خانه / ادبیات / شاعران / عبدالکریم سروش – Abdolkarim Soroush

عبدالکریم سروش – Abdolkarim Soroush

عبدالکریم سروش
عبدالکریم سروش

عبدالکریم سروش با نام کامل حسین حاج فرج دبّاغ نواندیش دینی- فیلسوف- مولوی‌شناس- نظریه‌پرداز- متکلم- فعال حقوق بشر- مدرس دانشگاه- شاعر و مترجم ایرانی است

زندگی عبدالکریم سروش

عبدالکریم سروش در ۲۵ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی -۱۶ دسامبر ۱۹۴۵ میلادی- در شهر تهران- میدان خراسان به دنیا آمد. پدرش کاسب بود. تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان علوی گذراند و در این دبیرستان به واسطه رضا روزبه با فلسفه و شخصیت‌هایی همچون مرتضی مطهری- علامه طباطبایی- مهدی بازرگان- علی شریعتی آشنا شد. سروش به دلیل حضور در دبیرستان علوی- به گروه فکری انجمن حجتیه راه یافت- اما بعد از یک سال به دلیل اینکه این طرز فکر نتوانست پاسخگوی اندیشه وی باشد- آن را رها کرد و به صورت تخصصی‌تر به تحقیق در قرآن و فلسفه اسلامی روی آورد.

سپس در دانشگاه تهران به تحصیل در رشته داروسازی پرداخت. وی در اوایل دهه ۵۰ شمسی عازم لندن شده و همراه با ادامه تحصیل در رشته شیمی تجزیه به مطالعه فلسفه غرب پرداخته- و به نمایندگی از آیت‌الله بهشتی به فعالیت در مراکز اسلامی شیعیان در لندن از جمله مرکز -امام باره- -بعد از انقلاب توسط دولت ایران خریداری شده و به کانون توحید تغییر نام داد- پرداخت. عبدالکریم سروش در هنگام اقامت در انگلستان در رشته کارشناسی ارشد شیمی تحلیلی در دانشگاه لندن و سپس کالج چلسی در تاریخ و فلسفه علم مطالعه کرد

در سال‌های آخر حکومت پهلوی بود که کتاب -تضاد دیالکتیکی- وی به تالیف در آمد. این کتاب حاشیه تحسین آمیز مرتضی مطهری را در پی داشت و محمد علی رجایی پیرامون آن گفت :-کتاب تو در زندان به ما رسید و آبی بود که روی بسیاری از آتش‌ها ریخت و بچه‌های مسلمان را به سلاح تازه‌ای مسلح کرد.-این کتاب دستمایه‌ای علمی و آکادمیک برای مقابله با ادعاهای ماتریالیست‌ها در زندان شد و جریان مباحثات اعتقادی را به نفع مذهبیون تغییر داد. خصوصا که در همان ایام سازمانهایی همچون مجاهدین خلق با تغییر ایدیولوژیک عده‌ای اعضا و گرایش به مارکسیسم روبرو شده بودند. سروش کتاب دیگری نیز با عنوان-نهاد نا آرام جهان- در باب نظریه حرکت جوهری ملاصدرا تالیف کرد که به پیشنهاد مرتضی مطهری توسط رهبر انقلاب اسلامی ایران آیت الله خمینی مورد مطالعه واقع شد و مورد تحسین و تایید او قرار گرفت عبدالکریم سروش پس از ملاقات رو در رو با روح الله خمینی در پاریس آماده بازگشت به ایران شد و این امر پس از پیروزی انقلاب به وقوع پیوست. پس از آن بود که ایشان طی چند دور مباحثات ایدیولوژیک به همراه آیت الله مصباح یزدی در صدا و سیما به مباحثه با نمایندگان گروه‌های سیاسی چپ ایران مانند احسان طبری و فرخ نگهدار پرداخت. در این بین بود که با معرفی بهشتی و تایید روح الله خمینی به عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی درآمد.

سروش فلسفه علم و فلسفه تاریخ را در دانشگاه تهران- دانشگاه بین‌المللی قزوین- دانشگاه مشهد- دانشگاه شیراز- دانشگاه تربیت مدرس و موسساتی چون انجمن حکمت و فلسفه تدریس کرده‌است.

اندیشه

عبدالکریم سروش در طی سالهای فعالیت فکری خود همواره کوشیده‌است تا با ارایه دادن تاویلی جدید از اسلام آن را برای انسان امروز قابل فهم کند.این تاویل به‌ویژه در مقابل تاویلهای رسمی حکومتی و بنیادگرایانه از اسلام قرار می‌گیرد.وی با مطرح کردن تیوری -قبض و بسط تیوریک شریعت- پا را از تاویل بیرون نهاده و مدعی می‌شود دین فی حد ذاته از همین تفاوت تاویل‌ها تشکیل می‌شود و ما همواره با فهمی از دین مواجهیم نه با دین به عنوان شی فی نفسه.

موضوعات مورد علاقه عبدالکریم سروش فلسفه علم- فلسفه مذهب- سیستم‌های فلسفی و فلسفه مقایسه‌ای و علم کلام -با نگرشی جدید- هستند.

کتاب -از بازرگان تا سروش- نوشته فروغ جهانبخش- به تحلیل بخشی از حرکت نواندیشی دینی در ایران می‌پردازد و با بررسی اندیشه‌های عبدالکریم سروش پایان می‌یابد. -کتاب الکترونیکی- عبدالکریم سروش نوع بهره وری مردمان از دین را در غالب سه گونه کلی تقسیم بندی می‌نماید: دینداری مصلحت اندیشانه- دینداری معرفت اندیشانه و دینداری تجربت اندیشانه.

نوع نخست خود به دو گونه عالمانه و عوامانه تقسیم می‌گردد. از دید وی دینداری مصلحت اندیشانه به معنی اینست که شخص دیندار از دین برای دستیابی به فایده‌ای سود برد- حال این سود می‌تواند دنیوی و نازل باشد -عوامانه- و یا اخلاقی- معنوی و حتی اخروی-وی امام محمد غزالی و شریعتی را دیندارانی غالبا مصلحت اندیش از نوع عالمانه می‌داند-.

در دینداری معرفت اندیشانه دیندار بدون توجه به هر نوع مصلحتی- تنها بر روی شناخت صحیح دین متمرکز می‌گردد.نمونه‌ای بارز از این نوع دینداری از دید وی مرحوم علامه طباطبایی است. نوع سوم دینداری که دینداری تجریت اندیش است- در واقع دینداری عرفا- انبیا و اولیاست. به این نکته باید توجه داشت که اصطلاح تجربه دینی در قاموس سروش تنها شامل تجربیات عارفانه و شهودی از دین است و نه هر نوع تجربه‌ای. نمونه بارز این نوع دینداری- مولانا جلال الدین محمد بلخی پس از ملاقات شمس است. این تقسیم بندی بر اساس رفتار غالب افراد صورت می‌گیرد و هیچکس تماما و فقط در غالب یکی از این انواع قرار نمی‌گیرد. وی وجود این هر سه نوع دینداری را طبیعی می‌داند اما برای هر یک نیز آفاتی بر می‌شمرد.

 

عبدالکریم سروش
عبدالکریم سروش

سروش و انقلاب فرهنگی
انتقادات

برخی از مراجع شیعه عبدالکریم سروش را مورد انتقاد قرار داده‌اند. آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی با انتقاد شدید از برخی از دیدگاه‌های ایشان درباره قرآن- از ایشان خواسته‌است تا توبه کند. آیت الله جعفر سبحانی نیز نامه‌ای در انتقاد از وی منتشر ساخت. پاسخ سروش آغازگر مباحثی میان طرفین در باب قرآن شد.

سروش در مورد انقلاب فرهنگی گفته‌است -آنچه که در سال ۱۳۵۸ در کشور رخ داد حقیقتا نه انقلاب بود و نه فرهنگی.- وی این اتفاق را نزاعی میان جناح‌های مختلف در دانشگاه‌ها دانسته که هر کدام می‌خواستند دانشگاه را به نفع خود مصادره کنند که جناح نزدیک به قدرت و حکومت در این نزاع پیروز شد که نتیجه آن بسته شدن دانشگاه‌ها بوده‌است. به گفته سروش -دانشگاه‌ها قبل از بسته شدن- دانشگاه نبودند. اصلا زمان- زمان انقلاب بود. کلاس درسی تشکیل نمی‌شد. هر روز تظاهرات بود. گروه‌های مختلف سیاسی و چریکی به دانشگاه آمده و بساط گسترده بودند.-

پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸

سروش در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری گفته‌است -این اتفاقی که در ایران افتاد و خیلی هم جالب بود یک معنای ویژه‌ای را نیز از دمکراسی نشان داد. مردم عزمشان را جزم کرده بودند که احمدی‌نژاد را عزل کنند و این یکی از نمادهای بارز دمکراسی و جمهوریت در کشور ما بود که موانعی آمد و آن را سد کرد.-

وی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به حمایت از مهدی کروبی پرداخته بود.

سروش در نامه‌ای درباره نتیجه انتخابات- آن را -خیانت درصندوق امانت- دانست و گفت -هیچ چیز مهیب‌تر از زخمی کردن غرور یک قوم- نیست.

وی در نشستی در دانشگاه سواس لندن درمورد تحلیل آینده جنبش اعتراضی و جنبش سبز- صدای مردم را صدای خدا دانست که چون سایه مبارکی باید جامعه را فرا بگیرد. سروش -تقلب خونین- در انتخابات را -معصیت خجسته- نام نهاد و گفت: -معصیت از آن جهت که گناه حاکمان بود و خجسته از آن جهت که مردم راه خود را یافتند.-

به عقیده سروش- مهمترین دست‌آورد جنبش سبز دو مسیله -حق- و -آزادی- بوده‌است. بعد از انقلاب ایران -۱۳۵۷- که استقلال کشور تا حدود زیادی تامین شده‌است -استبداد- اهمیت و برجستگی بیشتری پیدا کرده و جنبش سبز هم به دنبال این است که به‌طور کلی تمامی ریشه‌های استبداد را تحت هر نامی که باشد از کشور بزداید. وی معتقد است:

در حال حاضر اسلام حاکم دو مشخصه دارد: اول اینکه اسلام استبدادی است و دوم اینکه اسلام خرافی است. با خرافه‌زدایی و استبدادزدایی به سوی یک -تفسیر سبز- از اسلام خواهیم رفت.

نامه به سید علی خامنه‌ای

وی در ۱۹ شهریور ۱۳۸۸ در نامه‌ای انتقادی به سید علی خامنه‌ای گفت -خطا کرده‌اید- خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید.- وی همچنین در این نامه از همکاری با جمهوری اسلامی ابراز تاسف کرد:

بارخدایا تو گواه باش- من که عمری درد دین داشته‌ام و درس دین داده‌ام- از بیداد این نظام استبداد آیین برایت می‌جویم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده‌ام از تو پوزش و آمرزش می‌طلبم.

انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی

پس از سخنرانی ۱۴ خرداد ۱۳۸۹ سید علی خامنه‌ای در بهشت زهرا- عبدالکریم سروش طی نامه صریحی تحت عنوان -فتور در قوه ناطقه -و عاقله؟– به انتقاد از او پرداخت. وی خطاب به سید علی خامنه‌ای گفته‌است نطق و منطقش -خشکیده- و بهتر است خود -ردای ناباندام ریاست را از تن بیرون کند- و به مسجد کرامت مشهد که پیش از انقلاب به آن رفت‌وآمد داشته بازگردد. در غیر اینصورت باید مجلس خبرگان که او اعضای آن را -خفتگان- و -سردمزاجان گرمخانه- خوانده بیدار شوند و رهبری را عزل کنند.

اندیشه‌شناسی

سروش همواره کوشیده‌است تا تاویلی جدید از اسلام را ارایه کند. این تاویل- به‌ویژه در مقابل اسلام بنیادگرایانه قرار می‌گیرد.

پلورالیسم دینی
نحوه ورود سروش به پلورالیسم دینی متاثر از آموزه‌های عرفانی بود. وی تحت تاثیر مولانا و ابن عربی قرار داشت. صورت‌بندی وی از پلورالیسم دینی مبتنی بر دو رویکرد است. در رویکرد اول- دینداری را به سه سنخ تقسیم می‌کند: دینداری معیشت‌اندیش- دینداری معرفت اندیش و دینداری تجربت‌اندیش.

وحی و قرآن

سروش مدعی است تمام معرفت‌های بشری و استنباط‌های انسانی از دین- تاریخی است و معروض خطا. او در یک مصاحبه جنجالی گفت قرآن نه تنها محصول شرایط تاریخی خاصی است که در بستر آن شکل گرفته- بلکه برآمده از -ذهن پیامبر اسلام- و تمام محدودیت‌های بشری اوست. او در تولید قرآن- نقش پیامبر اسلام را محوری می‌داند.
این سخنان اعتراض مراجع تقلید را به دنبال داشت. وی در پاسخ به این که در پاره‌ای از روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی اخیرا آورده‌اند که دکتر سروش رسما نزول قرآن را از جانب خدا انکار کرده و آن را کلام بشری محمد دانسته‌است- این حرف را مزاح یا غرض سیاسی نامید.

ولایت فقیه

عبدالکریم سروش انتقاداتی را نسبت به نظریه ولایت فقیه وارد کرده و گفته‌است ولایت فقیه- عین استبداد دینی است و با این نظریه اصولا نمی‌توان نظم دموکراتیک به وجود آورد. حتی هیچ‌کس نمی‌تواند در ذیل نظریه ولایت فقیه- عدالت بورزد چون همان‌گونه که فیلسوفان قدیمی گفته‌اند- قدرت مطلقه فساد مطلق می‌آورد.

حکومت دینی

او درباره حکومت دینی گفته‌است شاید بتوان گفت حکومت دینی به دو دلیل نمی‌تواند بنا شود. یکی اینکه با قدرت نمی‌توانید ایمان و عشق بسازید و دوم این‌که اساس حکومت دینی بر تکلیف بنا شده‌است- در حالی که روزگار ما روزگار حق‌مداری است. سروش نظریه‌پرداز اصلی نظریه حکومت اسلامی را محمد تقی مصباح یزدی می‌داند. وی معتقد است مراد مصباح یزدی و همفکرانش از حکومت اسلامی همان -حکومت فقهی- و برپا کردن جامعه دینی است.

دموکراسی

سروش معتقد است دموکراسی را نمی‌توان از منابع اسلامی همچون قرآن و احادیث استنتاج کرد ولی ساختن مدل‌هایی از دموکراسی که با ارزش‌ها و ایده‌آل‌های اسلامی سازگار باشد ناممکن نیست. از میان دو نوع اصلی تیوری‌های مربوط به دموکراسی- یعنی دموکراسی‌های متکی به رویه‌های حقوقی و دموکراسی‌های لیبرال- سروش تیوری دوم یعنی دموکراسی‌های لیبرال را با اسلام سازگار نمی‌داند. در حالی که پیدا کردن تشابهات و زمینه‌های مشترک بین رهیافت‌های ناظر به دموکراسی‌های متکی به رویه‌های حقوقی و رویه‌های شرعی در فقه اسلامی امکان‌پذیر است. بر این اساس دموکراسی‌های متکی به رویه‌های حقوقی می‌توانند به مثابه الگوهای احتمالی برای مدل‌های در حال توسعه دموکراسی سازگار با هنجارها و ارزش‌های اسلامی عمل نمایند.

سکولاریسم

او سکولاریسم را به‌طور کل به دو دسته تقسیم کرده و به تشریح آن‌ها پرداخته‌است:

سکولاریسم سیاسی: سکولاریسم سیاسی یعنی انسان- نهاد دین را از نهاد دولت جدا کند و حکومت نسبت به تمام فرقه‌ها و مذاهب نگاهی یکسان داشته باشد و تکثر آن‌ها را به رسمیت بشناسد و نسبت به همه آن‌ها بی‌طرف باشد. وی سکولاریسم سیاسی را به معنای جدا کردن حکومت از دین می‌داند و نه جدا کردن دین از سیاست. به گفته او- اگرچه یک معنی سکولاریسم نفی دخالت روحانیت در امور تعریف می‌شود ولی این به معنی نفی دخالت دین نیست.
سکولاریسم فلسفی: سکولاریسم دیگری داریم با نام سکولاریسم فلسفی که معادل با بی‌دینی و بی اعتقادی به دیانت است و نوعی ماتریالیسم -ماده‌گرایی- است. این نوع سکولاریسم با اندیشه دینی غیرقابل جمع است.-

مهدویت سیاسی

عبدالکریم سروش از معدود متفکرانی است که به واکاوی نسبت میان مهدویت و سیاست و ارایه تصویری نو از مهدویت پرداخته‌است. وی معتقد است مهدویت سیاسی در طول تاریخ حداقل به چهار شکل خود را در سیاست نشان داده‌است:

نظریه ولایت مطلقه فقیه:نظریه ولایت مطلقه فقیه که با دموکراسی سازگار و قابل جمع نیست فرزند مهدویت سیاسی است. مهدویت سیاسی توجیه‌گر امتیازات ویژه فقها برای حکومت در نظریه ولایت فقیه‌است. مهدویت سیاسی بر اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه- ولی فقیه را نایب حجت بن الحسن فرض می‌کند و همان اختیاراتی را به ولی فقیه در قدرت و تصرف در نفوس و اعراض و اموال مسلمین می‌دهد که امام غایب داراست.
نظریه سلطنت به نیابت از امام زمان پادشاهان صفوی: شکل دیگر مهدویت سیاسی در طول تاریخ که سروش به آن اشاره می‌کند نظریه -سلطنت به نیابت از امام زمان پادشاهان صفوی- بوده‌است. این تز درواقع نظریه سیاسی صفویان بود. این تز هم با دموکراسی آشکارا در تعارض است.
نظریه بی‌عملی سیاسی حجتیه: شکل دیگر مهدویت سیاسی مورد اشاره سروش- نظریه بی‌عملی سیاسی در زمان غیبت و غاصب شمردن حکومت‌های پیش از ظهور -امام زمان- است. درطول تاریخ بسیاری از فقهای شیعه مدافع این نظریه بودند و قبل از انقلاب اسلامی هم این نظر توسط انجمن حجتیه تبلیغ می‌شد.
نظریه اسلام انقلابی یا ‍انتظار مذهب اعتراض شریعتی: از دید سروش یکی دیگر از اَشکال مهدویت که با دموکراسی چندان همخوانی ندارد نظریه -انتظار مذهب اعتراض- دکتر علی شریعتی است. شریعتی در مقاله انتظار مذهب اعتراض در قامت یک اتوپیاگرا و تاریخ گرای معتقد به جبر تاریخ ظاهر می‌شود که رویکردی پراگماتیستی به انتظار و مهدویت برای تغییر وضع موجود و دست یابی به اتوپیای مورد نظر خود دارد.

روشنفکری دینی

سروش به عنوان یک روشنفکر دینی پس از انقلاب همواره سعی در توضیح روشنگری دینی داشت. سروش روشنفکری چه عرفی و چه دینی را پیوند میان سنت گذشته و تجدد حال مطرح می‌کند و دین را به عنوان یکی از همین سنن به جای مانده شایسته شناخت دوباره در عصر تجدد و مدرنیته می‌داند.

به اعتقاد سروش این روشنفکران دینی بودند که وام کردن از اندیشه‌های دیگر را در یک جامعه دینی ماکسیمالیست که فکر می‌کند چون دین دارد پس همه چیز دارد- مباح و مجاز کردند. سروش می‌گوید: -در چنین جامعه‌ای از دیگران گرفتن و اقتباس کردن حرام شمرده می‌شود. اما روشنفکران دینی این راه را باز کردند و به مردم گفتند که می‌توانند دیندار باشند در عین حال به تجدد- به مغرب زمین و اندیشه‌های نو هم بله بگویند. دیگر این که روشنفکران دینی اخلاق را برتر از فقه نشاندند و گفتند که فقه یک شعبه دین و یک ضلع است اما مهم‌ترین ضلع نیست و اضلاع بسیار مهم دیگری دارد که اخلاق مهم‌ترین آن است و یک جامعه دینی وقتی واقعا دینی است که اخلاقی باشد و نه فقهی و این که فقهی کردن جامعه به زور امکان‌پذیر هست اما اخلاقی کردن جامعه هنگامی انجام می‌گیرد که با تربیت- با آموزش و کار عمیق فرهنگی انجام بگیرد.-

عبدالکریم سروش
عبدالکریم سروش

خوانش رویا از آیات قرآن
نوشتار-های- وابسته: نقد قرآن

سروش چنین مطرح کرده‌است که آیات قرآن حاصل رویای محمد بوده‌اند و تشریح کرده‌است که محمد به عنوان یک مخلوق از خدا پرتر بوده و ریشه آیات قرآن از درون خود محمد و بواسطه عالم رویا بوده‌است از این رو آیات قرآن را نیازمند خوابگزاری می‌داند و نه تفسیر. کسانی که با سروش مخالفت کردند عالم رویا خواندن منشا قرآن را به مفهوم بازشدن راه برای دروغ خواندن قرآن می‌دانستند. وی در پاسخ آن‌ها گفت که -اگر وحی نبی را حجت می‌دانید رویای او را نیز حجت بدانید-. در برنامه پرگار سروش در مناظره‌ای دوجلسه‌ای با منتقد مخالف خودش عبدالعلی بازرگان- کسی که حامی دیدگاه تفسیری و مخالف رویا خواندن قرآن است- اینچنین مطرح کرد که با خوانش رویا از آیات قرآن- تناقضات و موارد انتقادات اخلاقی در قرآن توجیه می‌شوند. او با تایید اینکه مطابق گفته‌های تمام مورخان محمد در زمان وحی -دچار احوال نامتعارفی می‌شد چیزی شبیه خواب بلکه سنگین‌تر از خواب- قرآن را نیازمند خوابگزاری دانست.

آثار عبدالکریم سروش

کتاب‌ها

تضاد دیالیکتیکی
نهاد ناآرام جهان
علم چیست- فلسفه چیست؟
فلسفه تاریخ
دانش و ارزش
علم و ایمان
ایدیولوژی شیطانی
تفرج صنع
قبض و بسط تیوریک شریعت
اوصاف پارسایان
قصه ارباب معرفت
حکمت و معیشت -دو جلد-
فربه‌تر از ایدیولوژی
حدیث بندگی و دلبردگی
مدارا و مدیریت
سیاست-نامه
آیین شهریاری و دینداری -سیاست‌نامه
اخلاق خدایان
ادب قدرت ادب عدالت
از شریعتی
اندر باب اجتهاد -درباره کارآمدی فقه اسلامی در دنیای امروز- ـ به همراه حسین‌علی منتظری و مجتهد شبستری
بسط تجربه نبوی
درس‌هایی در فلسفه علم‌الاجتماع
رازدانی و روشنفکری و دینداری
رسول آفتاب -قرایت گزیده غزلیات شمس توسط عبدالکریم سروش-
سروش قونیه -قرایت لب لباب مثنوی توسط عبدالکریم سروش-
سنت و سکولاریسم -به همراه مجتهد شبستری- مصطفی ملکیان- محسن کدیور-
صراط‌های مستقیم
قمار عاشقانه
ما در کدامین جهان زندگی می‌کنیم؟

ترجمه‌ها

فلسفه علوم اجتماعی -نوشته آلن راین-
مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین -نوشته آدوین آرتور برث-
علم‌شناسی فلسفی
تبیین در علوم اجتماعی -نوشته دانیل لیتل-
تصحیح
مثنوی معنوی

اشعار

غزلواره پایان دیوان نبوت

خرد آن پایه ندارد که بر او پای گذاری                                 بختیاری تو و بر مرکب اقبال سواری
چون توان در تو رسیدن؟ به دویدن؟ به پریدن؟                      نور پایی که چنین با دگران فاصله داری
لیله القدر وصال تو چه فرخنده شبی بود                            تا چه دیدی که چنین مستی و پرشور و شراری

برمنار آشنایی‌ها نمی‌سوزد چراغی

خسته خاکم وگر بر آسمان آرمانم                                    تخته بند غفلتم ور خود به معنی رازدانم
هین قفس برگیر تا این نفس باقی است ما را                     این یقین سینه سوزم بس که در حبس گمانم
خاک ما را خرم از لبخند باران خیز خود کن                          بین که خاری خسته جان از خنجر خشم خزانم

 

منبع :

goodreads.com

hamidrezak.mihanblog.com

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

الکساندر پوشکین

الکساندر پوشکین – Alexander Pushkin

الکساندر پوشکین با نام کامل الکساندر سرگیویچ پوشکین شاعر و نویسنده روسی سبک رومانتیسیسم است- …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 1 =