اگون شیله - Egon Schiele - اجتماع اندیشه
خانه / هنر / اکسپرسیونیسم / اگون شیله – Egon Schiele

اگون شیله – Egon Schiele

اگون شیله
اگون شیله

اگون شیله – نقاش اتریشی و یکی از شاگردان گوستاو کلیمت بود- از وی به عنوان یکی از نقاشان مهم فیگوراتیو اوایل قرن بیستم یاد می‌کنند- خودنگاره‌ها و بدن‌های پیچان یکی از مهمترین مشخصه‌های نقاشی او می‌باشند که از وی هنرمندی اکسپرسیونیست می‌سازند

زندگینامه اگون شیله

مقدمه

اگون شیله در عمری کوتاه و آشفته موفق شد خطوط اصلی خلاقیت خود را رسم کند. نقاش جوانی که هم اعتراض مراجع اخلاقی و هم تمسخر مرشدان هنری را برانگیخته بود- امروزه از جسورترین پیشروان هنر مدرن شناخته می‌شود

محور اصلی در آثار شیله حس درونی اثر است. مهمترین آثار او پرترههایی است که از پیکر خود و اطرافیانش کشیده‌است. او در آثار خود بدن انسان را در وضعیت‌های ناراحت و حالت‌های غیرعادی به نمایش می‌گذارد- به‌گونه‌ای که هراس و اضطراب را به مخاطب منتقل می‌کند. خطوط ناآرام و کج‌ و معوج و طرح‌های ناقص و بریده و سایه‌روشن مخدوش نقاشی‌های او پرده از روان خسته و عصبی و مضطرب پیکرها برمی‌دارد. پیکرهای آثار شیله معمولا برهنه هستند- اما به‌جای آن‌که کشش جنسی را برانگیزند- بی‌پناهی و سرگشتگی را برملا می‌کنند.

اگون شیله در دامان اکسپرسیونیسم پرورش یافت و از نمایندگان اصلی این مکتب در اتریش به شمار می‌رفت- اما به زودی سبکی اصیل و مستقل آفرید که با گذشت زمان نه تنها از طراوت و تازگی آن کاسته نشد- بلکه هر روز علاقه‌مندان بیشتری را جلب کرد. او موفق شده بود به دردها و اضطراب‌های زندگی خود فرم هنری بدهد.

اوایل زندگی

اگون شیله در ۱۲ ژوین ۱۸۹۰ در تولن شهر کوچکی در نزدیکی وین به دنیا آمد.از نوجوانی استعداد فراوانی در طراحی نشان داد و به زودی دریافت که در زندگی راهی جز نقاشی در پیش ندارد.
پدر شیله خانواده خود را آبرومندی و قناعت اداره می‌کرد. او در سال ۱۹۰۵ درگذشت و خانواده را با رنج محنت و بی‌نوایی باقی گذاشت. شیله با تیره‌روزی آشنا شد و در سراسر زندگی به ناگزیر با کمبودها و حرمان‌های فراوان کنار آمد.

انتخاب حرفه نقاشی

او از سنین پایین شروع به طراحی کرد و تا سال ۱۹۰۶ خود صاحب سبکی منحصر به فرد بود. شیله که بسیار متاثر از جنبش نمادگرایی بود- از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۹ در آکادمی ویینا به تحصیل پرداخت و در سال ۱۹۰۷ با گوستاو کلیمت- یکی از اعضای عمده جنبش نمادگرایی- آشنا شد.اگون شیله ترجیح می‌داد که با فقر و فاقه سر کند- اما برای کسب معاش به امور دیگر نپردازد. او با تلاش فراوان موفق شد به سال ۱۹۰۶ در -آکادمی هنرهای تجسمی- وین ثبت نام کند- اما دو سال بعد تحصیلات خود را ناتمام رها کرد- زیرا آموزه‌ها و سنت‌های محافظه‌کارانه‌ی -آکادمیک- را با روح پرغوغای خود ناسازگار دید.

اولین کارهای شیله- در نقاشی منظره و پیکره- از مکتب امپرسیونیسم- که جریان هنری مسلط اروپا بود- تاثیر گرفته‌اند- اما او به زودی با گرایش‌های هنر مدرن آشنا شد که وین یکی از پایگاه‌های اصلی آن بود. او نیز مانند اسکار کوکوشکا مجذوب مهارت فنی و قدرت بیان گوستاو کلیمت شد که نقش و نگار ظاهری را در خدمت حس و حال درونی اثر می‌گرفت.

اما قالب شکیل و تزیینی کلیمت برای بیان خشم و خروش درونی شیله تنگ بود. او راه و روشی دیگر برگزید و در کنار چند هنرمند جوان در پایه‌گذاری -گروه هنر مدرن- شرکت کرد- هرچند به این دیدگاه رسیده بود که: -هنر نمی‌تواند مدرن باشد- زیرا هنر بی‌زمان است.-

به سوی سبکی مستقل

اگون شیله در آستانه ۲۰ سالگی سبک ویژه خود را تکامل بخشید. در این نظرگاه تازه هر نوع آرایه و تزیین بیرونی جنبه فرعی دارد. حس درونی در مرکز کار قرار دارد و کلیت آن را تعیین می‌کند.

بیشترین اهمیت شیله تا امروز به خاطر پرتره‌های جانداری و پراحساسی است که از پیکر خود و اطرافیانش کشیده است. او در بیش از صد تابلو چهره خود را تصویر کرده است. در همین چارچوب- او به تجاربی جسورانه در طرح و رنگ و فضا و ترکیب دست زد که حس درونی اثر را تقویت می‌کند- هرچند امکان دارد از واقعیت عینی فاصله بگیرد.
شیله پیکر آدمی را از زوایای ناراحت و حالت‌های غیرعادی ترسیم می‌کند- به گونه‌ای که از اثر حسی از هراس و اضطراب بیرون می‌تراود. خطوط ناآرام و کج و معوج از اندرون خسته و عصبی و مضطرب پیکرها خبر می‌دهند.

پیکرهای شیله را نمی‌توان -زیبا- دانست. او در رسم بدن و رخسارها بیشتر به دغدغه‌های روحی و تنش‌های روانی توجه دارد تا به ملاحظات هنری. فیگورهای کج و معوج -دفرمه- او با طرح‌های ناقص و بریده و سایه روشن مخدوش- دید طبیعی تماشاگر را غافلگیر و در نتیجه او را مضطرب می‌کند.

پیکرهای شیله در ناراحتی و بی‌حفاظی- معمولا برهنه هستند- اما بیش از کشش جنسی- بی‌پناهی و سرگشتگی را برملا می‌کنند. حالت جنسی فیگورها از درد و عذاب درونی- همراه با حسی از مرگ و نابودی همراه است. عجیب است که برخی از معاصران در این آثار ردی از شهوترانی و هرزگی دیده بودند.

اگون شیله برای قلمرو آفرینش هنری هیچ مرز و مانعی را به رسمیت نمی‌شناخت. آشکارا اعتقاد داشت که: -جلوگیری از هنر- جنایت است.- به خاطر این آزادی بیکران و جسارت در آفرینش بارها هم جور عوام را تحمل کرد و هم فشار ارباب -نظم و قانون- را. در سال ۱۹۱۲ دستگیر و محاکمه شد و چند هفته‌ای را به اتهام -اعمال خلاف عفت- در زندان گذراند.

شیله در زندگی کوتاه خود مصایبی چون فقر و محرومیت- جنگ و ویرانی- را تجربه کرد. چیزی نگذشت که توفیق و اعتبار هنری نیز به سوی او آمد. این موفقیت بسی زود به سراغ او آمد- اما برای او بسی دیر بود.

مرگ اگون شیله

شیله در ۳۱ اکتبر ۱۹۱۸ تنها سه روز پس از مرگ همسرش بر اثر ابتلا به اپیدمی آنفلوانزا درگذشت. او هنگام مرگ تنها ۲۸ سال داشت.

برخی از آثار اگون شیله

 

اگون شیله

اگون شیله

اگون شیله

اگون شیله

 

منبع :

برترین ها

یادداشت های هنری

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

آراپیک باغداساریان

آراپیک باغداساریان – Arapic Baghdasariyan

آراپیک باغداساریان کاریکاتوریست- طراح گرافیک- کارگردان و مترجم ایرانی بود -آراپیک در اواخر عمر کوتاه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 3 =