جکسون پولاک - Jackson Pollock - اجتماع اندیشه
خانه / هنر / اکسپرسیونیسم / جکسون پولاک – Jackson Pollock

جکسون پولاک – Jackson Pollock

جکسون پولاک
جکسون پولاک

جکسون پولاک با نام کامل پال جکسون پولاک نقاش آمریکایی و از پیش‌گامان جنبش هیجان‌نمایی انتزاعی بود- او بیشتر برای سبک منحصر به فرد -نقاشی قطره‌ای- شناخته شده‌است-

زندگی جکسون پولاک

جکسون پولاک در ۲۸ ژانویه ۱۹۱۲ در شهر کودی واقع در شمال غرب ایالت وایومینگ به دنیا آمد. پدرش- لیروی پولاک-کشاورز و زمین پیمایِ دولتی بود و مادرش -استلامی مک کلار- زنی جدی با تمایلاتِ هنرمندانه بود. پولاک آخرین پسر از پنج پسر خانواده بود و تمام تلاش خود را در جلب محبت و توجهی که نسبت به وی وجود نداشت انجام می داد. در طول جوانی خانواده‌ی پولاک به سمت غربِ آریزونا و کالیفرنیا مهاجرت کردند و زمانی که پولاک ۸ ساله بود پدرش که معتاد به الکل بود- خانواده را ترک گفت و ازآن زمان به بعد برادر بزرگ پولاک- چارلز – برای پولاک مانند یک پدر شد. چارلز یک هنرمند بود و در واقع بهترین فرد خانواده محسوب می‌شد. وی نقش مهمی در اهداف زندگی و آینده‌ی برادر کوچکش داشت.

وقتی خانواده‌اش در لس‌آنجلس زندگی می‌کردند- جکسون پولاک در دبیرستان هنرآموزان نیویورک به تحصیل نقاشی و مجسمه‌سازی پرداخت. جاییکه وی چگونه نقاشی کشیدن را آموخت اما نتوانست بخوبی خود را مطرح کند و به دلیل درگیری فیزیکی که برایش پیش آمد از آن جا اخراج شد. در سال ۱۹۳۰ در سن ۱۸ سالگی- پولاک به نیویورک رفت تا با برادرش چارلز زندگی کند. او خیلی زود از استاد هنر چارلز -توماس هارت بنتون- نقاش رجینالیست تاثیر پذیرفت. پولاک زمان زیادی را با بنتون می‌گذراند- اغلب از پسر کوچک بنتون نگهداری می‌کرد و بنتون نقش خانواده‌ای را داشت که پولاک هیچ گاه احساسشان نکرده بود. اثر -به سمت مغرب- پولاک نمونه‌ای است برجسته از تاثیر قدرتمند سبک رجینالیست توماس بنتون بر کارهای اولیه‌ی او. پولاک در این اثر از تصاویری برای نشان دادن قلب امریکا که سراسر کوششی است در جهت تعریفِ معنای هنر امریکایی سود جسته است. در نهایت بنتون از جایگاه تعلیم دهنده و نقش پدرانه‌ی جکسون دست کشید و جکسون نیز نقاشی بومی‌گرایی را رها کرد و در پی اکسپرسیونیسم انتزاعی روانه شد. پولاک با وجود اینکه در طول زندگی از نقاشان بسیاری تاثیر پذیرفت اما با این حال -سیکیروس-بود که با نشان دادن تکنیک پاشیدن رنگ که پولاک به خاطر آن شهره است- تاثیری عمیق بر وی گذاشت. سیکیروس ورکشاپی کوتاه مدت بر پا کرد که در آن پولاک برای مدتی کارآموز بود او در آنجا تکنیک تجربی پاشیدن رنگ بر روی نقاشی صنعتی همچون ریختن ماسه روی نقاشی را آموخت. این تکنیک‌ها و فنون پایه‌گذار آثار بعدی پولاک شدند.

زمانیکه پدرجکسون پولاک بطور ناگهانی در سال ۱۹۳۳ درگذشت- وی به شدت افسرده شد. او شبی با خوردن مشروب فراوان با همسر چارلز- الیزابت- درگیر شد- در طول درگیری پولاک با تبر شروع به تهدید و ترساندن الیزابت کرد- سپس یکی از نقاشی های برادرش را که برای نمایش در یک نمایشگاه آماده شده بود- تکه تکه کرد. پولاک پس از این اتفاق مجبور به ترک خانه چارلز شد و در ۱۹۳۴ برادرِ دیگرش به نام -سانفورد- برای نگهداری و مراقبت از وی به نیویورک آمد. در دوران افسردگی‌اش- رییس جمهور-فرانکلین دی روزولت-پروژه‌ای را با عنوان پروژه‌ی کارهای هنری گروهی آغاز نمود که جهشی در اقتصاد محسوب می‌شد. به نقاشانی از جمله پولاک مبلغی معادل ۲۴.۸۶ دلار برای ۲۰ ساعت کار در هفته پرداخت می‌شد. این برنامه به هزاران کار از هنرهای پولاک و دیگر هنرمندان از جمله -جوز کلمنت اوروزکو- -ویلیام دکونینگ-و -مارک راتکو- ختم می‌شد. اما با وجودِ کار زیاد پولاک از شرابخواری دست برنداشت و در سال۱۹۳۷ به دلیل استفاده‌ی بیش از حد الکل دچار پریشانی روانی گردید و برای سالیان متمادی شرکت در جلسات روانکاوی یونگ را برای کمک به اعتیاد الکل و روان رنجور خویش را آغاز کرد.

 

جکسون پولاک
جکسون پولاک

سال ۱۹۳۹ در موزه‌ی هنرهای مدرن نیویورک -موما- نمایشگاهی از پیکاسو به نام -مروری بر آثار پیکاسو- بر پا شد. پولاک در این نمایشگاه با آثار پابلو پیکاسو آشنا شد- آزادیهای هنری پیکاسو باعث ترغیب پولاک در دور کردن محدودیت از کارهایش شد- بدین شکل او تحت تاثیر پیکاسو مخصوصا اثر -گرونیکای- او قرار گرفت. در سال ۱۹۴۲ در یک میهمانی- پولاک زنی به نامِ -لی کراسنر- را ملاقات کرد- کراسنر زنی یهودی- هنرمندی نقاش و مستقل بود و بعد از اینکه پولاک را در استودیوی شخصیش ملاقات کرد مسحور آثارش شد- آنها خیلی زود عاشق یکدیگر شدند. در این زمان -پگی گوگنهایم- نسبت به نقاشی‌های پولاک تمایل نشان داد و در طول یک ملاقات که با -پیت نورمن- داشت تعدادی از کارهای پولاک را که بر روی زمین قرار داشتند- مشاهده کرد و ابراز کرد که این نمونه کارها با اصالت‌ترین آثار آمریکایی هستند. گوگنهایم به سرعت با پولاک وارد مذاکره شد. کراسنر و پولاک در اکتبر ۱۹۴۵ ازدواج کردند و با کمک ۲۰۰۰دلاری که از گوگنهایم دریافت کرده بودند توانستند خانه‌ای روستایی در منطقه‌ی شرق هامپتون خریداری نمایند. گوگنهایم- پولاک را ترغیب به کار می‌نمود و کراسنر تمام وقت خود را در مدیریت و به ثمر رساندن کارهای پولاک وقف کرد. پولاک از بودن دوباره‌اش در کشور بسیار خشنود بود. وی با وجود محیط تازه و همسر فداکارش بسیار پر انرژی تر شده بود. در سال ۱۹۴۶ مکانی را بعنوان استودیو یا کارگاه حرفه‌ای‌اش خریداری کرد- جاییکه توانست تکنیک -دریپ- یا به معنای دقیق تر -چکانیدن رنگ- را توسعه بخشد- او نقاشی را بر روی پارچه‌هایی طویل بر روی زمین انجام می‌داد.در سال ۱۹۴۷ -گوگنهایم پولاک رابه -بتی پارسونز- معرفی نمود- کسی که توانایی پرداخت حقوق ثابت را نداشت ولی در ازای هر نقاشی وجهی را پرداخت می‌نمود.

بین سالهای ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۰ بازه زمانی است که مشهورترین دوره‌ی زندگی جکسون پولاک محسوب می‌شود. -پگی گوگنهایم- و -کلمنت گرین‌برگ- از مدافعان پر شور هنر او به شمار می‌آمدند. آنها بر این باور بودند که معنای آثاری که پولاک پدید آورده بود در جایگاهی پیشرو و راهبر قرار خواهند گرفت. با وجود جملات تاثیر گذار نقد هنری کلمنت گرین‌برگ و پس از انتشار مقاله‌ای درتاریخ ۸ آگوست ۱۹۴۹ در مجله‌ی زندگی با عنوان – آیا جکسون پولاک بزرگترین نقاش زنده در ایالات متحده است؟- تکنیک جدید پولاک در سطح گسترده شناخته شد. این مقاله یک شبه زندگی پولاک را دگرگون ساخت- بسیاری از هنرمندان برای وی پیام تبریک فرستادند و بسیاری دیگر از دوستانش حکم رقیب را پیدا کردند. با افزایش شهرت وی بعضی از منتقدان پولاک را شیاد خواندند- این کار باعث شد تا پولاک حتی کارهای خودش را نیز زیر سوال ببرد. در طول این دوران پولاک با نگاه کردن به کراسنر بهترین نقاشی را انتخاب می‌کرد چرا که قادر به تشخیص درست نبود. تنها کراسنر بود که عاملی موفق در تثبیت جدیت جکسون شد. کراسنر کمتر همچون عاشق یا همسر جکسون در فیلم – پولاک – به تصویر کشیده می‌شود- در حقیقت او بیشتر همچون مادر یا پرستار غیر رسمی او به حساب می‌آمد. او ناخن‌های وی را کوتاه می‌کرد – در تجربه‌ی درمان دارویی جکسون برای اعتیاد به الکل کمک حالش بود و همچنین در مکالماتش از جانب وی سخن می‌گفت. او بویژه در معرفی پولاک در محافل هنری و نیز آشنا کردن وی با کلمنت گرین‌برگ و پگی گوگنهایم سهمی بزرگ داشت .با فروش آثارش در گالری بتی پارسونز در ۱۹۴۹ پولاک به یکی از بهترین نقاشان آمریکا مبدل شد. اما شهرت عواقب خوبی برای پولاک نداشت چرا که از طرف دیگر هنرمندان از جمله استادش- توماس هارت بنتون- طرد شد. پیشرفت‌های وی به آنجا رسید که گاهی اوقات مصاحبه‌هایی را که با او انجام می‌دادند به شکل سند نگه داری می‌شدند.

زمانیکه -هانس ناموث- عکاس مستند- شروع به ساخت فیلمی از آثار جکسون پولاک کرد- پولاک متوجه شد که توانایی اجرا در مقابل دوربین را ندارد- و به همین دلیل باز هم به الکل روی آورد. نمایش آثار پولاک در سال ۱۹۵۰ در گالری پارسونز فروش نداشتند با وجود اینکه تعداد زیادی از نقاشی‌های وی را شامل می‌شدند- مانند -نقاشی شماره ۴-۱۹۵۰- که امروزه به عنوان شاهکار معرفی می‌شود. او مرد شماره یک جنبش هنری اکسپرسیونیسم انتزاعی در امریکا در طول دوره‌ی ۱۹۴۰ میلادی به حساب می‌آمد.

درباره نقاشی های عجیب

جکسون پولاک را با تابلو های نقاشی عجیبش می شناسند- تابلوهایی که در نگاه اول چیزی جز مخلوطی از رنگ های پاشیده شده به بوم نشان نمی دهند. اغلب منتقدان هم عصرش او را چیزی فراتر از یک نقاش عجیب که قلم مو را با حرکت هایی تصادفی روی بوم می کشد- نمی دانستند- اما -پولاک- در برابر آنها مقاومت می کرد و می گفت: -من می توانم جریان رنگ را روی بوم مهار کنم. آنها طرح های تصادفی نیستند.-

چند ده سالی باید می گذشت تا درستی گفته های او اثبات شود. در اواخر دهه -1990 -ریچارد تیلور- فیزیکدان دانشگاه اورگون به بررسی گلچینی از آثار -جکسون پولاک- پرداخت و فهمید که آنها از الگوهای فراکتالی مشخصی تشکیل شده اند که تنها با پاشیدن یا ریختن رنگ بر روی بوم به وجود آمده اند.

مجله لایف در سال -1949 گزارشی را از -پولاک- و رهیافت جدیدش در هنر به چاپ رساند و همین کافی بود تا بسیاری از خوانندگان مجله براساس توضیحات کوتاهی که در مورد سبک نقاشی -پولاک- ارایه شده بود- شانس خود را امتحان کنند و نقاشی هایی شبیه به رنگ پاشی های -پولاک- رسم کنند.این درست که پیشینه این تابلوهای جدید کاملا روشن است و کمتر کسی به تقلب دوستان نزدیک -پولاک- شک دارد- اما بعضی منتقدان می گویند ممکن است این تابلوها کار مرسدس متر باشد که آثار -پولاک- را تقلید کرده است. -پولاک- نقاشی هایش را روی بوم معمولی می کشید- اما تابلوهای مورد بحث روی بوم های مخصوصی کشیده شده اند که متر از آنها استفاده می کرده است و منتقدان همین را دلیلی بر کپی بودن این تابلوها می دانند. پاسخ گروه موافق این است که احتمالا -پولاک- دوست داشته سبک کارش را روی بوم های متر هم بیازماید- هرچه باشد آنها دوستانی نزدیک و صمیمی بوده اند.

فهرست آثار هنری جکسون پولاک

در زیر فهرست برخی از آثار هنری جکسون پولاک آمده‌است:

۱۹۴۲ مذکر و مونت : موزه هنر فیلادلفیا
۱۹۴۲ تصویر تند نویسی: موزه هنر مدرن
۱۹۴۲ زن ماه: کلکسیون پگی گانگهم
۱۹۴۳ آبی -موبی دیک-: موزه هنر اوهارا
۱۹۴۵ شهبانو رنج‌دیده: موزه هنرهای زیبا -بوستون-
۱۹۴۷ کلیسای جامع: موزه هنر دالاس
۱۹۴۷ پنج ژرف پیمایی دریایی: موزه هنر مدرن
۱۹۴۸ شماره پنج: مجموعه هنری خصوصی
۱۹۴۸ ترکیب -سپید- مشکی- آبی و سرخ و سپید-: موزه هنر نیو اورلیان
۱۹۴۸ هنگامه تابستان: شماره ۹ ای: موزه تیت
۱۹۴۹ شماره یازده: موزه هنر دانشگاه ایندیانا- بلومینگتون – ایندیانا
۱۹۵۰ نقاشی دیواری روی زمینه قرمز هندی: موزه هنرهای معاصر تهران
۱۹۵۰ ریتم پاییزی: موزه متروپولیتن نیویورک

مرگ

۱۱ آگوست ۱۹۵۶ پولاک درسانحه رانندگی به دلیل مستی در اسپرینگز واقع در نیویورک در حالیکه همسرش هم در ماشین بود از دنیا رفت. پس از مرگ پولاک برای گرامیداشت وی با جواهرات- سنگ‌های قیمتی- تبلیغات بازرگانی‌- تلویزیون و مقالات و مجلات اقداماتی صورت گرفت. فیلم -پولاک- که برنده‌ی جایزه آکادمی شده بود اثری از زندگی اسطوره‌ای جکسون است که همچنان تا امروز نیز پا برجاست.

برخی از آثار جکسون پولاک

جکسون پولاک
جکسون پولاک

 

جکسون پولاک
جکسون پولاک

 

جکسون پولاک
جکسون پولاک

 

جکسون پولاک
جکسون پولاک

 

جکسون پولاک
جکسون پولاک

 

 

منبع :

وهومن

تبیان

ویکی پدیا

 

مطلب پیشنهادی

محسن یگانه

محسن یگانه – Mohsen Yeganeh

محسن یگانه خواننده پاپ- آهنگساز- تنظیم کننده و ترانه سرای موسیقی ایرانی است- محسن یگانه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + ده =