خانه / نام آوران / جولین آسانژ – Julian Assange

جولین آسانژ – Julian Assange

جولین آسانژ
جولین آسانژ

جولین آسانژ – ناشر- روزنامه‌نگار- برنامه‌نویس رایانه- کنشگر اینترنت و یکی از بنیانگذاران وبگاه ویکی‌لیکس و سردبیر آن است- جولین آسانژ برنده و نامزد چندین جایزه- از جمله جایزه رسانه عفو بین‌الملل برای انتشار کشتارهای غیرقانونی در کنیا و برگزیده خوانندگان برای شخصیت سال ۲۰۱۰ مجله تایم بوده‌است

زندگی جولین آسانژ

جولین آسانژ در سوم جولای ۱۹۷۱ در شهر تاونزویل ایالت کویینزلند کشور استرالیا به دنیا آمد و بیشتر جوانی خود را در جزیره مغناطیسی گذراند. پدر بیولوژیک او -جان شیپتون- و مادرش -کریستین- دختر -وارن هوکینز- اسکاتلندی و رییس دانشکده نورثرن ریورز بود. وقتی جولیان یک‌ساله بود- کریستین با کارگردان تیاتر -برت آسانژ- ازدواج کرد و نام خانوادگی او را روی پسرش گذاشت. برت و کریستین آسانژ یک تیاتر سیار را می‌گرداندند.به همین دلیل بیشتر کودکی‌اش در سفر گذشت. ناپدری جولیان- پدر اول واقعی‌اش- جولیان را پسری بسیار باهوش توصیف می‌کرد. -همیشه پشت توسری‌خورده‌ها می‌ایستاد… همیشه از این‌که عده‌ای برضد عده‌ای دیگر دارودسته راه می‌انداختند بسیار خشمگین می‌شد.- آسانژ گفته: -مردمان توانا و بخشنده قربانی نمی‌آفرینند- قربانیان را نیرو می‌بخشند.- او می‌گوید: -شخصیتی جنگ‌جوست و شاید زیاد در نیروبخشیدن خوب نباشد- اما راه دیگری برای نیرو بخشیدن به قربانیان وجود دارد که مهار کسانی است که قربانی می‌آفرینند.-

در ۱۹۷۹ مادرش بار دیگر ازدواج می‌کند. همسر جدید او موسیقی‌دانی بود که به باور جولیان به گروه عصر نو به نام انجمن سنتینیکرتان پارک تعلق داشت که آموزگار یوگای آن -هامیلتون یایرن- آن را رهبری می‌کرد. آنها دارای یک پسر شدند- اما دو سال بعد کارشان به جدایی رسید و بر سر نگهداری از فرزند مشکل پیدا کردند و مادر آسانژ به مدت ۵ سال پیوسته از دست پدر بچه فرار می‌کرد. تا پیش از ۱۴ سالگی آسانژ ۳۰ بار شهر محل زندگی خود را عوض کرد و به مدارس زیادی از جمله دبستان گولمنگار رفت. گاهی نیز در خانه به او درس داده می‌شد. خود آسانژ گفته که در ۵۰ شهر متفاوت زندگی کرده و به ۳۷ مدرسه رفته‌است.

جولین آسانژ از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ به فراگیری ریاضیات- فیزیک- مطالعه کوتاه‌مدت فلسفه و عصب‌شناسی در دانشگاه ملبورن می‌پردازد. بیشتر نمره‌های ریاضی او تنها در حد قبولی هستند. مدرکی نمی‌گیرد- این که همکلاسیهایش سرگرم پژوهش برای دارپا DARPA پنتاگون بودند باعث می‌شود که مرتب درس را رها کند و پس از آن هم ویکی‌لیکس را راه می‌اندازد.

در ۱۹۸۷ و در اوایل ۱۶ سالگی او شروع به رخنه کامپیوتر با نام -مندَکس- -برگرفته از عبارتی از هوراس- مندَکس باشکوه یا دروغگوی نژاده- کرد. او و دو رخنه‌گر دیگر گروهی به نام -خرابکاران بین‌المللی- تاسیس کردند.
پلیس فدرال استرالیا با -عملیات هوا- تلاش کرد او را تحت نظر بگیرد. این عملیات از طریق شنود و شنود الکترونیک خط تلفن انجام می‌شد. بر این اساس- او در سپتامبر ۱۹۹۱- هنگام رخنه به پایانه اصلی یک شرکت مخابرات کانادایی به نام -دستگیر شدملبورن نورتل- دستگیر می‌شود. اعلام شد که او از راه مودم به کامپیوترهایی دسترسی یافته که به دانشگاهی در استرالیا- هفتمین گروه فرمان نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا پنتاگون و دیگر سازمان‌ها تعلق داشته‌است. تشکیل پرونده ۳۱ اتهام او در مورد رخنه‌گری و جرایم مرتبط سه سال طول کشید. شرکت نورتل اعلام کرد که رخنه آسانژ ۱۰۰۰۰ دلار برای آن شرکت هزینه داشته‌است. در نهایت- دادگاه- ۲۵ اتهام رخنه‌گری او را پذیرفت. اما به دلیل رفتار خوب- تنها با پرداخت ۲۱۰۰ دلار جریمه- آزاد شد. نظر قاضی پرونده این بود که: -هیچ شواهدی جز کنجکاوی هوشمندانه و لذت از توانایی ورود به این کامپیوترها وجود ندارد و اگر آسانژ کودکی نابه‌سامان را نداشت- باید ۱۰ سال به زندان می‌رفت.-

جولین آسانژ بعدها گفته بود: -در واقع کمی آزاردهنده‌است. چون من همراه با یک نفر دیگر کتابی درباره هکر بودن نوشتیم- فیلم‌های مستندی درباره‌اش به وجود آمد و همه زیاد در این باره سخن گفتند. می‌توانند ببرند و بچسبانند -کات اند پیست کنند-. اما این ۲۰ سال پیش بود. بسیار آزاردهنده است که مقالات امروز مرا هکر کامپیوتر می‌نامند. شرمنده نیستم- بلکه بسیار هم به آن افتخار می‌کنم. اما اکنون دلیل اینکه می‌گویند هکر کامپیوتر هستم را می‌فهمم. دلیل بسیار خاصی دارد.-
در سال ۲۰۱۱ مدارکی فاش شدند که نشان می‌دادند آسانژ در ۱۹۹۳ به واحد استثمار کودکان پلیس ایالت ویکتوریا در پیگرد مجرمین یاری رسانده‌است.

در سال ۲۰۱۴ آسانژ به سازمان ملل شکایت برد که به‌طور غیرقانونی او را در بازداشت غیر‌مستقیم قرار داده‌اند و او نمی‌تواند محوطه‌ی سفارت را بدون آن‌که دستگیر شود ترک کند. در فوریه‌ی ۲۰۱۶ سازمان ملل به نفع آسانژ حکم داد و بازداشت او را نادرست دانست. سازمان ملل حق آزادی او در قدم زدن آزادانه را تایید کرد. اما علی‌رغم حکم سازمان ملل- دولت بریتانیا با بی‌اعتنایی آن را مردود اعلام کرد. پلیس این کشور مجددا تصریح کرد که اگر جولین آسانژ از سفارت خارج شود فی‌الفور دستگیر خواهد شد. در حال حاضر او در سفارت اکوادور با آینده‌ای نامعلوم اقامت دارد.

تاسیس جنبش سرپرستی کودکان

در ۱۹۸۹ جولین آسانژ با همسر نخست خود -ترزا دویه- ازدواج کرد. پس از چند سال آنها صاحب پسری به نام -دنیل- شدند. دستگیری و محکومیت آسانژ در سپتامبر ۱۹۹۱ باعث جدایی آن دو می‌شود. اما دریافت نتیجه از پرونده سرپرستی فرزندشان تا سال ۱۹۹۹ می‌شود.
این روند روند باعث پیدایش -گروه کنش‌گرای کندوکاو مادر یا پدر در مورد سرپرستی کودک- با کوشش آسانژ و مادرش می‌شود. به گفته مادر آسانژ هدف آنها -دسترسی مستقیم به دادگاه کودک از سوی هر کسی برای درخواست سرپرستی برای هر کودکی است که به باور آنها در معرض خطر جدی سواستفاده قرار دارد و کارگزار سرپرستی کودک از دادن این آگاهی‌ها سر باز زده‌است.-

 

جولین آسانژ
جولین آسانژ

توسعه نرم‌افزارهای رایانه‌ای

در ۱۹۹۳ جولین آسانژ یکی از نخستین فراهم‌کنندگان خدمات همگانی اینترنت در استرالیا به نام -شبکه دسترسی همگانی سایبری- بود. وی از ۱۹۹۴ در مقام برنامه‌ریز و گسترش‌دهنده نرم‌افزار آزاد در ملبورن ساکن شد. در ۱۹۹۵ نخستین پورت اسکنر متن‌باز – open source port scanner- را نوشت. در ۱۹۹۶ عضو تیمی برای نوشتن چندین وصله برای سامانه پستگرس‌کیوال بود.
در زمان نگارش کتاب زیرزمینی: -قصه‌های هک‌کردن- دیوانگی و وسواس درباره مرز الکترونیکی- -۱۹۹۷- آسانژ پژوهشگر کتاب بود. در این کتاب- او سابقه او در خرابکاران بین‌المللی روشن می‌کند.
از ۱۹۹۷ در توسعه سیستم رمزگذاری انکارپذیر رابرهوز همکاری داشت. این نوع رمزگذاری در وصله‌های سیستم‌عامل لینوکس بکار می‌رفت. هدف از طراحی این وصله‌ها انکارپذیری شدنی در برابر تحلیل رمز رابرهوز است. دیگر نرم‌افزارهای رایگانی که او در نگارش آن نقش داشته- نرم‌افزار گرفتن یوزنت NNTPCache -۱۹۹۶- و Surfraw -۲۰۰۰- هستند که برای موتورهای جستجو وب به کار می‌روند.

فعالیت روزنامه‌نگاری

در سال ۲۰۰۹ آسانژ جایزه رسانه‌های عفو بین‌الملل برای -کنیا: فریاد خون – کشتارها و ناپدیدشدن‌های غیرقانونی- را از آن خود ساخت. او از سوی مرکز روزنامه‌نگاری کندوکاوگرانه به عنوان روزنامه‌نگار بازشناخته شده‌است. آسانژ سال‌ها یکی از اعضای اتحادیه روزنامه‌نگاران استرالیا- انجمن رسانه‌ها- سرگرمی و هنرها بود و در سال ۲۰۱۱ عضو افتخاری آن شده‌است.

الکس مسی می‌نویسد: -له- جولیان آسانژ روزنامه‌نگار است- و می‌افزاید البته شاید -اهل خبر- newman توصیف بهتری برای آسانژ باشد. آلن درشوویتز گفته: -بدون هیچ تردیدی او روزنامه‌نگار است- گونه‌ای تازه از روزنامه‌نگار.-
خود آسانژ گفته که از ۲۵ سالگی سرگرم انتشار مطالبی بر پایه واقعیت بوده و نیازی به گفت‌وشنود در این باره که او روزنامه‌نگار بودن یا نبودن او نیست. او می‌گوید: -پیش از هر چیز ناشر و سردبیری است که روزنامه‌نگاران دیگر را سازماندهی و رهبری می‌کند.-

ویکی‌لیکس
پیدایش

آسانژ در ۱۹۹۹ نام دامنه اینترنتی ویکی‌لیکس را ثبت می‌کند. او می‌گوید: -اما در آن زمان کاری با آن نکردم.-

محل زندگی

با وجودی‌که آسانژ شهروند استرالیاست- اما سالهاست که نشانی دایمی ندارد. دوره‌هایی را در استرالیا- کنیا و تانزانیا زندگی کرده و در ۳۰ مارس ۲۰۱۰ خانه در ایسلند اجاره کرد. در آنجا او دیگر کنش‌گرایان از جمله بیریجیتا یونسدوتیر روی ویدیو قتل موازی کار کردند.
بیشتر سال ۲۰۱۰ را در بریتانیا- ایسلند- سوید و کشورهای اروپایی گذراند. در ۴ نوامبر ۲۰۱۰ به تلویزیون سوییس تی.اس. آر گفت که به شدت در اندیشه پناهندگی سیاسی خواستن از سوید بی‌طرف و انتقال کار بنیاد ویکی‌لیکس به آنجاست. در دسامبر ۲۰۱۰ گزارش شد که -دونالد اس. بییر- سفیر آمریکا در سوییس- به حکومت سوییس در پناهندگی دادن به آسانژ هشدار داده‌است.

در اواخر نوامبر ۲۰۱۰- معاون وزر امور خارجه اکوادور اعلام کرد که کشورش حاضر است -بدون هیچ شرایطی به آسانژ اقامت بدهد و او می‌تواند آزادانه دانسته‌هایی را که در اختیار دارد و تمامی اسناد را نه تنها در اینترنت که در قالب نشست‌های همگانی ارایه دهد.- معاون وزر امور خارجه بر این باور بود که اکوادور می‌تواند از گفتگو با آسانژ سود برد. وزیر خارجه اکوادور در ۳۰ نوامبر ۲۰۱۰ گفت که درخواست اقامت باید از چشم‌انداز قانونی و دیپلماتیک مطالعه شود. چند ساعت دیرتر- رییس جمهور اکوادور گفت که ویکی‌لیکس اشتباه کرده که قوانین آمریکا را زیر پا گذاشته و این گونه دانسته‌ها را افشا کرده‌است… هیچ پیشنهاد رسمی هرگز اعلام نشده بود. او خاطرنشان می‌کند که -معاون وزر امور خارجه تنها از سوی خودش- سخن گفته و از این گذشته- در این باره که آیا اکوادور از انتشار شنودها آسیب خواهد دید- تحقیقاتی به راه خواهد انداخت.

جولین آسانژ در دادگاه پژوهش‌خواهی در دادگاه قاضیان شهر وست‌مینتسر در ۷ دسامبر ۲۰۱۰ یک صندوق پستی را به عنوان آدرس خود اعلام کرد. وقتی قاضی به او می‌گوید که این پذیرفتنی نیست- پارک‌ویل ویکتوریا در استرالیا را روی یک ورق کاغذ می‌نویسد. نداشتن نشانی همیشگی و سبک زندگی خانه‌به‌دوشی از دلایلی بوده که قاضی ضمانت را نمی‌پذیرفته‌است. در نهایت- تا اندازه‌ای با کمک ووگان اسمیث که خانه خود را در الینگام هال را به عنوان نشانی در اختیار او گذاشت- به قید ضمانت آزاد شد.

فیلم‌شانسی
ما اسرار را می‌دزدیم: داستان ویکی‌لیکس

ما اسرار را می‌دزدیم: داستان ویکی‌لیکس ساخته سال ۲۰۱۳ الکس گیبنی فیلمی مستند است که به افشاگرهای ویکی‌لیکس- ژولین آسانژ و چلسی منینگ پرداخته است.
در این فیلم دولت آمریکا می‌گوید انتشار این اسناد جان انسان‌ها -سربازان آمریکایی و شهروندان افغان- را به خطر انداخته و جولیان آسانژ- در یک گفتگوی تلفنی در این فیلم به طور مشخص در پاسخ به این موضوع می‌گوید که این اسناد باید انتشار پیدا کنند- حتی به قیمت جان اشخاص.
فیلم تاکید می‌کند که آسانژ این اسناد را در اختیار روسیه یا چین قرار نداده- بلکه با باور اطلاع‌رسانی بدون سانسور- آنها را منتشر کرده تا در دسترس -عموم مردمی که باید آگاه شوند- قرار بگیرد.

فیلم ماجرای هک کردن ناسا در سال ۱۹۸۹ را که فیلم با آن آغاز می‌شود- تلویحا به آسانژ ربط داده است.
در این فیلم جولیان آسانژ در خانه- در نشست‌ها- سخنرانی‌ها- موقع کار- هنگام مصاحبه- عکس او را بر صفحه نخست چندین روزنامه- و در لندن در زمانی که با مسیولان روزنامه گاردین برای انتشار اسناد قرار می‌گذارد- دیده می‌شود.
مصاحبه‌های فیلم: مصاحبه با نزدیک‌ترین همکاران ویکی‌لیکس و همچنین مقامات واشینگتن- دی.سی. -از جمله رییس سابق سیا-.
در پایان فیلم گفته می‌شود: حداقل سود ویکی‌لیکس این بود که دولت‌ها بیشتر مراقب کردار خود باشند.

رکن پنجم

فیلم رکن پنجم- درباره وبسایت افشاگر ویکی‌لیکس و جولیان آسانژ بنیانگذار است که در سال ۲۰۱۳ توسط بیل کاندان ساخته شد. فیلم‌نامه این فیلم بر اساس کتاب -درون ویکی‌لیکس: وقتی که با جولیان آسانژ و خطرناکترین وبسایت جهان گذراندم- نوشته شده است. در این فیلم نقش آسانژ را بندیکت کامبربچ ایفا کرده است.
آسانژ در ایمیلی خطاب به کامبربچ نوشت: -به نظرم شما انسان خوبی هستید- اما عقیده ندارم که این فیلم خوبی باشد. این فیلم بر اساس کتابی غیر واقعی ساخته شده که نویسنده آن دشمن خونی من و سازمان من بوده است.- آسانژ پیشتر گفته بود که این محصول شرکت والت دیزنی شکست خواهد خورد.

 

جولین آسانژ
جولین آسانژ

جایزه‌ها

در سال ۲۰۰۹ آسانژ جایزه بخشش بین‌المللی رسانه‌های بریتانیا -رسانه‌های نو- را برای افشای کشتارهای غیرقانونی در کنیا از راه توزیع و همگانی‌کردن تحقیق کمیسیون ملی حقوق مردمی کنیا به -نام فریاد خون – کشتارها و ناپدیدشدن‌های غیرقانونی در کنیا- از آن خود کرد. هنگام گرفتن این جایزه آسانژ گفت: -این بازتاب شهامت و نیروی جامعه مدنی کنیا ست که این بیداد مستند شد.-

در سال ۲۰۱۰ جایزه برگزیده خوانندگان سم آدامز برای شخصیت سال مجله تایمز به آسانژ داده شد. در آوریل ۲۰۱۱ در فهرست ۱۰۰ شخصیت پرنفوذ تایمز قرار گرفت. یک نظرخواهی غیررسمی ویراستاران در شبکه پست‌مدیا او را بزرگترین خبرساز سال نامید و شش تن از هر ده تن احساس می‌کردند که آسانژ -تاثیر ژرفی بر شیوه برخورد و انتقال دانسته‌ها داشته‌است.-

در نظرخواهی آن‌لاین لوموند یکی از پنج همکار ویکی‌لیکس در افشاگری‌ها تازه- آسانژ با از آن خود کردن پنجاه و شش درصد از آرا شخصیت سال نامیده شد.
در فوریه ۲۰۱۲ اعلام شد که بنیاد صلح سیدنی که به دانشگاه سیدنی تعلق دارد مدال زرین بنیاد را به خاطر -شهامت و آغازگری استثنایی در پیگیری حقوق مردمی- به آسانژ داده‌است. در ۱۴ سال تاریخچه هستی این بنیاد این جایزه تنها به چهار نفر پیشکش شده‌است: نلسون ماندلا- چهاردهمین دالایی لاما -تنزین گیاتسو– دایساکو ایکدا- یک رهبر آیین بودایی ژاپنی و آسانژ.

در ژوییه ۲۰۱۰ آسانژ برنده جایزه مارتا گهلهورن برای روزنامه‌نگاری شد. این جایزه هر سال به روزنامه‌نگاری داده می‌شود که -کارش به نسخه جاافتاده رویدادها نفوذ کرده و حقیقتی ناخوشایندی را به زبان می‌آورد که تبلیغات جاافتاده یا -یاوه‌گویی‌های رسمی- را افشا می‌کند. – داوران گفته‌اند -ویکی‌لیکس به عنوان پدیده دوران فناوری برتر به نگاره درآمده‌است که همین‌طور هم هست. اما بیش از آن است. هدف دادگستری آن از راه شفافیت در کهن‌ترین و بهترین سنت‌های روزنامه‌نگاری جای دارد.-

ایران

برخی از رسانه‌های ایران- رکن پنجم را فیلمی -ضد ایرانی- و -غیرمسیولانه- و آن را -دروغ پردازی سینمای آمریکا درباره برنامه هسته‌ای در ایران- خواندند.

 

منبع :

همشهری آنلاین

دیجی مگ

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

آراپیک باغداساریان

آراپیک باغداساریان – Arapic Baghdasariyan

آراپیک باغداساریان کاریکاتوریست- طراح گرافیک- کارگردان و مترجم ایرانی بود -آراپیک در اواخر عمر کوتاه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 5 =