خانه / فلسفه / فردریش هایک – Friedrich Hayek

فردریش هایک – Friedrich Hayek

فردریش هایک
فردریش هایک

فردریش هایک با نام کامل فریدریش آوگوست فون هایک اقتصاددان و فیلسوف سیاسی معاصر بود- او به خاطر دفاع از لیبرالیسم کلاسیک و بازار آزاد و مخالفت با سوسیالیسم شناخته می‌شود- وی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین اقتصاددانان و فیلسوفان سیاسی سده بیستم شناخته می‌شود که در سال ۱۹۷۴ موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شد

زندگی فردریش هایک

فردریش هایک فیلسوف و اقتصاددان معروف اتریشی در ۲۳ مه ۱۸۹۹ در شهر وین کشور اتریش در خانواده ای دانشگاهی به دنیا آمد. پدر او پزشک و استاد دانشگاه وین بود. تحصیلات خود را از سال 1918 در رشته حقوق در همان دانشگاه آغاز کرد و در سال 1921 موفق به دریافت درجه دکتری شد.
وی از طرف مادر با لودویگ ویتگنشتاین نسبت داشت. تحصیلات دانشگاهی خود را در حقوق و علوم سیاسی در اتریش به پایان رساند. در سال ۱۹۳۱ برای ارایه یک سری سخنرانی در مدرسه اقتصادی لندن دعوت شد- همین مسیله- زمینه ملاقات و آشنایی وی با کینز و نظریات وی درباره سیاست پولی و تورم را موجب شد. این آشنایی- نزاع علمی این دو اقتصاددان پیرامون پول- تورم و نقش سیاست‌های دولت در اقتصاد را موجب گشت. اگرچه او تا سال ۱۹۵۰ در مدرسه اقتصاد لندن -LSE- باقی‌ماند- اما به‌طور مداوم در دانشگاه‌های آمریکا حضور داشت. او در خلال سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۷ استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاه فرایبورگ بود و در زمان بازنشستگی‌اش به‌عنوان استاد افتخاری در دانشگاه سالزبورگ مشغول به فعالیت بود.

در ۱۹۵۰- LSE را به‌قصد دانشگاه شیکاگو ترک گفت. وی پس از بازنشستگی مجددا به اروپا بازگشت.
با اعطای جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۴ به هایک- توجه به مکتب اتریش به یک باره و به شکلی غیرمنتظره دوباره از سر گرفته شد. هر چند این اولین باری نبود که به اصطلاح- تجدید حیات اتریشی رخ می‌داد و کنفرانس ساوت رویالتون در اوایل همان سال بر پا شده بود- کشف دوباره هایک توسط اقتصاددانان- به هر حال رویدادی تاثیر گذار در تولد دوباره این مکتب بود. نوشته‌های هایک به نسل‌های جدید درس داده می‌شد و خود او نیز در کنفرانس‌های اولیه موسسه مطالعات انسانی در میانه دهه ۱۹۷۰ حضور پیدا می‌کرد. هایک تا ۸۹ سالگی به نوشتن ادامه داد و غرور کشنده را در ۱۹۸۸ به پایان رساند.

فردریش هایک
فردریش هایک

اندیشه فردریش هایک

1- هایک و فلسفه

فردریش هایک در مسایل معرفتی خودرا از پیروان کانت می دانست و همانند وی معتقد بود نظمی که انسان در عالم خارج -کشف- می کند- در واقع ناشی ازفعالیت آفریننده ذهن خود اوست. از نظر وی- رویکرد انسان به دنیایی که قصد شناخت آن را دارد باید رویکردی خاضعانه باشد.
انسان قادر به -توضیح- کامل پدیده ها نیست و هر گونه پیشرفت علمی- در واقع بیش از پیش گستره جهل بشر را نشان می دهد.
مفهوم -تقسیم معرفت- را برای اولین بار هایک درسال 1937 در مقاله مهمی در باره -اقتصاد و معرفت- مطرح کرد. تقسیم معرفت بدین معنا است که هر فردی از معلوماتی هم که در اختیار ندارد سود می برد.

نظریه تقسیم معرفت یکی از پایه های نظری نقادی برنامه ریزی متمرکز و سوسیالیسم را تشکیل می دهد. در اقتصاد متمرکز- برنامه ریز به هیچ روی قادر به جمع آوری کلیه اطلاعات ضروری و مفید در جامعه- به منظور تخصیص مطلوب منابع نیست- از این رو کارایی و بازدهی آن بسیار ناچیز است.
دیدگاه معرفتی هایک درمورد انسان و جامعه درست در نقطه مقابل -علم گرایی- قرار دارد. علم گرایی درخـــردگـرایی صنع گرا – یا -ساده لوحانه- به قول پوپر- ناشی می شود که خود متکی بر اعتماد نامحدود به امکانات عقل است.

2- هایک و اقتصاد

فردریش هایک از نظر اقتصادی از پیروان -ویزر- و -میزس- است و نظریات مهم وی در جهت مکتب فکری اتریش قرار دارد. آنها ریاضی شدن زیاده از حد نظریه اقتصادی را به دیده بی اعتمادی می نگرند و معتقدند که توضیح علمی کلیه واقعیات اقتصادی از طریق نظام معـادلات مستقل از زمان- غیر ممکن است.
مفهوم بازار در نظام فکری هایک نقش درجه اول دارد. بازار همانند جامعه انسانی- نهاد خـود جوشی است که جریان تحول هزاران ساله ای را پشت سر دارد. هایک بازار را نهاد و جریان تلقی می کند و نه مدلی انتزاعی.قیمت همانند قطب نما افراد رادر تصمیم گیری اقتصادی هدایت می کند.
شهرت هایک به عنوان اقتصاددان به نظریات وی در مورد بحرانها و نوسانات ادواری اقتصادی مربوط می شود که کاملا در جهت مخالف نظریه های کینز قرار دارد. هایک به دو نوع بهره معتقد است: نرخ طبیعی که به بیشترین بازدهی در -تغییر مسیر تولید- بستگی دارد و نرخ بهره پولی یا بانکی که توسط مراجع پولی وبانکی معین می شود. به علت نهادهای اعتباری ممکن است نرخ بهره بانکی کمتراز نرخ طبیعی باشد که به بحران منجر می شود.
هایک انتشار بیش از حد پول رااز طریق تسهیلات اعتباری و مانند آن عامل اصلی ایجاد بحرانهای اقتصادی می داند. از نظر او اثر تخریبی افزایش زیاده از حد اعتبارات- بیشتر در جهت مخدوش کردن قیمتها ی نسبی عمل می کند.

3- هایک و معرفت شناسی و اقتصاد

مباحث فلسفی و معرفت شناختی در اندیشه هایک به قدری با مباحث اقتصادی در هم تنیده اند که شاید اغراق آمیز نباشد اگر گفته شود که هایک یکی از فیلسوف ترین اقتصاددانان و اقتصاددان ترین فیلسوفان است.
از نظر هایک انتزاع مقدم بر عقل است. انتزاع محصول ذهن نیست- بلکه چیزی است که ذهن از آن تشکیل یافته است. از نظر او ذهن -متفکر- انسان محصول تحول فرهنگی است.
عقل در فرایند گسترش قواعد رفتاری یا فرهنگ به وجود می آید. مغز اندامی است که ما را قادر به جذب فرهنگ می کند و نه ابداع آن. در چارچوب اندیشه هایک- کردار انسانی و ارزشهایی که این کردار بر آنها مبتنی است- از ســه منبع سـر چشمه می گیرند. غرایز طبیعی- آداب و رسوم و قواعد مصنوع آگاهانه عقل بشری.
با توجه به خردگرایی تحولی هایک که خود ناشی از نظریه وی در خصوص چگونگی پدیدار شدن نهادهای اجتماعی و تمدن است- می توان گفت که تیوری شناخت وی شدیدا دارای صبغه -سوبژکتیــویستـی- است. پس می توان گفت که موضوع علوم اجتماعی- امر عینی به معنی مستقل از ذهن افراد جامعه نیست- بلکه بیشتر- امری ذهنی است. منظور این است که امر اجتماعی یا وقایع اجتماعی صرفا عبارتند از عقاید و نظر های افرادی که ما اعمال آنها را مطالعه می کنیم.
در علوم اجتماعی- که درصدد تبیین کردار انسانها است- داده های ما عبارتند از تصوری که انسانها از انسان و دنیای فیزیکی دارند- چرا که انگیزه کردار آگاهانه انسانها تنها همین شناخت و اعتقادات افراد است.

فردریش هایک با تکیه بر دیدگاه سوبژکتیویستی در علوم اجتماعی- نظریه بسیار مهم تقسیم معرفت یا شناخت را مطرح می سازد.
مفهوم بازار نزد هایک- که مبتنی بر نظریه تقسیم معرفت وی است- کاملا متفاوت با مدل استاندارد بازار رقابتی نیوکلاسیک است. در نظریه نیوکلاسیک بازار- داشتن شناخت و اطلاعات کامل- از فروض اولیه است. در حالی که در نظر هایک مسیله اصلی دقیقا در اختیارنبودن چنین شناخت و اطلاعــاتــی است.
دستاورد بسیار مهم دیگر رقابت- به عقیده هایک- ایجاد و ترویج رفتار عقلایی است. در جامعه ای که رفتار عقلایی امتیازی برای فرد فراهم می آورد- روشهای عقلایی به تدریج نضج می گیرند و با تقلید انتشار می یابند وتاکید داردکه به طور کلی- عقلانیت پیش شرط رقابت نیست- بلکه بر عکس- رفتار عقلایی محصول رقابت یا سنتهایی است که آن را مجاز می دانند.
هر گاه ودر هر زمینه ای که رقابت ضد ارزش تلقی شود و از آن ممانعت به عمل آید- نوآوری محدود می شود و بدین لحاظ اساسا راه برای پیشرفت اندیشه و عمل مسدود می گردد.
هایک معتقد است که سوسیالیسم و نیز کلیه ایدیولوژی های مخالف نظام بازار ریشه در انگیزه های اخلاق قبیله ای دارند و بر این اشتباه
فکری بنا شده اند که بر اساس چنین اخلاقی می توان یک جامعه بزرگ و گسترده ایجــاد کرد.

4- هایک و روش شنـاسی ابطـال گرایانه ی پوپر

آشنایی هایک و پوپر با هم- به سالهای آغازین فعالیتهای علمی ایــن متفکــر یعنــی 1935 بر میگردد- زمانی که پوپر به دعوت هایک نسخه اصلی فقرتاریخیگری را در سمینار هایک در مدرسه اقتصاد ی لندن ارایه کرد. -خردگرایی انتقادی- پوپر و ردّ روش شناسی استقرایی و پوزیتیویسم توسط وی- همانندی زیادی با -خردگرایی تحولی- هایک- نظریه محدودیت معرفت بشری و سوبژکتیویسم مورد تاکید وی- به ویژه در علوم اجتماعی دارد.
هر دو متفکر خردگرا هستند- یعنی به تبیین عقلی واستدلالی واقعیت معتقدند- اما خردگرایی آنها بسیار متواضعانه است. آنها برخلاف خردگـرایـان افـراطـی مـانـنـد مـــارکسیست هــا و فـرویـدی هــا- ادعــای ایـن را نـدارنـد که بتوان همه واقعیتها را در تمام جزییات آن تبیین و نیــز پیش بینــی کــــرد-آنهـــا چنیــن ادعــاهـــایــی را خلـاف عقـــل و علــم می دانند.

5- سراب عدالت اجتماعی

ظاهرا -جان استوارت میل- اولین کسی است که اصطلاح عدالت اجتماعی را به معنی امروزی کلمه به کار برده و آن را با صراحت- معادل مفهوم عدالت توزیعی قرار داده است. تعریف عدالت به این صورت که هر کس باید پاداشی متناسب با شایستگی اش دریافت کند- مستلزم حل این مسیله است که جامعه چگونه می تواند شایستگی افراد را تشخیص دهد.
هایک مخالفتی با دخالت حکومت در امر حمایت از افراد تهیدست- حتی به صورت تضمین حداقل درآمد برای آنها ندارد- اما معتقد است که چنین کاری بایدحتما درخارج از چارچوب نظم اقتصادی -بازار- انجام گیرد تا عملکرد آن را مختل نکند وگرنه نتیجه نهایی نقض غرض خواهد بود.

6- هایک و سیاست

فلسفه سیاسی فردریش هایک رابطه بسیار نزدیکی باتحلیلهــای اقتصادی او دارد- به طوری که می توان گفت در نهایت- فلسفه سیاسی و اقتصادی او کل منسجمی را تشکیل می دهند که فلسفه آزادی نام نهاد.
از نظر وی- آزادی شرط لازم برای تحقق و نیز عملکرد مطلوب نظمهای خودجوش- بخصوص در عرصه ی اقتصادی ـ بازار ـ است. منظور هایک از آزادی عمدتا آزادی سیاسی و مدنی فردی است.
نزد هایک- قانون- نظم خودجوشی است محصول تحولی طولانی- همانند دیگر نهادهای مهم- مثل بازار. هایک با آنچه -پوزیتیویسم- قانونی نامیده می شود- یعنی ایجاد ارادی و عقلانی حق و اخلاق- شدیدا مخالف است. طبق فرمول کانت -انسان تا زمانی آزاد است که از هیچکس جز قانون اطاعت نکند.-
هایک به تبعیت از -لرد اکتون- معتقد است که آزادی وسیله ای برای رسیدن به یک هدف عالی سیاسی نیست- بلکه خود- همان هدف عالی سیاسی است. از اکتون نقل قول می کند: -اصل حقیقتا دموکراتیک مبنی بر اینکه هیچ کس نباید قدرت خود را به مردم تحمیل کند- بدین صورت تعبیر می شود که هیچ کس نباید خودرا از تحت قدرت مردم بودن خلاص کند- یا از آن طفره رود یا بدین صورت تعبیر می شود که اراده جمعی مردم مقید به هیچ چیز نخواهد بود.-

7- هایک و اخلاق

از نظر فردریش هایک تمدن در سایه تشکیل سنت یا سنتهای مناسب به وجود آمده است. ارزشهای اخلاقی درون مایه اصلی سنت و موجد نظمی است که دوام و بقای جامعه به آن بستگی دارد. انسانها از طریق ارزشهای اخلاقی است که قادر می شوند بر برخی از غرایز طبیعی مخرب مسلط شوند و زندگی اجتماعی صلح آمیز و پرباری را تشکیل دهند. بنابر این- بحث اخلاق مقدمه ای است ضروری برای درک مفهوم عدالت از دیدگاه هایک.
اگر توجه کنیم که مبنای بسیاری از اختلافات مکتبهای سیاسی و اقتصادی را آرمانها و ارزشهای اخلاقی تشکیل می دهند- به اهمیت بحث درباره رابطه میان اخلاق و اقتصاد پــی می بریم. یکی از معدود اندیشمندان معاصر که چنین رابطه ای را مورد تاکید قرار داد- هایک است.
پژوهشهای مفصل و چند رشته ای وی ـ از فلسفه و معرفت شناسی گرفته تا تاریخ- سیاست و اقتصـاد ـ دربــاره چگـونگــی شکـل گیـری وقـوام یافتن جوامع گسترده -مدرن- امروزی به طور عمده مبتنی بر تیوری تحولی سنت- به عنوان فــراینــد در بــر گیرنده مجموعه ای از ارزشهای اخلاقی است.
به عقیده هایک اخلاق- نقش تعیین کننده ای در چگونگی تخصیص منابع کمیاب دارد. به طوری که پیشرفت و توسعه اقتصادی جوامع و قوام و دوام آنها در نهایت تابعی از ارزشهای اخلاقی حاکم بر آنها است.

فردریش هایک می گوید: دستگاه ها و تجهیزات بیولوژیک انسان همگام با ابداعات فرهنگی و نهادی تحول نیافته است. در نتیجه بسیاری از غرایز و عواطف انسان هنوز سازگاری بیشتری با زندگی قبیله ای دارد تا با زندگی در جامعه متمدن. بدین علت تمدن اغلب به عنوان پدیداری غیر طبیعی- بیمارگونه و مصنوعی تلقی می شود و انسانها با سماجت در پی فرار از انضباط و الزامات آن هستند.

آزادی نزد هایک به معنــای آزادی از همــه قید و بندها و رها شدن در دنیای غرایز نیست- بلکه برعکس او آزادی را در چــارچــوب قیدو بندهای کلی- یعنی قانون- میسر می داند. او به نقل از کانت می نویسد:-انسان تا زمانی آزاد است که ازهیچ کس- جز قانون اطاعت نکند.- آزادی به این معنا عبارت است از تعیین حدود و اختیار افراد توسط حکومت قانون و جلوگیری از تحمیل اراده آزاد -نامحدود- یک فرد به افراد دیگر.
در اندیشه هایک مهمترین ارزشها و نهادهای موسس جامعه مدرن ـ یعنی مبادله آزاد- مالکیت فردی -متکثر- و عـدالت ـ مجموعه بهم پیوسته و منسجمی را تشکیــل می دهند که در آن آزادی فردی به عنوان والاترین ارزش اخلاقی- و حکومت قانون به عنوان مهمترین نهاد موجد نظم- نقش اساسی و محوری دارند.

 

فردریش هایک
فردریش هایک

آثار فردریش هایک

۱۹۲۹ نظریه پول و چرخه تجاری Monetary Theory and the Trade Cycle
۱۹۳۱ قیمت‌ها و تولید Prices and Production
۱۹۴۴ راه بردگی The Road to Serfdom ترجمه فریدون تفضلی و حمید پاداش- نگاه معاصر
۱۹۴۸- فردگرایی و نظم اقتصادی -Individualism and Economic Order- ترجمه محسن رنجبر- نشر مرکز
۱۹۵۲ ضد انقلاب علم: پژوهش‌هایی درباره سوء استفاده از خرد The Counter-revolution of Science: Studies on the Abuse of Reason
۱۹۶۰ منشور آزادی The Constitution of Liberty با عنوان -در سنگر آزادی- توسط عزت‌الله فولادوند و نشر لوح فکر ترجمه شده است.
۱۹۷۳–۱۹۷۹ مجموعه سه جلدی قانون- قانون‌گذاری و آزادی Law- Legislation and Liberty ترجمه موسی غنی نژاد و مهشید معیری- نشر طرح نو
۱۹۸۸ غرور کشنده: خطاهای سوسیالیسم The Fatal Conceit: The Errors of Socialism
۱۹۸۹–۱۹۹۴ مجموعه آثار هایک

 

منبع :

باشگاه اندیشه

دنیای اقتصاد

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

عبدالجواد فلاطوری

عبدالجواد فلاطوری – Abdoldjavad Falaturi

عبدالجواد فلاطوری پژوهشگر ایرانی حوزه فلسفه بود- وی بنیان‌گذار کتابخانه شیعی در دانشگاه کلن آلمان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 11 =