خانه / فلسفه / توماس کارلایل – Thomas Carlyle

توماس کارلایل – Thomas Carlyle

توماس کارلایل
توماس کارلایل

توماس کارلایل یک زبان‌شناس- تاریخ‌نگار- مترجم- ریاضی‌دان- فیلسوف- مقاله‌نویس- و نویسنده اهل اسکاتلند بود- کارلایل نسبت به مورخان پیش از خود و معاصرش- به -ناراتیو- -شرح نویسی- یک رویداد تاریخی توجه بیشتری دارد تا به ردیف کردن سرچشمه ها و ریشه ها و برداشتن مسیولیت از دوش خود

زندگی توماس کارلایل

توماس کارلایل در چهارم دسامبر ۱۷۹۵ در انگلستان زاده شد. وی از کودکی به ادبیات و تاریخ علاقه وافری داشت. از این رو از جوانی به نویسندگی مبادرت ورزید. کارلایل دارای بهره هوشی زیاد و استعداد و قریحه فراوان بود. وی در اصل نویسنده- مورخ و ادیب بود و آثار متعددی از خود بر جای گذاشته است. وی در نگارش آثار خویش از زبانی فاخر و در عین حال ساده و عامه فهم بهره می جست.

در کنار این وی دغدغه ها و تاملات فلسفی نیز داشت. از این رو وی به انجام یک سلسله مطالعات فلسفی مبادرت ورزید و در رهیافت ها و رویکرد های مختلف فلسفی و گرایشات متعدد اخلاقی غور و تفحص نمود. سرانجام وی به افکار رمانتیک فلسفه آلمان متمایل گشت و دل و عقلش به این اندیشه ها گروید.

نابر این کارلایل در اندیشه های فلسفی از نقطه نظرات فلاسفه آلمانی تاسی می جست. وی در نشر اندیشه های فلسفه اخلاق آلمان در انگلستان و تبلیغ دیدگاه رمانتیک و اشراقی در این سرزمین نقش بسزایی را ایفا نموده است. وی در این راستا از هم اندیشی و مساعدت -سامویل تیلور کولریج- بهره فراوان برده است. کولریج نیز همانند کارلایل شیفته فلسفه آلمان و اندیشه های فلاسفه آن بود. آثار وی بیشتر مصروف تاریخ ادبیات بوده اند تا تاریخ فلسفه و لذا وی در حیطه فلسفه دارای اعتبار و جایگاه چندانی نیست. اما کولریج نیز تا اندازه ای در جهت دهی به اندیشه های انگلستان تاثیر گذار بوده است. اما سهم اعظم این نشر افکار را کارلایل از آن خود نموده است.

توماس کارلایل برای هر امری در دنیا دو جنبه و حیثیت قایل بود: 1- صورت. 2- باطن و معنا. وی بر این پندار بود که ماده- صورتی است که در درون او معنا و باطنی نهفته است. از منظر وی صنعت- شعر- زبان- مذهب- ملیت- هنر- تمدن و دولت- همگی علایم و صورت ها هستند. وی زمان و مکان را صورت هایی از تخیلات ذهنی بر می شمارد. زمان و مکان از منظر وی- قشر و ظرف ادراکات- مفهومات و معلومات انسان از امور جهان تلقی می شود.

توماس کارلایل انسان را موجودی ترسیم می نماید که حیوانی دو پاست که جامه بر تن می کند. اما معنا و باطن انسان را روح و امری الهی برمی شمارد. وی در مورد انسان چنین اظهار نظر می نماید: -این تن گوشتی- برای حقیقت و معنای انسان- گور است و آواز و رنگ و شکل و متعلقات دیگر او کفن اوست. ولی این کفن در آسمان بافته شده است-. وی صورت وجود انسان را زندگی و مرگ بر می شمارد. اما بودن و ماندن را باطن و معنای واقعی او تلقی می نماید. ‏

وی معتقد است که معنا و روح حقیقی زندگی و حیات انسان و غایت این آغاز و پایان امری است که در پس این صورت ها و پرده ها نهفته است و انسان از توان ادراک چنین حقیقت اصیل و نابی برخوردار نیست. وی همچنین در باب ذات باری تعالی چنین اعتقاد داشت که ذات احدیت را نمی توان از طریق براهین عقلی و فلسفی اثبات نمود. وی قوه عقل را در درک این منشا عظیم- بسیار ناچیز و حقیر می شمرد. وی وظیفه و تکلیف انسان را در این زمینه صرفا عبودیت و بندگی می دانست. ‏

توماس کارلایل در رویکرد فلسفی خویش تا اندازه ای به عرفان و ادراک اشراقی اعتقاد داشت. وی سهم عقل را در ادراکات حقیقی و ناب- بسیار محدود تلقی می نمود. در مقابل بر این باور بود که درک معرفت و حقیقت امور از طریق دل و قلب انجام پذیر است و نه از طریق تعقل. به عبارتی معرفت شناسی وی صرفا بر دریافت های قلبی مبتنی می باشد.

توماس کارلایل همچنین این اعتقاد را داشت که مردم جهان را می توان بر دو دسته عمده تقسیم نمود: 1- توده عوام. 2- توده خواص و خردمندان. وی توده خردمندان را با عنوان -دلاوران- نام می برد. به زعم کارلایل توده خواص- خردمندان و به تعبیر اخص وی -دلاوران- منشا اثر در جهان می باشند. وی تمامی نیکی ها و پیشرفت های عالم آفرینش را از اثرات و ثمرات کردار نیک و زندگی اخلاقی این قشر محسوب می نماید. ‏از این رو وی با قایل شدن چنین جایگاه ممتازی برای توده خواص معتقد است که تنها این قشر استحقاق هدایت- رهبری و زمامداری مردم را دارند. وی این افراد را فرستادگان از جانب خداوند تلقی می نماید که رسالت هدایت و رهبری مردم را بر دوش گرفته اند. اندیشه های کارلایل در کتاب مهم او با عنوان نسبتا طویل موسوم به -درباره قهرمانان- قهرمان پرستی و نقش قهرمانی در تاریخ- به یادگار مانده است.

نقد: باید اذعان داشت دیدگاه کارلایل در زمینه معرفت شناسی بر این پیش فرض متکی است که فهم و درک حقایق از حیطه ادراکات عقل خارج بوده و در واقع نیروی تعقل از درک چنین مفهوم والایی عاجز می باشد. معرفت شناسی وی صرفا بر ادراکات و دریافت های قلبی اتکا دارد. این مسیله بیانگر نقصان این دیدگاه می باشد. نادیده گرفتن نیروی فزاینده تعقل و اتکای افراطی بر قلب که جایگاه احساسات ناسنجیده و نا آگاهانه نیز می تواند باشد- انتقاد و ایراد بارزی بر این رویکرد است که قابل اغماض و چشم پوشی نیز نمی باشد.

اندیشه های فلسفی کارلایل بسیار محدود و موردی می باشد. لذا تنها به برخی از مباحث فلسفی و اخلاقی آن هم به صورت اجمالی پرداخته شده است و از پرداخت و مداقه در دیگر مباحث اجتناب ورزیده است. نتیجه آنکه این دیدگاه بسیار ناقص و محدود بوده و توان و مقتضای بررسی های عمیق و موشکافانه و تفسیرهای ژرف را ندارد. ‏
کارلایل همچنین در اندیشه های پراکنده و مختصری که از فلسفه اخلاق ارایه داده است چندان به مباحث اخلاقی نپرداخته است. لذا مشخص نمی گردد منظور و مقصود وی از زندگی و حیات اخلاقی چیست و انسان چگونه می تواند به این حیات اخلاقی دسترسی داشته باشد. ‏

توماس کارلایل صرفا به بیان برخی مفاهیم کلی و بسیار موسع پرداخته و از ارایه نقطه نظراتی به صورت جزیی و عینی تر چشم پوشی نموده است. وی همچنین در تبیین و تحلیل اندیشه های خود از نیروی استدلالی و استنتاجی بهره نبرده و ادعاها و نقطه نظرات خویش را بدون توجیه و بیان چرایی و چگونگی آن- رها نموده است.

مهمترین اثر او -تاریخ انقلاب کبیر فرانسه- است. آثار وی تاثیر بسزایی بر تفکر سیاسی- ادبی و مذهبی نیمه ی سده ی نوزدهم میلادی بریتانیا داشت و خود او بسیار تحت تاثیر گوته بود- آثاری از جمله -انقلاب فرانسه- و -قهرمانان و ستایش قهرمان و قهرمانان در تاریخ- که نشانگر باور وی در مورد نقش قهرمانان و ناجیان در پیشرفت تاریخ است و همچنین- -نامه ها و سخنرانیهای کرامول و فردریک کبیر- از شاهکارهای او به شمار می رود.

توماس کارلایل
توماس کارلایل

توماس کارلایل در حرفه ی تاریخنگاری انقلاب کرد و تالیف هایش را بدون -فوت نت- منتشر ساخت و روشی را پایه نهاد که اینک به -تاریخنگاری ژورنالیستیک- معروف شده است.
به باور وی- مردمی که به یک مورخ اعتماد دارند باید حرفهای او را بپذیرند و لذا نیازی به ذکر غیر ضروری سرچشمه ها و گویندگان سخن نیست- زیرا که مورخ- پیش از این- درستی مطالب به دست آمده را آزمایش کرده است. اگر مورخ به موردی تردید دارد باید آن را ذکر کند و به گردن دیگران انداختن و تکرار -امور مورد تردید و شایعه- درست نیست. ذکر سرچشمه ها – که درستی خود آنها هم روشن نیست – باعث پیچیدگی نوشته و به درازا کشیدن گفتار می شود.

توماس کارلایل تایید کرده است که -فرد دیگری- باید -تاریخ روز- -خبر- را بنویسد که پژوهشگران پس از او- این -فرد دیگر- را -روزنامه نگار- نام نهادند. به این ترتیب وی راهی را گشود که به پذیرش این اصل انجامید که روزنامه نگار- -تاریخ امروز- را می نویسد و عناصرش را به دست می دهد و تاریخ نگار پس از کسب نتیجه- با شکیبایی بیشتر و برگزیدن یک روش تحقیق و سبک مطمین- آن را دنبال خواهد کرد و با جمع آوری اسناد لازم- کل -رویداد- را شرح می دهد و باید -علت یا علل- و -نتیجه یا نتایج- را روشن سازد. بنابراین- این دو حرفه -روزنامه نگاری و تاریخنگاری- دارای یک قلمرو مشترک هستند. کارلایل- مورخ را به مثابه ی یک کارآگاه -پلیس- می داند که برای -قاضی تاریخ- مدرک جمع آوری می کند و -قاضی زمان- جز نوشته و یا کتاب تاریخ کسی دیگر- نمی تواند باشد و -دادرسی– همان شرح رویداد است – از این نظر – که چرا شروع شد- چگونه انجام گرفت و به کجا ختم شد.
به باور کارلایل و پیروان او- هیچ فرد و گروه- نمی تواند از دست کارآگاه و قاضی تاریخ بگریزد- لذا باید مراقب اعمال هر روز خود باشد. بازپرس -کارآگاه- تاریخ با دیگر بازپرسها این تفاوت را دارد که هم برضد و هم در حمایت از یک رویداد و پیروان آن- به گردآوری سند می پردازد.

با این استدلال- تاریخ نگار- همان روزنامه نگار است که به جای امروز درباره ی دیروز و دیروزهای دور به پژوهش می پردازد و می نویسد تا تجربه ی گذشتگان هدر نرود و در امور جاری به کار گرفته شود و امور نادرست تکرار نگردد.
کارلایل نسبت به مورخان پیش از خود و معاصرش- به -ناراتیو- -شرح نویسی- یک رویداد تاریخی توجه بیشتری دارد تا به ردیف کردن سرچشمه ها و ریشه ها و برداشتن مسیولیت از دوش خود. وی همچنین تاریخ نگاری پر از فوت نت نویسی را گونه ای -رونویسی- -رونوشت برداشتن- خوانده است.

مرگ

توماس کارلایل- در پنجم فوریه ی 1881 -85 سالگی- چشم از جهان فرو بست.

 

منبع :

بیتوته

برترینها

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

مرتضی ممیز

مرتضی ممیز – Morteza Momayez

مرتضی ممیز طراح گرافیک- تصویرگر- استاد دانشگاه است- او را پدر هنر گرافیک معاصر ایران …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − پنج =