خانه / ادبیات / شاعران / شارل بودلر – Charles Baudelaire

شارل بودلر – Charles Baudelaire

شارل بودلر
شارل بودلر

شارل بودلر شاعر و نویسنده فرانسوی بود- شارل بودلر را بی شک می توان پدر معنوی مدرنیسم در هنر و ادبیات نامید- او علاوه بر شعر به کار نقد روی آورد- شارل بودلر از مطرح‌ترین ادیبان مکتب سمبولیسم بود

زندگی شارل بودلر

شارل بودلر در ۹ آوریل ۱۸۲۱ در پاریس به دنیا آمد. او تحت تاثیر پدر به سمت هنر گرایش پیدا کرد- زیرا بهترین دوستان پدرش هنرمند بودند. شارل بیشتر روزها با پدرش به دیدن موزهها و نگارخانهها می رفت. در6سالگی پدرش را از دست داد و یکسال بعد از مرگ پدر- مادرش با سروانی به نام ژاک اوپیک ازدواج کرد. شارل بودلر همواره از این پیوند ناخشنود بود. این حادثه تاثیر نامطلوب عمیق و پایداری بر روح حساس او که شیفتگی خاصی هم نسبت به مادرش داشت بر جای گذاشت. در 11 سالگی ناسازگاری ها موجب شد ناپدری او را به پانسیونی در لیون بفرستد.

او در 17 سالگی حین سفری خانوادگی به منطقه پیرنه نخستین اشعارش راسرود. در 1839 از دبیرستان اخراج شد. در 19 سالگی زندگی ادبی و آزادانه ای -لیبرتن- در پاریس آغاز کرد و با نویسندگانی هم چون ژرار دونروال و بالزاک آشنا شد. هم چنین رابطه ای طولانی با سارا لوشت -luchette- دختر خودفروش یهودی محله ی کارتیه لاتن آغاز کرد. -بعضی زندگی نامه نویسان معتقدند همین زن او را به سفلیس مبتلا کرد-. یک سال بعد ناپدریش برای دور کردن او از این زندگی مخرب- بودلر را به سفری به شرق -جزایر موریس و بوربون – تا سر حد هند- فرستاد و پس از بازگشت- برای جلوگیری از ول خرجی- حق استفاده آزادانه از اموال -ارثیه پدری- را از او سلب کرد. از آن پس همواره زندگی بودلر در فقر و بی خانمانی گذشت و تلاش هایش برای تامین معاش از طریق قلم -از جمله نمایش نامه نویسی برای تیاتر و چاپ مقاله در روزنامه ها- بی ثمر ماند. دو بار دست به خودکشی زد. او به مادرش نوشت: من خود را می کشم- چون دیگر نمی توانم زندگی کنم. زیرا برای دیگران بی ثمر هستم و برای خود خطرناک- زیرا خود را جاودانی می پندارم و امیدوار هستم.
در 21 سالگی با ژان دووال- محبوب ترین زن زندگی اش- آشنا شد. او در ۲۱ سالگی ازدواج کرد. در 26 سالگیتنها داستانش -فانفارلو- در مجله ای چاپ شد و آثار ادگارآلن پو را کشف کرد.سپس با ماری دوبرون آشنا شد. در1848 به همراه دوستانش با یک مجله سوسیالیستی هم کاری کرد و در فعالیتهای سیاسی شرکت جست.

در 30سالگی نویسنده ای را که عقاید و جهان بینی اش تاثیر عمیقی بر او گذاشت کشف کرد: ژوزف دومایستر. شیفته زن بیوه ای به نام مادام ساباتیه شد و برایش نامه های بی امضا می فرستاد. سپس ترجمه هایش از آثار پو و هم چنین بعضی از اشعارش در مجلات چاپ شد.چاپ کتاب گل های شر -یکی از محققان فرانسوی به نام سوراس گفته است این کتاب پس از تورات و انجیل بیش از هر کتاب دیگری در جهان ترجمه و چاپ شده است- در 1857 -36 سالگی-جنجال ادبی و اجتماعی وسیعی به راه انداخت و در روزنامه ها مورد حمله قرار گرفت -به خصوص از سوی کشیشی به نام ادوارد تیری-. در نهایت دادگاه-دادگاهی که همان سال به مادام بوواری اثر گوستاو فلوبر هم رسیدگی کرد-ناشر و شاعر را به جریمه نقدی و حذف شش شعر محکوم کرد. بودلر در نامه به وکیلش نوشت : اخلاق انواع مختلفی دارد- اخلاق مثبت و عملی داریم که همه موظف به اطاعت از آن هستند- اما اخلاق هنر متفاوت است و از ابتدای خلقت هنرها این مسیله را اثبات کرده اند. آزادی هم چندین نوع دارد. آزادی مخصوص نوابغ و آزادی بسیار محدود برای جنایت کاران. بالاخره بودلر نامه ای مبنی بر درخواست عفو نوشت و برای امپراتریس فرستاد.

در سال 1860 بهشت های مصنوعی-desparadis artificiels- -توصیف تجربه های حسی ناشی از مصرف موادمخدر- و چند اثر دیگر را منتشر ساخت. در 40 سالگی -1861- کاندید عضویت در فرهنگستان فرانسه شد اما از آن کناره گیری کرد.بودلر در سال های آخر زندگی ملال پاریس را نوشت.
شارل بودلر از مطرحترین ادیبان مکتب است. او علاوه بر شعر به کار نقد روی آورد. شارل بودلر از مطرح‌ترین ادیبان مکتب سمبولیسم بود. شارل اولین کسی بود که واژه مدرنیته را در مقالات خود بکار برد.

شارل بودلر
شارل بودلر

زندگی غریب و عقاید و اندیشه های متناقض بودلر همیشه مورد بحث منتقدان و صاحب نظران بوده است. به ویژه درباره ایمان- خیر و شر و خدا و شیطان. تی اس الیوت می نویسد: بودلر می کوشید از در فرعی به درون مسیحیت راه یابد. خود او می نویسد: -سرنوشت آدمی معطوف به نبردی بر ضد بدی است که در آن بشر هرگز نمی تواند خود را فاتح بخواند.به عقیده ی او ادبیات بدی اعتراف شده است.بدی که به صورت ناله و ندا و پژواک درآمده است. کتاب گلهای بدی برای آن است که دست و پا زدن های روح را در چنگال بدی بیان کند. هر انسان در برابر خود دو نامتناهی می بیند: بهشت و دوزخ. آدمی در تصویر هر یک از این دو نامتناهی- نیمی از سرشت خود را باز می شناسد.- اعتقاد بودلر به شیطان دو جنبه ی متضاد دارد: هم او را آیت عصیان می داند- هم منشای شر و فساد. هم فریفته ی اوست هم از او دوری می جوید- هم زیباییهای زندگی را از او ناشی می داند و هم رنجها و پلیدیهای آن را. کم بوده اند کسانی که چون او در زمینه ی معنوی آنقدر کامیاب و در قلمرو زندگی آنقدر ناکام باشند. این مرد با روشن بینی هولناکی خود را شناخته و خود را در درد پرورده است. خیام وار برای معمای خلقت پاسخی می جوید و چون تیره بختی خود را ناشی از وضع کلی بشری می داند- می کوشد با گشودن درهای شب درونی خویش- سرانجام بر واقعیتی که عام و عالمگیر باشد دست یابد. یکی از محققان -درکتاب دنیای شاعرانه ی بودلر- چکیده فکر او را چنین توصیف می کند: اراده ی از نو ساختن خلقتی که به نظر ناکامل می آید. بودلر را- به خصوص به لحاظ فلسفه و درونمایه ی آثارش می توان با شعرا و عرفای بزرگی هم چون حافظ- مولانا و به ویژه خیام مقایسه کرد.

– در زبان فرانسه هیچ شاعری چون بودلر دستخوش آن همه تعبیرهای متناقض و گوناگون نبوده است. دستهای او را بازیگر و شیّاد خواندهاند و دستهای دیگر پیام آور و صاحب وحی- او را هم انقلابیای عنان گسیخته شناختهاند و هم مرتجعی نابکار- هم مسیحیای مومن و هم ملحدی خدانشناس- هم فرزانه و هم دیوانه. گفتهاند که جز مستحّق فراموشی نیست و گفتهاند که در همه ی رویاها و آرمان های بشری حضور دارد.-
خود او به سبب تناقضهایش در این گم راه کردن بی تاثیر نبوده است.او میگوید:
– -منی که چون کاغذی سفید پاکدامن هستم- بی پیرایه چون آب- پارسا چون دختری نابالغ- بی آزار چون گوسفندی قربانی- برایم ناخوشایند نیست که یک بدمست- یک نابکار و یک آدم کش قلم داد شوم-
– -بودلر شاعر عصیان و انکاراست- دنیا را بدین گونه که هست نمیپذیرد- و به آیینهای دروغین آن- به آنچه نامردان و ابلهان به آن احترام می گذارند- گردن نمی نهد…. میکوشد تا به نیروی شعر نشان دهد که مقهور سرگذشت نیست….-
وی که به نسبت عمر کوتاهی داشت- آثاری نه چندان فراوان از او برجای مانده است- ولی آنچه مانده چکیده و نخبه است : یکی دیوان شعر است به نام گلهای بدی- که منظورش گناه ذاتی است زیرا بشر بنا به سرشت خود گناهپذیر خلق شده است و باید زندگیش مصروف به تعدیل گناه گردد. دوم قطعههای شعر منثور- که آنها نیز- گرچه به نثر – جوهری شاعرانه دارند- و سوم نقدهای ادبی و هنری- که این مقالهها و یادداشتها نیز او را در ردیف تیزبینترین نقّادان اجتماعی قرار دادهاند. بودلر در زمانی زندگی میکرد که رگه هایی از اندیشه شرقی به اروپا راه یافته بود- و او نیز نسبت به آنها بی تاثّر نماند. این رگهها جابه جا قابل تشخیص اند.

-اگر بخواهیم وضع بودلر را در کشور خودش مجسم کنیم- باید آن را تا حدی نزدیک به مقامی بگیریم که حافظ در زبان فارسی دارد. هر دوی آنها نافذترین شاعران کشور خود هستند. بودلر نیز چون خواجه شیراز- کمابیش همان نغمه سحرآمیز- همان جو عطرآگین و مرموز- همان حالت مست کننده- لبریز کننده- و همان خاصیت نابی و چکیدهای در کلام خود دارد. او نیز بیش و کم چون حافظ شاعر شعر -مرصّع- است. منتها حافظ در وادی شعر به مرحله اعجاز و کمالی رسیده که بودلر جز به آستانه آن راه نیافته است.-
– -بودلر را نه میتوان شاعر بدبین خواند و نه خوشبین. او نومیدی و امید را در یک انبان مینهد و به -کل- میاندیشد. برغم روشنی سیاهی که بر آثارش افکنده شده- موضوع بشریت از نیمه ی آفتاب گیر و بارورش مورد تامل و بحث اوست. به نظر وی شعر میوه ی ساعات زیبای زندگی است. یعنی ساعاتی که انسان خود را خوشبخت می بیند- فکر میکند و زندگی می کند.-

شارل بودلر
شارل بودلر

مرگ شارل بودلر

او در مارس 1866 بر اثر سقوط بر سنگ فرش کلیسایی در بلژیک- دچار فلج مغزی شد. مادرش او را در بیمارستانی در پاریس بستری کرد تا این که سرانجام در روز سی و یکم اوت 1867 در 46 سالگی- پس از احتضاری طولانی از دنیا رفت و در گورستان مونپارناس به خاکش سپرده شد.

آثار شارل بودلر

بهشت‌های مصنوعی-
گل‌های شر-
پیوندها-
دعوت به سفر-
هنر رمانتیک-
یادداشت‌هایی در باره ادگار آلن پو
اشعار کوتاهی به نثر
نقاش زندگی مدرن -در سه قسمت به تاریخ ۲۶ و ۲۷ نوامبر و ۳ دسامبر ۱۸۶۳ در مجله فیگارو-

 

منبع :

www.moat.ir

راویان

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

احمد کسروی

احمد کسروی – Ahmad Kasravi

احمد کسروی با نام اصلی سیداحمد حکم‌آبادی که بعدها نام خانوادگی کسروی را برگزید- تاریخ‌نگار- …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 4 =