خانه / ادبیات / سایفرت – Jaroslav Seifert

سایفرت – Jaroslav Seifert

یاروسلاو سایفرت
یاروسلاو سایفرت

یاروسلاو سایفرت – روزنامه نگار و شاعر اهل کشور جمهوری چک برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۸۴ است

زندگینامه یاروسلاو سایفرت

یاروسلاو سایفرت- روزنامه‌نگار و شاعر اهل جمهوری چک و برنده جایزه نوبل ادبیات- روز بیست و سوم سپتامبر سال ۱۹۰۱م در یکی از محلات کارگرنشین پراگ به‌دنیا آمد. به‌رغم تنگناهای مالی خانواده- توانست در دبیرستانی مناسب ثبت‌نام کند اما تحصیلاتش را به پایان نرسانید و به فعالیت‌های روزنامه‌نگاری روی آورد و خود را وقف ادبیات کرد. بعد‌ها در وصف این دوران نوشت که همه وقت خود را به تمرین شعر و شاعری می‌گذرانیده است. سایفرت نوجوان- پیش از سرآمدن جنگ جهانی اول و قبل از شکل‌گیری چکسلواکی – درحالی‌که هنوز یکی از ایالات کشور پادشاهی اتریش محسوب می‌شد – کارش را رسما به‌عنوان یک شاعر آغاز کرد. اشعار اولیه او دارای مضمونی آموزنده بودند و هم‌دردی و حساسیت شاعر را به طبقه پرولتاریا و آنارشیست‌ها نشان می‌دادند. در اکتبر ۱۹۱۸م که چکسلواکی به استقلال رسید- سایفرت به جناح چپ حزب سوسیال دموکرات پیوست و در سال ۱۹۲۱م که حزب کمونیست سازماندهی شد- وی یکی از اعضای رسمی و فعال آن گشت. سال‌های دهه بیست برای سایفرت و دوستانش- دوران سرمستی جوانی-‌ گاه خودنمایی و فعالیت همواره پرشور در شعر- روزنامه‌نگاری- هنر و بحث‌های سیاسی بود.

 

نخستین مجموعه شعر سایفرت با نام -شهر- غرقه در اشک‌ها- در بیست سالگی‌اش انتشار یافت که به‌عنوان یکی از اصیل‌ترین آثار پرولتاریایی تاریخ چک شناخته شده است. با این‌همه- حتی در چنین کتابی نیز سایفرت شاعر- بیش‌تر از سایفرت سیاست‌مدار خودنمایی می‌کند و در این اشعار- عشق و پاکی و حقیقت خود را مدام به رخ آلودگی و دورویی سیاست می‌کشد. بعد از آن- ضمن انتشار دفترهای شعر دیگری از خود- ترجمه اشعاری از شاعران سمبولیست روسیه و فرانسه نظیر الکساندر بلوک- پل ورلن و گیوم آپولیز را نیز به چاپ رسانید. سایفرت همراه دوست خود – تیگه – دست به سفری طولانی از وین تا شمال ایتالیا- مارسی و پاریس زد. وی مابین سال‌های ۱۹۲۵م و ۱۹۲۸م- از شوروی هم دیدار کرد. در کتاب‌های شعری که سایفرت طی سال‌های ۱۹۲۹م- ۱۹۳۳م و ۱۹۳۶م منتشر کرد- سبک خاص خود را گسترش داد. اشعار او اکثرا بسیار موجز بودند و از فرط آهنگین بودن به ترانه می‌مانستند. موضوع عمده اشعار مورد اشاره- به زیبایی زن و لطافت روحی او اختصاص داشت و… عشق.

 

حدود سال ۱۹۳۷م- سایفرت کتاب -هشت روز- را به چاپ رساند. این اشعار به شرح اندوهی می‌پردازند که بیش‌تر مردم چک آن را در قلب خود بازمی‌یابند- اندوه از دست دادن نخستین رییس‌جمهور – توماس گریگور ماساریک – فیلسوف و دولت‌مردی که از نظر آن‌ها- مظهر استقلال و دموکراسی و نماد نخستین جمهوری چکسلواکی است. -چراغ‌ها را خاموش کن- که به سال ۱۹۳۸م منتشر شد- یادداشت‌های روزانه‌ شاعرانه‌ای بودند در وصف ماجرای تهدید آلمان هیتلری که در ابتدا با بسیج ارتش و یکپارچگی و اتحاد مردم برای دفاع از خاک چکسلواکی- لحنی سرشار از شور و هیجان دارد و زمانی که به دستور رییس‌جمهور وقت و پیرو تصمیمات کنفرانس مونیخ – در سپتامبر ۱۹۳۸م – ملت وادار به تسلیم و دست کشیدن از مرزهای ملی می‌شود- لحنی تاریک و غم‌انگیز می‌یابد. در مارس ۱۹۳۹م- بازمانده خاک چکسلواکی توسط ارتش نازی اشغال شد. سایفرت طی دوران اشغال آلمانی‌ها و جنگ دوم جهانی- سه کتاب شعر منتشر کرد که اشعار او در بالا بردن روحیه مردم و تقویت اراده و تصمیم آن‌ها برای پایداری بسیار موثر و کارساز بود. این اشعار که عشق به سرزمین مادری- عشق به پراگ و زبان چک را می‌سرودند- در قلوب مردم جای گرفتند و به محبوبیت سایفرت- قدر‌شناسانه دامن زدند. میان سال‌های ۱۹۳۹م و ۱۹۴۵م- مردم او را به‌عنوان شاعر ملی خود انتخاب و تکریم کردند. خاطرات دلهره‌آور سایفرت از دوران اشغال نازی‌ها در مه ‌۱۹۴۵م با نثری پرکشش و نفس‌گیر در کتاب شرح‌حال او آمده است.

 

به‌دنبال آزاد شدن کشور در ماه مه ۱۹۴۵م- سایفرت دوباره فعالیت‌های روزنامه‌نگاری‌اش را از سر گرفت. اما بعد از روی کار آمدن یک دولت کمونیستی در فوریه ۱۹۴۸م- خود را در مطبوعات- مطرود و منفور یافت. به او تهمت اجنبی- بورژوا و دشمن خلق می‌زدند. بدین‌ترتیب- سایفرت از فعالیت‌های اجتماعی کناره گرفت و به ویرایش آثار نویسندگان چک و ترجمه قناعت کرد. ترجمه او از متن -کتاب مقدس- – بخش -غزل غزل‌های سلیمان- – شاهکاری در زبان چک محسوب می‌گردد. بعد از ۱۹۴۵م- در فضای نسبتا باز فرهنگی- گزیده‌ای از اشعار او همراه با تعدادی از کارهای تازه‌اش به چاپ رسید. در ۱۹۵۶م- بعد از لغو محدودیت‌ها در اتحاد جماهیر شوروی- سایفرت در دومین کنگره اتحاد نویسندگان چکسلواکی از پشت تریبون اعلام کرد: -به امید این‌که ما وجدان مردم خود باشیم. باور کنید در سال‌های اخیر- ما نه‌تنها وجدان توده‌ها و عامه مردم که وجدان خود نیز نبوده‌ایم. هر آن‌که درباره حقیقت سکوت اختیار کند- دروغ گفته است.- خواسته سایفرت- برملا کردن نقش جور و نشان ستم در دوران حکومت استالین و دادخواهی از ستم‌دیدگان و بی‌بهرگان است. شاعری که در سال‌های دهه بیست به‌خاطر اشعار غنایی لطیفش شهرت یافته بود- اکنون سخنگوی وجدان جامعه و مدافع منافع مردم است. سخنان سایفرت- حضار را سخت تحت تاثیر قرار داد- به‌‌ همان اندازه نیز ظاهر فیزیکی او. شاعر به زحمت راه می‌رفت- به کمک عصا- اما وقتی نشست چون صخره‌ای به نظر می‌رسید: استوار- محکم و پرصلابت. بعد از یک دهه سکوت- سایفرت با شعرهای تازه‌ای که لحن و رنگ و رویی دیگر داشتند به میدان آمد. در دفتر شعر -کنسرت در جزیره- -۱۹۶۵م- و دفا‌تر بعدی- او با دست شستن از قافیه و استعاره- اشعاری ساده- گزارشی و بی‌پیرایه خلق کرد که دیگر هیچ شباهتی به آن سروده‌های آهنگین ترانه‌مانند نداشتند. در ۱۹۶۷م- طی جشن بهار در پراگ- سایفرت جایزه بنگاه نشر نویسندگان چکسلواکی را دریافت کرد و‌‌ همان سال نیز هنرمند ملی کشورش لقب گرفت.

 

در ۱۹۶۸م- دخالت نظامی شوروی در چکسلواکی- سایفرت را واداشت به‌ رغم بیماری جدی- از بستر برخیزد و خود را با تاکسی تلفنی به ساختمان انجمن نویسندگان برساند. نویسندگان او را به‌عنوان رییس موقت اتحادیه مستقل انتخاب کردند. یک سال بعد- این اتحادیه منحل گردید. سایفرت بیمار و منزوی- به نوشتن ادامه داد. اشعار تایپ‌شده‌اش- تکثیر می‌شد و دست به دست می‌چرخید. او در حومه‌ پراگ می‌زیست و هر که را به دیدارش می‌رفت- یاری می‌رساند و خاطراتش را به‌عنوان شاعر به رشته تحریر درمی‌آورد. این خاطرات- دایرهالمعارف کاملی از زندگی فرهنگی پراگ است. سایفرت در آن‌ها- شصت سال همکاری مستمر با نویسندگان- هنرمندان و روزنامه‌نگاران را با جزییات زندگی خصوصی خود در هم آمیخته و مجموعه جذابی فراهم آورده است. بین سال‌های ۱۹۶۸م و ۱۹۷۵م- تنها گزیده‌ای از کارهای قدیمی او در چکسلواکی به چاپ رسید- اما کارهای تازه‌اش تنها در نشریات چک‌زبان خارج از کشور امکان نشر یافت. شانزدهم آگوست ۱۹۷۶م- سایفرت در حمایت از گروه موزیکالی که مورد حمله قرار گرفته بودند- نامه سرگشاده‌ای به نویسنده شهیر آلمانی- هاینریش بل نوشت و از او یاری خواست. این نامه توسط منشور ۷۷ – که سایفرت از اولین امضاکنندگان آن بود – در بسیاری از مطبوعات جهان بازتاب یافت. با گذشت سالیان- اشعار تازه سایفرت دیگر بار اجازه چاپ در داخل چکسلواکی را یافتند. ترجمه انگلیسی آثارش توسط ادوارد اسرس- لین کانین و دیگران در انگلستان و آمریکا به چاپ رسیدند و گزیده‌ای از اشعار ادوار مختلف زندگی‌اش در چک- در تورنتو و پراگ منتشر شدند. خاطراتش تحت عنوان -همه زیبایی‌های جهان– سال ۱۹۸۱م در تورنتو به چاپ رسید و بعد در کلن آلمان. با‌‌ همان عنوان اما با حذف و تغییرات کم‌تر در پراگ نیز انتشار یافت. در اکتبر ۱۹۸۴م- وقتی سایفرت جایزه نوبل ادبیات را برد- سرانجام چشمان جهانیان متوجه او شد. خبرنگاران تلویزیون و روزنامه‌نگاران به سویش هجوم بردند. او به سرودن ادامه داد اما بیماری با شدت بیش‌تری به او حمله کرد تا این‌که در تاریخ دهم ژانویه سال ۱۹۸۶ میلادی در هشتاد و پنج سالگی جان سپرد.

 

منبع : 

ایمنا

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

ژازه طباطبایی

ژازه طباطبایی – Jazeh Tabatabai

ژازه طباطبایی نقاش- مجسمه‌ساز- شاعر و نمایش‌نامه‌نویس ایرانی بود- او -نگارخانه هنر جدید- را که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × سه =