فاوست - ‌Faust Book - اجتماع اندیشه
خانه / ادبیات / تحلیل و بررسی کتاب / فاوست – ‌Faust Book

فاوست – ‌Faust Book

فاوست شاهکار نمایشنامه‌ی فیلسوف و درام نویس آلمانی –یوهان ولفگانگ فون گوته– در دو قسمت به انتشار رسیده است – قسمت نخست در 1808 و قسمت دوم 1831- فاوست این درام بزرگ درحقیقت حاصل یک عمر تجربه شاعر- نویسنده- فیلسوف- سیاستمدار- دانشمند- منقد هنری و مدیر تیاتر گوته است.

معرفی نویسنده

یوهان ولفگانگ فون گوته – فیلسوف- شاعر- نویسنده و متفکر بزرگ آلمانی در ۲۸ اوت سال ۱۷۴۹ در -فرانکفورت- متولد شد و در ۲۲ مارس سال ۱۸۳۲ در -ویمار- چشم ازجهان فرو بست. پدرش مشاور سلطنتی بود و می خواست پسرش یک حقوق دان با تجربه شود. گوته دوران کودکی خود را در آغوش پر مهر خانواده گذراند و تحصیلات اولیه را نزد استادان خصوصی و معلمین سرخانه به اتمام رساند. آنها زبان های یونانی- لاتین- ایتالیایی- انگلیسی- عبری- زبان یهودیان اروپای شرقی- موسیقی و نقشه کشی را به وی آموختند.

 

فاوست
گوته

پیدایش

فاو ست به شکل‌های مختلف در گذر زمان ثبت شده‌است. فاوست و صفت آن فاوستی- اغلب توصیف موقعیتی است که در آن فردی جاه‌طلب به منظور رسیدن به قدرت و موفقیت دست از اخلاقیات می‌کشد. در نسخه‌های اولیه همچون تصنیف‌ها- نمایش‌نامه‌ها و عروسک‌گردانی‌هایی که بر اساس این افسانه ساخته شد- فاوست به شکل محتومی لعنت‌شده و دوزخی بود- زیرا انسان را به دانش الوهی ترجیح می‌داد. او کسی بود که: -متن مقدس را پشت در و زیر میز می‌گذارد- از این‌که دکتر الهیات نامیده شود پرهیز دارد و ترجیح می‌دهد که به شکل دکتر طب لباس بپوشد.
هرچند در سراسر آلمان قرن ۱۶ نمایشنامه‌ها و عروسک‌گردانی‌های کمدی معروفی بر اساس قرایتی آزاد از این افسانه پدید آمده بودند و در اغلب اوقات فاوست و مفیستوفل -که نام شیطان است در داستان فاوست- را در حد چهره‌هایی مبتذل و خنده‌دار تنزل می‌دادند- اما به واقع این کریستوفر مارلو بود که با نگارش نمایش‌نامه دکتر فاوستوس به این افسانه شهرت بخشید. سرانجام دویست سال بعد در نسخه بازسازی‌شده توسط گوته- فاوست به تحصیل‌کرده‌ای بدل می‌شود که -چیزی بیشتر از گوشت و نوشیدنی زمینی- می‌طلبد.-

 

فاوست
فاوست به قلم رامبراند – ۱۶۵۰ میلادی

معرفی کتاب

این کتاب کمیاب-  شاهکار یوهان ولفگانگ گوته از در دو قسمت به انتشار رسیده است . قسمت نخست در 1808 و قسمت دوم 1831-فاوست این درام بزرگ درحقیقت حاصل یک عمر تجربه شاعر- نویسنده- فیلسوف- سیاستمدار- دانشمند- منقد هنری و مدیر تیاتر گوته است. نوشتن این کتاب بدون اینکه مانع از اختیار مشاغل متنوع شود از دوران جوانی گوته آغاز گردید و درست تا چند ماهی قبل از مرگش در 1832 -به سن 82 سالگی- به طول انجامید. قسمت اول مانند یک نمایش نامه اسرارآمیز با مقدمه ای معروف در باب بهشت که اساسا توضیح وتفسیر قسمت اول از این کار عظیم است- شروع می شود. خداوند بنا به خواهش شیطان به او اجازه می دهد تا درستی و راستی فاوست- خدمتگزار خدا را آزمایش نماید. مفیستوفلس با فاوست سالخورده معامله ای می کند. اگر فاوست حتی برای یک لحظه هم با این معامله موافقت کند- روح از تنش پرواز خواهد کرد. فاوست دوباره جوان می شود و با مفیستوفلس به مسافرت می پردازد تا از تمام لذایذ زمینی برخوردار گردد. در زمین عاشق دختر ساده ای به نام مارگارت می شود بعد به او خیانت می کند و مسوول سقوط و مرگ او می گردد. مفیستوفلس فکر می کند که روح مارگارت را اسیر خواهد کرد ولی صفای عشق او نسبت به فاوست و امتناع او از نجات یافتن از چنگال مرگ- سبب نجات او می شود. قسمتکار گرفته شده است- که شباهت کمتری به قسمت اول دارد. فاوست در اینجا تمام قدرت های دنیوی و معنوی را می آزماید و معذالک هنوز آن لحظه ای را که چنین مشتاقانه در جست وجویش است- حتی در عشق هلن تروا نمی یابد. مفیستوفلس تقریبا از انجام معامله اش نومید شده است. سرانجام فاوست خسته و سیر از گشت و گذار دوباره مرد سالخورده ای می شود و علاقه مند می گردد که اراضی دریا را دوباره آباد کند. این نقشه در نظر او کار کوچکی می نماید و حال آنکه فواید بیشماری برای تعداد بسیاری از مردم در بر دارد در اینجا فاوست با تعجب می بیند که این کار غیر جالب و اجتماعی خوشحالی عمیق و حقیقی را به او ارزانی داشته است. این انگیزه چنان شریف است که مفیستوفلس عاقبت از به چنگ آوردن روح فاوست مانند روح مارگارت بیچاره در قسمت اول داستان- محروم می شود. به هرحال فاوست اثری است که تا ابد در دنیای ادبیات جاویدان خواهد ماند. متاسفانه به علت عظمت کار نمایش فاوست بر روی صحنه چندان آسان نیست و تاکنون چند بار به طور استثنایی و با تحمل زحمات و هزینه های بسیار و با تطبیق دقیق دو قسمت اول و دوم- آن را نمایش داده است.

 

فاوست
فاوست

 

خلاصه کتاب

بخش نخست کتاب مثل کتاب ابوب-در عهد عتیق عشق-با پیش درآمدی که صحنه اش بهشت است افتتاح می شود.در این جا خدا فاوست را در معرض وسوسه های مفیستوفلس-شیطان-قرار می دهد.مفیستوفلس به فاوست ثروت-زن و افتخارو…و هرچه آرزو کند-پیشنهاد می کند-در عوض از او می خواهد پس از اینکه خواسته هایش برآورده شد-در لحظه ای سرشار از شادکامی که آرزو کند آن لحظه پایدار باشد روحش را تسلیم شیطان کند.
فاوست شرایط را می پذیرد و قرارداد با خون امضا می شود.مفیستوفلس نخست فاوست را با لذت باده گساری و عیاشی می آزماید.لیکن در این طرح شکست می خورد و به فکر وسوسه ی او با عشق می افتد.فاوست را به آشپزخانه ی ساحره ها می کشاند و به وی معجونی می خوراند که جوانیش را به او بازمی گرداند.آنگاه تراژدی مشهور مارگارت-گرچن-آغاز می گردد.

این کتاب به یاری مفیستوفلس-دختر جوان را اغفال می کند.در نبردی تن به تن برادر او را می کشد و ناگذیر از شهر می گریزد.
گرچن طفلی به دنیا می آورد-در پرشانحالی و ناامیدی او را می کشد-به زندان افکنده می شود و به مرگ محکوم می گردد.
فاوست و مفیستوفلس موجبات رهایی اش را فراهم می آورند-اما دختر که از کرده پیشمان است-از گریختن سرباز می زند-تا با مرگ خویش کفاره ی گناهان را باز دهد.عاقبت مرگ او فرا می رسد.مفیستوفلس فریاد برمی آورد که این دختر لعنت شده است-اما فرشتگان پاسخ می دهند که او رستگار شده است.بدین ترتیب بخش نخست فاوست پایان می گیرد.

در بخش دوم کتاب و مفیستوفلس به دربار امپراتور آلمان می روند و او را در مشکلات مالی یاری می دهند.هلن تروایی را از جهان ارواح احضار می کند.فاوست شیفته ی او می گردد-اما چون به وی دست می زند هلن ناپدید می شود-بیان تمثیلی اعتقاد گوته-مبنی بر اینکه نمی توان ناگهان و بدون تلاش به کمال دست یافت-.سپس فاوست به یونان انتقال می یابد و در آنجا به یاری مفیستوفلس با هلن ازدواج می کند.این ازدواج بیان نمادین آرزوی شاعرانه ی خود گوته-یعنی پیوند-شعر و هنر شمالی با زیبایی آرمانی یونانی- است _به سخن دیگر-این ازدواج نشانگر پیوند کلاسیسم با رمانتسم است-یعنی آنچه گوته و پیروش لرد بایرون طلب می کردند_.حاصل پیوند فاوست با هلن-کودکی است به نام یوفوریون-که پرواز در هوا موجب سقوط و مرگش می شود-و در واقع تجسمی است که گوته از لرد بایرون کرده است.هلن بار دیگر از نظر غایب می شود.فاوست امپراتور را در نبرد پشتیبانی می کند و به حکومت سرزمینی می رسد-که در آنجا خود را وقف آسایش دیگران می کند.او در این احوال که آرزوهایش را برآورده می پندارد-در لحظه ای چنان خود را خوشبخت می پندارد که آرزو می کند آن دم پایدار بماند.در این هنگام جان می سپارد.مفیستوفلس به این گمان که قرارداد تمام و کمال انجام شده است-روح فاوست را طلب می کند-اما فرشتگان برآنند که این-لحظه-نه به خاطر همراهی شیطان بلکه به واسطه ی رشد معنوی خود فاوست-فرا رسیده است.آنها روح فاوست را به بهشت هدایت می کنند و در آنجا گرچن و مریم به او خوشامد می گویند.

قسمت زیبایی از کتاب

بگو به من چرا عشق غمگینت می کند ؟
من خسته ات می کنم ؟ می شود خسته ات کنم وقتی که بر من عاشقی ؟

ریشه افسانه فاوست

فاو ست ارتباط وثیقی با افسانه قرون وسطایی تیوفیلوس دارد که در قرن ۱۳ ضبط شده‌است. در این افسانه تیوفیلوس مقدس با نگه‌دارنده جهان دوزخ به معامله می‌پردازد و در نهایت به لطف باکره مقدس نجات می‌یابد. تصویری از این صحنه که او خودش را در قلمرو شیطان تسلیم می‌کند در ورودی شمالی کلیسای نتردام پاریس به تصویر کشیده شده‌است.
اما نخستین منبع چاپ شده افسانه فاوست- کتاب جیبی کوچکی است که عنوان تاریخچه دی. یوهان فاوستن را دارد و در ۱۵۸۷ منتشر شده‌است. کتاب در سراسر قرن ۱۶ بارها بازویرایش شده و منشا اقتباس‌های دیگر قرار گرفته‌است. تا ۱۷۲۵ کتاب فاوست به شکل گسترده‌ای توزیع شده و به وسیله گوته جوان خوانده شده بود.

کتاب‌های دیگر این دوره عبارتند از

کتاب واگنر -۱۵۹۳-
کتاب فاوست ویدمن -۱۵۹۹-
دکتر فاوست و محدودیت عظیم جهانی -فرانکفورت ۱۶۰۹-
کتاب فاوست فیتزرش -۱۶۷۴-
دکتر فاوست و روح عظیم دریا -آمستردام ۱۶۹۲-
کتاب واگنر -۱۷۱۴-

مبدا نام فاوست و شخصیت او مبهم است- با این‌حال این فرضیه به شدت قوت دارد که بر اساس شخصیت دکتر یوهان گیورگ فاوست- تردست و کیمیاگر شهر کنیتلینگن واقع در وورتمبرگ- که در ۱۵۰۹ از دانشگاه هایدلبرگ در زمینه الهیات مدرک گرفته بود- ساخته شده است. اما برخی از صاحب‌نظرات مانند فرانک بارون و لیو رویکبی این فرضیه را زیر سوال برده‌اند.
شخصیت پان توردوسکی در فولکلور لهستانی شباهت‌هایی با داستان فاوست دارد و به نظر می‌رسد که معاصر با داستان فاوست باشد. مشخص نیست که آیا دو داستان منبع مشترک دارند و یا از هم تاثیر گرفته‌اند. پیدایش شخصیت پان توردوسکی ممکن است به مهاجرت مهاجرین آلمانی در قرن شانزدهم به کراکوف مدیون باشد یا بر اساس شخصیت جان دی و یا ادوارد کلی پا گرفته باشد. آنچنان که بنا بر نظریه فیلیپ ملانکتون- یوهان فاوست حقیقی هم در کراکوف زندگی می‌کرده‌است.
داستان‌های مربوط به قرارداد میان انسان و شیطان شامل افسانه‌های زیر است:

تیوفیلوس آدانایی کشیش قرن پنجم
نمایشنامه مریکن فنّ نیومگن -هلندی- ابتدی قرن ۱۶-
سناداکسس -آلمانی- ابتدای قرن ۱۷- به وسیله یاکوب بیدرمان-

دکتر فاوستوس کریستوفر مارلو

تاب جیبی اولیه فاوست که در آلمان توزیع شده بود- در ۱۵۹۲ در انگلستان توسط پی.اف. جنت ترجمه و با نام زندگی لعنت شده و مرگ سزاوار دکتر فاوستوس چاپ شد. مارلو این اثر را دستمایه نمایشنامه جاه‌طلبانه‌اش تاریخ تراژیک دکتر فاوستوس -منتشر شده در ۱۶۰۴- قرار داد.
در کتاب مارلو- دکتر فاستوس گمان می‌برد که به نهایت هر موضوعی که مطالعه کرده است- رسیده. او علم منطق را تنها به عنوان ابزاری در بحث ستایش می‌کند و پزشکی را تا زمانی که قادر به زنده‌کردن مردگان و ایجاد جاودانگی نباشد- بی‌اعتبار می‌خواند. علم حقوق را در رده بالا جای می‌دهد و الهیات را بی‌فایده می‌داند. او از محدودیت های دانش بشری بیزار است و علاقه‌اش به جادو از اینجا آغاز می‌شود. پس با شیطان پیمان می‌بندد و روحش را واگذار می‌کند. او بیست و چهار سال را با طبیعتی گناهکار می‌گذراند و گناه را با نیاز به قدرت- تحسین و دوز و کلک می‌پروراند. زمانی پشیمان می‌شود و از اعمال گذشته خود می‌ترسد که دیگر دیر شده‌است. شاگردانش او را مثله شده پیدا می‌کنند در حالی که روحش به جهنم رفته‌است.
مارلو در نوشتن این نمایشنامه از کتاب تاریخ شهدا اثر جان فاکس الهام گرفته است که در سال ۱۵۶۳ میلادی در انگلستان چاپ و منتشر شده بود و در آن از شهیدان مسیحی قرن اول میلادی و شهیدان نهضت اصلاحات و کلیساهای پروتستان سخن رفته‌است.
منبع الهام احتمالی دیگر مارلو- شاید جان دی -۱۵۷۲–۱۶۰۹- دانشمند و ستاره‌شناس انگلیسی باشد که جادوگری خنوخی و کیمیاگری تمرین می‌کرد. دی ارواح را احضار می‌نمود و به اجنه و نیروهای فراطبیعی معتقد بود و می‌خواست قدرت آنان را به دست بگیرد.

 

فاوست
فاوست

تاثیر فاوست گوته

بر اساس نمایش‌نامه فاوست گوته چند اپرا نوشته شده‌اند که عبارتند از فاوست نوشته شارل گونو- میستوفل نوشته اوریگو بویتو- دکتر فاوست نوشته فروچیو بوزونی و یک نسخه اپرایی دیگر نوشته آهنگساز انگلیسی هورگال براین وجود دارد.

آثار موسیقیایی مهم دیگری در فرمهای دیگر از فا وست گوته ملهم شده‌اند که از میان آنها می‌توان به افسانه دراماتیک ملعون شدگی فاوست نوشته هکتور برلیوز- صحنه‌هایی از فاوست گوته نوشته روبرت شومان- قسمت دوم سمفونی شماره ۸ گوستاو مالر- سمفونی فاوست فرانز لیزت و سمفونی گوتیک هورگال براین اشاره کرد.
اسوالد اشپنگلر در کتاب سقوط غرب -۱۹۱۸- می‌نویسد که تمدن غربی -فاوستی- است- تلاش می‌کند تا به بی‌نهایت برسد- بر خلاف دوره آنتیک که به نظر او آپولونی بوده‌است.
داستان فاو ست همچنین به بهترین کتاب میخاییل بولگاکف- مرشد و مارگریتا آمیخته شده که در آن مارگریتا شبیه گرتشن عمل می‌کند و مرشد شبیه فاوست. شخصیت‌های دیگر رمان شامل ولند -که توصیفش شبیه مفیستوفل است- و میخاییل الکساندرویچ برلیوز که به طرز آشکاری مرتبط با آهنگساز لعنت‌شدگی فاوست است- می‌شود.

یانکی‌های ملعون یک کمدی موزیکال به همراه کتابی نوشته جرج آبوت و داگلاس والپ و موسیقی و شعر نوشته ریچارد آدلر و جری راس است. داستان- دوباره‌گویی امروزی افسانه فاوست در واشنگتن دی‌سی ۱۹۵۰ است- به هنگامی که یانکی‌های نیویورکی در لیگ اصلی بیسبال غلبه داشتند. این اثر موزیکال بر اساس رمان سالی که یانکی‌های پرچم را باختند نوشته والپ است.
نقاش فرانسوی آری شفر در سال ۱۸۴۶- در نقاشی فاوست و مارگریتا در باغ- که یک نقاشی رنگ روغن بر روی کانواس بود- تحت تاثیر این نمایش‌نامه بوده‌است.
اجرای Phantom Regiment Drum and Bugle Corps در سال ۲۰۰۶- عنوان فاوست را بر خود داشت و برداشت آزادی از این افسانه بود.

ترجمه به انگلیسی

در سپتامبر ۲۰۰۶- انتشارات دانشگاه آکسفورد یک ترجمه شاعرانه از اثر گوته را با نام فاوستوس- از آلمانی به انگلیسی منتشر کرد که تصور می‌رود که اثر سامویل تیلور کالریج است. این ترجمه که اولین بار به شکل ناشناس در ۱۸۲۱ منتشر شد- تا پیش از آن به جرج سون نسبت داده می‌شد.
علیرغم شواهد موجود- این موضوع هم‌چنان مورد بحث است.

 

فاوست
فاوست

دکتر فاوستوس توماس مان

توماس مان افسانه فاوس ت را در یک زمینه قرن بیستمی- با استناد به زندگی خیالی آهنگسازی آلمانی به نام آدرین لورکن روایت می‌کند.
لورکن باهوش- بعد از ابتلا به بیماری مقاربتی در یک فاحشه‌خانه- قراردادی با مفیستوفیل می‌بندد و بر اساس آن تا ۲۴ سال موفقیت و درخشش به عنوان آهنگساز به او اعطا می‌شود. بیماری خلاقیتی دیوانه‌وار در او ایجاد می‌کند و در نهایت باعث مرگش می‌شود. لورکن آثاری زیبا- با شهرتی عالمگیر می‌سازد. او در ۱۹۳۰- وقتی کار نهایی خود مرثیه‌ای برای دکتر فاوستوس را ارایه می‌کند- به پیمان خود با شیطان اعتراف می‌کند. اکنون جنون و سیفیلیس بر او غلبه کرده‌است. او تا زمان مرگ خود در ۱۹۴۰ از سقوطی تدریجی رنج می‌کشد.
سقوط و نابودی روحی- روانی- و جسمی لورکن همزمان با ظهور نازی‌ها در آلمان تصویر شده‌است. شاید مان در نمایش سرنوشت و تقدیر لورکن- روح آلمان را به تصویر کشیده‌است.
گفته می‌شود زندگی فردریش نیچه- فیلسوف آلمانی که به دنبال یک دوره آفرینندگی از بیماریِ سیفیلیس درگذشته است- الهام‌بخش توماس مان در نوشتن این کتاب بوده‌است.

 

منبع :

کارا کتاب

کتابناک

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

مهاباراتا

مهاباراتا – Mahabharata

مهاباراتا یا مهابهاراتا سروده‌ای حماسی از سده پنجم یا ششم پیش از میلاد به زبان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 2 =