که دارای آثار فراوانی است. از جمله التکمله فی شرح التذکره شمس الدین محمد خفری که خود شرحی بر تذکره الهیه اثر خواجه نصیر الدین طوسی می باشد.
دیگری- سید محمد فندرسکی است که در پایان سد سیزدهم و آغاز سده چهاردهم در تهران به سر می برد و صاحب طرایق الحقایق او را می شناخت و ایشان را ستوده و درگذشت .

اساتید میرفندرسکی

سیدابوالقاسم- نزد علامه چلبی بیگ تبریزی -م. ۱۰۴۱ق– که خود از شاگردان افضل الدین محمد ترکه اصفهانی بود- و هم چنین نزد میربرهان الدین محمدباقر اشراق استرآبادی -م. ۱۰۴۱ق- به تحصیل حکمت و علوم پرداخت. سپس میرفندرسکی در مدرسه خواجوی اصفهان- که به داشتن دانشمندان به نامی چن شیخ بهایی- میرداماد و میرفندرسکی مشهور بود- به تدریس شفاء و قانون ابن سینا و دروس مختلف دینی- حکمت- کلام و هم چنین ملل و نحل شهرستانی مبادرت ورزید. جلسه درس او مشهور و زبانزد خاص و عام بود و علاقه مندان به حکمت- از دورترین نقاط- در درس او حاضر می شدند.

دانشمندان زمان میر فندرسکی

از میان داشمندان این عصر نام شیخ بهایی- میرداماد و ملاصدرا به عنوان هم دوره میرفندرسکی به ثبت رسیده است. در مدرسه خواجه- علاوه بر شیخ بهایی و ملاصدرا- دانشمندان بنامی- چون میرداماد و میرفندرسکی- دارای حوزه تدریس شلوغی بودند. ملاحیدر خوانساری صاحب کتاب زبده التصانیف- استاد محقق خوانساری- هم دوره این دو به شمار می آید.
عالم دیگری به نام اوحدی بلیانی- نویسنده تذکره عرفات العاشقین- نیز از هم عصران میر به شمار می رفت. هم چنین گفته شده که وی با ملامحمد تقی مجلسی و ملامحمدباقر مجلسی نیز هم زمان بوده است. گرچه پذیرش هم دوره بندن با مجلسی پدر دشوار نخواهد بود- ولی هم عصر بودن میرفندرسکی هم با پدر و هم با پسر چندان معقول نمی نماید.

میرفندرسکی
تندیس میرفندرسکی

شاگردان میر فندرسکی

چند تن از مدرسان و حکمای به نام دوره صفوی- شاگرد میرفندرسکی بوده اند که عبارتند از:
۱- آقاحسین فرزند جمال الدین خوانساری- زاده ۱۰۱۶ق/ ۱۶۰۷م. که به سال ۱۰۹۸ق/ ۱۶۸۶ م در اصفهان درگذشت. وی حکیم- متکلم- محدث و فقیه بزرگ زمان خود بود به دلیل مهارت بر دانش هایی- چون ریاضیات و هییت در حوزه های علمی به محقق خوانساری و استاد الکل نفی الکل شهرت یافت و نیز به علت آن که نام پدر و پسرش جمال الدین بود- از او به لقب -ذوالجمالین- یاد شده است. وی در حکمت- شاگرد میرفندرسکی بوده است.
۲- ملارجبعلی تبریزی در گذشته ۱۰۸۰ ق- که حکیم و شاعر عصر صفویه بود و هم زمان با شاه عباس دوم می زیست. وی در فلسفه- شاگرد میرفندرسکی بود و روش مشایی داشت و کتاب های شیخ را درس می داد. او در شعر -واحد- تخلص می کرد. گویا ایشان عمر درازی داشته است.
۳- محمد باقر بن محمد مومن سبزواری معروف به محقق سبزواری ۱۰۱۷- ۱۰۹۰ق- که از مفاخر علمای شیعه و از بزرگان- حکما و متکلمین بوده و در اصفهان زندگی می کرد. او نزد بزرگانی- چون شیخ بهایی- میرفندرسکی- ملامحمد تقی مجلسی و ملاحسنعلی شوشتری درس خوانده است. از آثار وی می توان به کتاب ذخیره اشاره کرد. مرگ او در اصفهان اتفاق افتاد و جنازه اش را در مشهد رضوی- در مدسه میرزا جعفر- در سردابی روبه روی قبر شیخ حر عاملی- نویسنده کتاب وسایل الشیعه- به خاک سپردند.
۴- ملاصادق اردستانی متوفای ۱۱۳۴ق- که مردی حکیم- وارسته و مرتاض بود. از او رساله ای به نام حکمت صادقیه- درباره نفس و قوای مادی و معنی آن باقی مانده است.
۵- رفیع الدین محمد بن حیدر حسینی طباطبایی نایینی- مشهور به میرزا رفیع نایینی -۹۹۷- ۱۰۸۳ق- که از شاگردان شیخ بهایی و میرفرندرسکی و از سادات طباطبایی نایین- زواره و اردستان بوده است. شرح اشارات خواجه و شرح حکمه العین شریف جرجانی را حاشیه زده است و رساله ای فلسفی در حل شبهه -استلزام- نشوته است. به تازگی رساله ای نیز به نام ثمره شجره الاهیه در اصول عقاید با پاره ای از مقدمات فلسفی از او- به وسیله عبدالله نوری از فضلای معاصر- چاپ و منتشر شده است.
۶- ملاحسنعلی بن عبدالله شوشتری- که به گفته علامه مجلسی در بحارالانوار- در مباحث علمی از میر- دارای اجازه بوده است.
۷- میرفیاض بن هدایه الله حسینی اصفهانی- که از شاگردان میرفندرسکی بوده و دارای رساله ای در شناخت تصوف نیز می باشد.
۸- صدرالدین محمد شیرازی معروف به ملاصدرا- که از مشهورترین فیلسوف متاله مکتب اصفهان و بنیاین گذار حکمت متعالیه می باشد. او نیز به گفته گروهی از مورخان و تذکره نویسان- از شاگردان میرفندرسکی به شمار می رود. اما گروهی دیگر نیز- با ارایه دلایلی- چنین ادعایی را نپذیرفته اند.

خصوصیات اخلاقی میر فندرسکی

هرچند که از میر آثار فراوانی دردست نیست لیکن عبارات و القابی که بر کتیبه سنگ مزار او دیده می‌شود حکایت از آن دارد که وی در دوران حیات در نظر خواص و عوام حرمت و عزت خاص داشته است و نه تنها در حکمت و علوم رسمی- بلکه در معارف الهی و سیر و سلوک عرفانی نیز او را دارای مقامی بس بلند می‌دانسته‌اند.

دلیل دیگر بر شهرت و منزلت او نزد مردم آن روزگار داستان‌های غریب و کرامت‌های گوناگونی است که به او نسبت داده‌اند.

حکایاتی که درباره تیزهوشی- عزت نفس- حاضر جوابی و بی‌پروایی او در پاسخ گفتن به خرده‌گیری‌های امیران و شاهان نقل کرده‌اند نیز حاکی از دقت نظر- قوت ذهن- شجاعت اخلاقی- وارستگی وآزادمنشی اوست. گفته‌اند که روزی در مجلس او مساله‌ای از علم هندسه بنا بر نظر خواجه نصیرالدین طوسی مطرح شد. میر- برهانی در باب آن آورد و پرسید که آیا خواجه این برهان را ذکر کرده است؟ گفتند: نه! سپس چندین برهان دیگر در همان باب اقامه و در پی هر برهان همان پرسش را تکرار کرد و جواب همان بود که اول شنیده بود. از اشارات کوتاهی که در تذکره‌ها و کتب رجال به احوال او شده است. معلوم می‌شود که وی در عین آنکه از لحاظ کمالات علمی و عرفانی مورد تکریم بوده در زندگانی شخصی بسیار ساده و بی‌تکلف می‌زیسته است. از شهرت و مقامات صوری گریزان بوده به ظواهر امور اعتنایی نداشته و از همراهی و همنشینی با مردم کوچه و بازار- حتی اجامر و اوباش- پرهیز نمی‌کرده است.

اوضاع فکری زمانه میر فندرسکی

پس از پیدایش سلسله صفویه و رواج مسلک تشیع- کلام به سبک اشعری و معتزلی رونق خود را از دست داد و زمینه برای رشد اندیشه های فلسفی و عرفانی فراهم شد و حکمت الهی رونق گرفت- به طوری که بسیاری از علما- از جمله میرفندرسکی و معاصرانش- مثل میرداماد -۱۰۴۲م– شیخ بهاءالدین عاملی -۱۰۳۱م- اوحدی بلیانی -۱۰۳۰م. مولف تذکره عرفات العاشقین- ملاحیدر خوانساری -صاحب زبده التصانیف- ملامحمدتقی مجلسی -۱۰۷۰م- ملامحمد باقر مجلسی و ملاصدرا- درحوزه معقول و منقول به نشر آثاری گران مایه پرداختند. با آغاز پادشاهی شاه عباس اول- اصفهان به مرکز هنر و دانش های اسلامی و کانون فرهنی تبدیل شد. اندریشوران و فیلسوفانی که از این دوره تا هنگام هجوم افغان ها در اصفهان پا به گیتی گذاشتند- به عنوان فیلسوفان مکتب اصفهان نامیده می شوند. حوزه فلسفی ممکتب اصفهان در این دوره شمار بسیاری از دانشمندان را در دامن خود پرورش داد و بسیاری از آنها در علوم و فنون گوناگون جامعیت داشتند. این حوزه از جهت شمارگان و فراوانی دانشمندانی که در آن پرورش یافتند بر سایر حوزه ها برتری دارد. یکی از خصوصیات اندیشوران این عصر- آن است که آنان نه فقط در حکمت و مباحث عقلی صاحب نظر بودند- بلکه در علوم نقلی مانند فقه- حدیث- رجال و درایه نیز مهارت و توانایی بایسته را داشتند.

جایگاه میر فندرسکی در بین شاهان صفوی

میرفندرسکی در روزگار حکومت شاه عباس اول -م ۱۰۳۷- و شاه صفی -م ۱۰۵۱- می زیسته و به دلیل جامعیتی که در دانش های گوناگونی هم چون حکمت الهی- علوم ریاضی و همه علوم عقلی داشت و هم چنین به دلیل این که در عرفان نیز مراتب والایی را طی کرده بود- در نزد شاهان زمان خود از موقعیت شایسته ای برخوردار بود.

اشعار میرفندرسکی

دراغلب تذکره‌ها اشعاری از میرفندرسکی نقل کرده‌اند. آنچه از او بر جای مانده- دو قصیده- چند رباعی و چند قطعه است. مطلع معروف‌ترین شعر وی- این گونه است:

چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت بررود بالا همان بااصل خود یکتاستی
این سخن را در نیابد هیچ فهم ظاهری گر او بونصر استی و گر بوعلی سیناستی

آثار میر فندرسکی

میرفندرسکی چند رساله کوتاه در حیطه موضوعات علمی و فلسفی- مقدار کمی حواشی و توضیحات بر ترجمه -جوگ باسشت- هندی و برخی اشعار و قطعه‌های منظوم برجای مانده‌است:

مهم‌ترین اثر میرفندرسکی رساله فارسی معروف به صناعیه است که به عنوان -حقایق الصنایع- نیز شهرت دارد. او در این رساله صناعت را به مفهومی بسیار گسترده و به معنی هرچیز که از نیروهای عقلی و کاری آدم به ظهور و حصول پیوندد- گرفته‌است.

-رساله فی الحرکه- نوشته کوتاهی است به زبان عربی در بخش در تعریف حرکت و گونه‌های آن و بیان آنکه هر حرکتی محتاج محرکی است و حرکات به طور کلی باید از محرکی واحد آغاز شوند که محرک اول است و خود محرکی ندارد.

رساله در تشکیک- نامه‌ای است رساله مانند که فندرسکی در پاسخ به پرسشی که آقا مظفر کاشانی درباره مسیله تشکیک در ذاتیات از او کرده بود نوشته‌است. میرفندرسکی در این نامه به شیوه مشاییان سخن می‌گوید و برخلاف اشراقیان که به تشکیک در ذاتیات قایلند. او ذاتیات را مقول به تشکیک نمی‌داند.
رساله در کیمیا به فارسی.
حواشی بر -جوگ باسشت- متنی که میرفندرسکی بر آن حاشیه نوشته کتابی است در عرفان و حکمت هندی که در زمان -اکبرشاه- به فارسی ترجمه شد. اصل کتاب به نام -لگهویوگه و اسیشتهه- چکیده‌ای است از منظومه بزرگ‌تری به نام -یوگه واسیشتهه- است که به نام‌های -مهار اماینه- و -واسیشتهه راماینه- نیز معروف است.

میرفندرسکی
آرامگاه میرفندرسکی

وفات میر فندرسکی

وفات او در ۱۰۵۰ق در اصفهان روی داد و در همانجا در مقبره بابا رکن الدین در محلی که امروز به تخت فولاد و تکیه میر معروف است به خاک سپرده شد. مقبره او در تخت فولاد- -تکیه میر فندرسکی- از آثار تاریخی است. مقبره میر همیشه در اصفهان حرمت خاصی داشته و زیارتگاه مردم بوده است. گفته‌ شده که پس از مرگ وی طبق وصیتش کتابهایش به کتابخانه سلطنتی شاه منتقل شد.

 

منبع :

نسیم فان

تبیان

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

فرصت‌ شیرازی

فرصت‌ شیرازی – Forsat od Dowleh Shirazi

فرصت‌ شیرازی با نام اصلی میرزا محمد نصیرالحسینی ملقب به -میرزا آقا- که در شعر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × سه =