خانه / ادبیات / نویسندگان / ریموند ویلیامز – Raymond Williams

ریموند ویلیامز – Raymond Williams

ریموند ویلیامز
ریموند ویلیامز

ریموند ویلیامز با نام کامل ریموند هنری ویلیامز منتقد و رمان‌نویس اهل ولز بود- او شخصیتی تاثیرگذار در حزب چپ نو و مباحث گسترده‌تر فرهنگ بود- نوشته‌های او درباره سیاست- فرهنگ- رسانه‌های جمعی و ادبیات سهم عمده‌ای را از نقدهای مارکسیستی از فرهنگ و هنر به خود اختصاص داده‌اند- نوشته‌های او پایه و اساس رشته‌های مطالعات فرهنگی و ماده‌گرایی فرهنگی به شمار می‌آیند

زندگی ریموند ویلیامز

ریموند ویلیامز در 31 August 1921 در در ولز به دنیا آمد. وی در نوشته هایش با حفظ پیوند هایی با موضع چپ و به عنوان سوسیالیست ولزی اروپایی به نوشتن مقالات و تحلیل های گسترده ای از فرهنگ و تاریخ فرهنگی پرداخت. ویلیامز منتقد-رمان نویس و آکادمیسین بسیار تاثیر گذاری بود. نوشته های او در مورد فرهنگ- سیاست و رسانه های توده ای و ادبیات- بینش مارکسیستی او را نمایان می سازند. با اینکه کار او در فهم تاریخ مطالعات فرهنگی بسیار مهم است- از منظر دیگر- کار او تا حدی نسبت به جریان اصلی این رشته – حاشیه ای محسوب می شود چرا که روش ها و تکنیک های تحلیل او فقط تا حدی با بینش های ساختارگرایی و نشانه شناسی که در مطالعات فرهنگی دهه 1970 و 1980 اساس بود_اشتراک داشت. چیزی که ویلیامز را در ردیف پیشگامان فرهنگی قرارمی دهد برداشت وی از مفهوم فرهنگ است. وی در مقابل برداشت نخبه گرایانه و زیباشناختی فرهنگ که از زمان آرنولد تا جریان لی وسیسم جریان داشت بر خصلت روزمره آن تاکید میکرد.ویلیامز تاکید دارد فرهنگ را باید از رهگذر بازنمودها و کردارهای زندگی روزمره آن هم در بستر شرایط مادی تولید آن ها درک کرد. این برداشت از یک سو مفهوم فرهنگ همچون شیوه کلی زندگی را تداعی می کند و از سوی دیگر بر ماتریالیسم فرهنگی دلالت دارد که به معنای تحلیل همه اشکال دلالت در چارچوب ابزارها و شرایط واقعی تولید آن هاست.

در سال 1985 در حالی که در یک موسسه آموزشی کارگری تدریس می کرد- کتاب معروف -فرهنگ و جامعه- را انتشار داد و ضمن آن از جدایی فرهنگ و جامعه انتقاد نمود. فرهنگ و جامعه پژوهشی در زمینه تاریخ ادبی ست اما در عین حال از طریق ربط دادن آثار و نویسندگان مختلف به تکوین و تحول گسترده‌تر تاریخی و اجتماعی اندیشه‌ها و ایجاد ارتباطی میان آنها و فرهنگ به مثابه -شیوه کلی زندگی- و -شیوه تفسیر تمامی تجربیات مشترکمان- به واکاوی ادبیات نیز می‌پردازد.

بنابراین منظور از فرهنگ- فرهنگ نخبگان نیست بلکه فرهنگی است که در بستر تجربه و فعالیت روزمره جای دارد. در واقع- فرهنگ مورد توجه ویلیامز فرهنگی ست که به نقد پیچیده سرمایه‌داری صنعتی می‌پردازد. لیکن هنوز می‌توان تصور کرد که آثار و اندیشه‌های ریموند ویلیامز مانند آرای ریچارد هوگارت- منتقد هم عصرش- در تقابل با رویکرد لیویسی به فرهنگ و ادبیات قرار دارد یعنی تقابل میان فهمی از فرهنگ روزمره چنانکه هست و تلاش برای ارزیابی اجزایی از فرهنگ مذکور که والاتر -یا متمدنانه‌تر- از اجزای دیگر محسوب می‌شود.

ریموند ویلیامز
ریموند ویلیامز

انتشار کتاب -انقلاب طولانی -در سال 1965 معرف دو دگرگونی خاص در مطالعات اجتماعی بود.این کتاب از یک سو در رویکردهای قبلی راجع به سنت مطالعات ادبی که فرهنگ را در خارج جامعه قرار می دهد – تعریف انسان شناسی فرهنگ-یک فرایند عمومی جهانی که از طریق آن معناها به لحاظ اجتماعی و تاریخی ساخته می شوند- را جانشین آن می سازد و همچنین ادبیات و هنرها را تنها بخشی از ارتباطات اجتماعی بشمار می آورد- تغییرات اساسی پدید آورد و از سوی دیگر- با مارکسیسم محدود و تنگ نظر قطع رابطه کرد و یک مارکسیسم پیچیده را که امکان مطالعه رابطه بین فرهنگ و سایر عملکردهای اجتماعی را پدید می آورد و بحث برتری زیر بنا و روبنا را که محدود کنند فرهنگ محسوب می شود و آن را تحت تقلیدهای جبرگرایی اجتماعی و اقتصادی قرار میدهد- نیز به انتقاد گذاشت.

تحلیل ویلیامز به چگونگی تاثیر این پدیده بر تمامی جنبه‌های زندگی روزمره مربوط است. اصطلاح کلیدی وی در این زمینه -ساختارهای احساس- است -اگرچه تعریف دقیقی از آن ارایه نمی‌کند- یعنی تجربه زیسته برهه‌ای خاص از جامعه و تاریخ.

در دهه 1960 و اوایل دهه 1970 ویلیامز علاقه بیشتری به رسانه‌های جمعی نشان داد. هر چند او در نخستین آثارش رسانه‌های جمعی را تهدیدی علیه دموکراسی و ظهور -فرهنگ مشترک- می‌داند- در آثار بعدی نظیر ارتباطات -1962- و تلویزیون: تکنولوژی و صورت فرهنگی -1974- از این موضع فاصله می‌گیرد. در واقع ویلیامز به بررسی موضوعی بنیادی در مطالعات فرهنگی می‌پردازد اما باید گفت که رویکرد ابتدایی وی به شدت تحت تاثیر شیوه‌های آمریکایی پژوهش رسانه‌ای قرار دارد.

این امر در مقایسه با رویکردهای نظری‌تری که چندی بعد- برای نمونه- در تحلیل‌های مرکز مطالعات فرهنگی معاصر بیرمنگام اولویت یافتند مشهودست. توصیف ویلیامز درباره نخستین برخوردش با برنامه‌های تلویزیون آمریکا -مشتمل بر در هم تنیدن و ترکیب فیلم‌ها و آگهی‌های تبلیغاتی و پیش پرده‌های فیلم‌هایی که قرار است در آینده به نمایش درآیند- با یکدیگر- و بدین ترتیب نمایش مجموعه‌ای از برنامه‌های متفاوت و مجزا به صورت یک -جریان-پیوسته به طور گسترده نقل شده است.

مارکسیسم و ادبیات -1977- نشانگر تحولی عمده در روند کار پژوهشی ویلیامز است- در این کتاب وی برای نخستین بار به طور جدی و کامل به مارکسیسم می‌پردازد و بدین ترتیب به برخی از منابع مهم نظری در زمینه مطالعات فرهنگی از جمله تلقی آلتوسر از ایدیولوژی آشنایی با آرای لویی آلتوسر و تحلیل گرامشی از مفهوم هژمونی توجه نشان می‌دهد.

ویلیامز از یکنواختی تفاسیر مارکسیسم ارتدوکس درباره دوره‌های تاریخی ناخرسند بود. در مقابل- او استدلال می‌کند که هر برهه تاریخی باید بر حسب حضور و تعامل فرهنگ‌های مسلط- بازمانده و نوظهور مورد تحلیل قرار گیرد.چنین استدلالی حاکی از آن است که نه تنها عناصر گذشته نگر و آینده‌نگر تاریخی در درون فرهنگ نهفته‌اند بلکه فرهنگ- میدان کشمکش و رقابت سیاسی نیز هست- چنانکه گروه‌های مختلف- تجربه ادغام در درون نظم مسلط و یا مقاومت در برابر آن را به نمایش می‌گذارند.با اینکه ویلیامز هرگز توضیح رسمی واحدی از موضع نظری خود ارایه نمی‌کند- -شایان ذکر است که این موضع در طول فعالیت نقادانه ویلیامز مدام دچار تغییر و تحول می‌شود- کار نظری وی را می توان نوعی ماتریالیسم فرهنگی دانست.

ریموند ویلیامز
ریموند ویلیامز

مطالعات ادبی و فرهنگی

خوانش و نقد -۱۹۵۰-
ادبیات نمایشی از ایبسن تا الیوت -۱۹۵۲-
فرهنگ و جامعه -۱۹۵۸-
انقلاب بلند مدت -۱۹۶۱-
ارتباطات -۱۹۶۲-
تراژدی مدرن -۱۹۶۶-
ادبیات نمایشی بر روی صحنه
ادبیات نمایشی از ایبسن تا برشت -۱۹۶۸-
نثر انگلیسی
رمان انگلیس از دیکنز تا لارنس -۱۹۷۰-
ارول -۱۹۷۱-
روستا و شهر -۱۹۷۳-
کلید واژه‌ها -۱۹۷۶-
مارکسیسم و ادبیات -۱۹۷۷-
سیاست و ادبیات
مسایلی در ماتریالیسم و فرهنگ: گزیده‌ای از مقالات -۱۹۸۰-
سوسیالیسم و اکولوژی -۱۹۸۲-
کابت -۱۹۸۳-
به سوی سال ۲۰۰۰ -۱۹۸۳-
نوشتن در جامعه -۱۹۸۳-
ریموند ویلیامز درباره تلویزیون: گزیده مقالات -۱۹۸۹-
منابع امید
آنچه برای گفتنش آمده‌ام -۱۹۸۹-
سیاست مدرنیسم -۱۹۸۹-

 

منبع :

auclass.blogfa.com

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

خسرو شاهانی

خسرو شاهانی – Khosrow Shahani

خسرو شاهانی طنزنویس- داستان‌نویس و خبرنگاری بود که با نشریاتی همچون توفیق- فکاهیون- گل آقا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + 4 =