خانه / پارادوکس / قدرت مطلق – Omnipotence paradox

قدرت مطلق – Omnipotence paradox

پارادوکس قدرت مطلق
پارادوکس قدرت مطلق

پارادوکس قدرت مطلق – پارادوکس‌های قدرت مطلق- پارادوکس‌هایی در ارتباط با کارهایی هستند که یک قادر مطلق -خدا- می‌تواند انجام دهد

مشهورترین تقریر از دسته پارادوکس‌های قدرت مطلق- به نام پارادوکس سنگ این چنین بیان می‌شود:

– آیا یک وجود قادر مطلق می‌تواند سنگی بسازد آن چنان سنگین که خودش نتواند آن را بلند کند؟
– اگر نمی‌تواند- قادر مطلق نیست.
– اگر می‌تواند- چون نمی‌تواند آن را بلند کند- قادر مطلق نیست.
– این پارادوکس معمولا جهت تبیین نامحتملی وجود خدای قادر مطلق کاربرد دارد.

تقریرهای مشابه – قدرت مطلق

آیا خدا می‌تواند:

همه دنیا را در یک تخم مرغ قرار دهد- بدون بزرگ کردن تخم مرغ یا کوچک کردن دنیا؟
موجودی دیگر درست مثل خودش خلق کند؟
خودش را نابود کند؟
من را خدا کند؟

پاسخ

مسایل طرح شده از اشکالات بسیار قدیمی و حتی مربوط به عصر ایمه علیهم السلام است و شبیه این سوالات از آن بزرگواران هم به عمل آمده است. برای روشن شدن پاسخ این چند نکته را هر چند به اختصار بیان می کنیم:

الف–مبنای تمام علوم بشری و گزاره های علمی بر یک قضیه نهاده شده است که اگر آن قضیه که به نام ام القضایا معروف گشته است برداشته شود هیچ گزاره ای دیگر ارزش علمی نخواهد داشت و آن قضیه عبارتست از این که اجتماع و ارتفاع نقیضین محال است یعنی بود و نبود یک موجود در یک زمان با هم قابل جمع نیستند. محال است که یک جمله از یک جهت در یک زمان صادق باشد و در همان لحظه و همان جهت کاذب باشد یعنی بگوییم آب در صد درجه به جوش می آید و در همان لحظه و همان آب در صد درجه به جوش نمی آید این دو قضیه -محاله یکی صحیح و دیگری ناصحیح است و اجتماع هر دو محال است و همین طور محال است که هر دو غلط باشند و حتما یکی صحیح و دیگری غلط می باشد چون بین هست و نیست- بود و نبود- نه جمع و نه ارتفاع امکان ندارد. اگر کسی این قضیه را که همه انسانها فطرتا و بدون دلیل خاص و به صورت بدیهی پذیرفته اند را انکار کند در واقع همه علوم را انکار کرده است مثلا اگر کسی گفت از ترکیب کلر و سدیم نمک طعام بدست می آید باید صحیح باشد که بگوییم از ترکیب کلر و سدیم نمک طعام به دست نمی آید و تنها در صورت پذیرفتن آن قضیه است که دیگر نقیض آن صحیح نخواهد بود. و به اصطلاح ارتفاع و اجتماع نقیضین -دونقیض- محال ذاتی است.

ب این که خداوند بتواند چیزی را بسازد که خود نتواند آن را بلند کند یا نابود کند یا اینکه بتواند مثل خودش را خلق کند کند مستلزم اجتماع نقیضین است یعنی

1- قدرت خداوند مطلق است

2. قدرت خداوند مطلق نیست و این امری محال و ناشدنی است قرآن کریم می فرماید: خداوند بر هر شی قادر است-إِنَّ اللّهَ عَلی‏ کُلّ‏ِ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ- و شی بر اموری اطلاق می شود که ذاتا ممکن باشند و مستلزم اجتماع و ارتفاع نقیضین نباشند و الا آنان را -لا شی- -شی نیست- می نامیم و در این صورت امور متناقض چون لایق نیستند و قابلیت تعلق گرفتن قدرت خداوند را به خود ندارند موجود نمی شوند یعنی به اصطلاح ناتوانی و عدم لیاقت از ناحیه قابل است نه فاعل و در اینجا عجز را به خداوند نسبت نمی دهیم بلکه عجز را به آن شی اجتماع یا ارتفاع نقیضین نسبت می دهیم که ناشدنی هستند.

ج برای روشن شدن مطلب یک مثال محسوس می آوریم فرض کنید شما یک بار کامیون آجر بیاورید و به یک خیاط ماهر و دوزنده معروف بگویید تا از آن آجرها یک کت و شلوار برای شما بدوزد اینجا این کار شدنی نیست ولی نقص و ناتوانی از عدم قابلیت آجر است که نمی تواند کت و شلوار شود نه عجز از ناحیه آن خیاط ماهر- یا مثلاً یک پارچه به ابعاد 20 × 30 به خیاط ماهری داده و از او بخواهید یک مانتو شلوار و دامن برای یک خانم با قد دو متر بدوزد در اینجا در مهارت آن خیاط تردیدی نمی افتد آنچه نقص و ضعف است از ناحیه کمّیّت این پارچه است که نمی تواند چنان ابعادی داشته باشد.

د شخصی از امیرالمومنین علیه السلام پرسید که:-هَلْ یَقْدرُ رَبُّکَ أنْ یُدْخلَ الدُّنْیا فِی بَیْضَهٍ مِنْ غَیْرِ أَنْ تَصغُرَ الدُّنْیَا أَوْ تَکْبُرَ الْبَیْضَهُ-آیا پروردگار تو می تواند دنیا را در تخم مرغی داخل کند بدون آنکه دنیا کوچک و تخم مرغ بزرگ شود امام-ع- فرمود:-إِنَّ اللَّه تبَارک و تعالی لَا یُنْسبُ إِلی الْعَجْزِ وَ الَّذِی سَأَلْتَنِی لَا یَکُونُ- همانا خداوند به عجز و ناتوانی متّصف نمی شود بلکه آن چه تو از من در باره آن پرسیدی موجود نمی شود و قابلیت وجود ندارد.

در اینجا می بینیم که سوال کننده خواسته است که خداوند اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین را به جای آورد یعنی الف: دنیا از تخم مرغ بزرگتر است ب: دنیا از تخم مرغ بزرگتر نیست الف: تخم مرغ از دنیا کوچکتر است ب: تخم مرغ از دنیا کوچکتر نیست.

و معلوم است که اجتماع و ارتفاع نقیضین محال ذاتی است و قابلیت وجود ندارد چون لا شیء است نه شی -وإِنَّ اللّهَ عَلی‏ کُلّ‏ِ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ-

نقدها – پارادکس قدرت مطلق

به باور فیلسوفان و متکلمین مسلمان- قدرت خدا به اموری تعلق می‌گیرد که امکان تحقق داشته باشند. از این رو آنچه ذاتا ممتنع یا مستلزم امتناع و محال است- متعلق قدرت نخواهد بود. چنین اموری در دایره شی قرار نمی‌گیرند تا متعلق قدرت الهی باشند. بنابراین امور محال -همچون نمونه‌های بالا- متعلق قدرت الهی قرار نمی‌گیرند و عدم پیدایش این امور به علت محدودیت قدرت الهی نیست. یعنی قدرت خدا به محالات ذاتی تعلق نمی‌گیرد و این هیچ محدودیتی برای قدرت الهی پدید نمی‌آورد- زیرا این امور قابلیت ایجاد ندارند. قدرت خدا به امور قابل تحقق تعلق می‌گیرد و در هر حال فاعل کامل است اما این امور در درون خود ضعف و عجز دارند. یعنی قدرت به محالات ذاتیه تعلق نمی‌گیرد.
به‌عبارت دیگر- هر چیز برای تحقق یافتن دو شرط دارد:
آن چیز ظرفیت تحقق یافتن داشته باشد.

موجودی برای تحقق بخشیدن به آن چیز باشد.
برای نمونه- این که من خدا نمی‌شوم- ناشی از فقر و نیاز من است نه ناتوانی خدا. من- تا وقتی که من هستم- مخلوقم و در عین مخلوق بودن- خالق خود شدن غیر ممکن است. قدرت واجب الوجود به موجودات ممکن تعلق می‌گیرد و نه موجودات ممتنع الوجود.

قدرت مطلق

قدرت مطلق

قدرت مطلق

قدرت مطلق

قدرت مطلق

منبع :

حوزه

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

گربه شرودینگر

گربه شرودینگر – Schrödinger’s cat

گربه شرودینگر یک آزمایش فکری است که در سال ۱۹۳۵ از سوی اروین شرودینگر- فیزیکدان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − شش =