خانه / ادبیات / تحلیل و بررسی کتاب / انه‌اید – About Aeneid

انه‌اید – About Aeneid

انه‌اید – منظومه‌ای است حماسی در دوازده جلد که ویرژیل شاعر روم باستان آن را در اواخر سده یکم پیش از میلاد و به زبان لاتین سروده‌است – کتاب حماسی انه‌اید که به دست ویرژیل نوشته شده است دارای تعداد پتنصد و هفتاد و شش صفحه می باشد – و با جلد شومیز منتشر شده است

درباره نویسنده انه‌اید

پوبلیوس ورژیلیوس مارو یا ویرژیل شاعر کلاسیک روم و نویسنده ترانه‌های روستایی  -‎۱۵ اکتبر ۷۰ -پیش از میلاد در گل سیزالپین در شمال ایتالیای کنونی زاده‌شد. برخی پژوهشگران تبار او را سلتی می‌دانند. او نخستین آموزش‌ها را هنگامی که پنج سال داشت دید. هنگامی که بزرگ‌تر شد او را به رم فرستادند و او در آنجا علم بدیع- پزشکی و ستاره‌شناسی آموخت.

ویرژیل ده سال پایانی زندگیش را به نگارش انه‌اید پرداخت. وی با آگوستوس به یونان رفت. در میان راه وی دچار تب شد و در بندر بروندیسیوم مرد. با مرگ او نگارش انیید ناتمام ماند. ویرژیل سپرده بود که نوشته‌اش را بسوزانند ولی آگوستوس فرمان داد که میرابرانش به خواست ویرژیل اعتنا نکنند.
آرامگاه او در ۲ مایلی شهر ناپل در ایتالیا جای گرفته‌است.

 

انه‌اید
ویرژیل

درباره کتاب انه‌اید

انه‌اید منظومه‌ای‌ ست حماسی در دوازده جلد که ویرژیل شاعر روم باستان آن را در اواخر سده یکم پیش از میلاد و به زبان لاتین سروده‌است. این منظومه حماسی دربردارنده داستان انه اید – فرزند ونوس یا همان آفرودیت و پهلوان تروایی – آنشیز – پهلوان به جا مانده تروایی است که در زمان سوختن تروا در آتش- پدر خود آنشیز را به دوش گرفته و نجات یافت در حالی که در آن حادثه همسر خویش را از دست داد. او پس از ماجراهایی طولانی توانست خود را به نواحی ایتالیا برساند.

انه‌اید در ادبیات کلاسیک رومی همان جایگاهی را دارد که ایلیاد و ادیسه در ادبیات کلاسیک یونان- و آن را می توان دنباله ای بر ایلیاد شمرد.
ویرژیل انه اید را از آنجا آغاز می کند که هومر ایلیاد را با ویرانی و سوختن تراوا به پایان می برد .

انه اید حماسه ملی رومیان است- انه بزرگزاده ای تراوایی بود که تبار مادریش به خدایان می رسید و پس از تباهی تراوا سفری پرما جرایی را بر پهنه ی دریا ها آغاز کرد- به کارتاژ- آنگاه به ایتالیا رفت – مردمان لاتینرا به پیروزی رساند و فرمانروای مردمی شد که شایستگی های تراواییان را با توانهای لاتینیان در هم آمیخته بودند.

داستان انه اید داستانی مردمی بود و رومیان انه اید را نیای رومولوس بنیانگذار شهر رم می شناختند ویرژیل از این داستان کهن حماسه ای پر شور ساخت که به روزگار امپرا توری – پشتوانه تاریخی و اسطوره ای رومیان شد.
به قول استاد میر جلال الدین کزازی: انه اید مانند شاهنامه فراتر از یک شاهکار ادبی است. قلمروهایی که انه اید در آن اثر نهاده گستر ده تر از قلمرو ادب است. کمتر شاهکار ادبی را در جهان می شناسیم که چنین دامنه ای گسترده داشته باشد.

ترجمه تحت‌اللفظی بند نخست منظومه انه‌اید این‌گونه است: -از جنگ‌افزارها و مردی می‌سرایم- که رانده به‌دست سرنوشت- از کرانه‌های تروآ- نخست به ایتالیا و کران‌های لاوینیوم آمد. او- بر اثر خشم بی‌امان ژونون ددمنش- با نیروی خدایان فرازین- بسی بر زمین و بر دریا افکنده شد. بسی رنج برد و پیکارها دید تا این‌که توانست شهری بنیاد نهاده ایزدان لاتیوم را بدان جای آورد. از آنجا بود که تبار لاتین‌ها آمد و پدران آلبایی- و حصارهای رم ارجمند.-

خلاصه داستان انه‌اید

کتاب اول

پس از جنگ -ایلیون- و سوختن شهر -تروی- اهالی آن به هر سوی مهاجرت کردند. از جمله -انیاس- و یارانش به سوی ایتالیا بادبان کشیدند. اما ایزدبانو -یونو- که به سبب حسادت دیرین به زیبایی -ونوس- ایزدبانوی زیبایی- دشمن تروجان‌ها بود- کشتی ایشان را دستخوش طوفان گرداند تا غرقشان کند. ونوس که مادر انیاس نیز هست- به کمک پسرش شتافت و کشتی او را به ساحل کارتاژ انداخت. انیاس و یارانش به نزد -دیدون- شهبانوی کارتاژ رفتند و از او برای رفتن به ایتالیا یاری طلبیدند.

ونوس از بیم آن که یونو باز دخالت کند و جان انیاس و یارانش را به خطر اندازد- پسر دیگر خود -کوپیدو- ایزد عشق را روانیاس می‌کند تا در هییت کودکی حامل هدایا- در مجلس بزم بر زانوی شهبانوی کارتاژ نشسته- عشق انیاس را در سینه او بدمد. شهبانو دیدون که اینک عاشق انیاس شده- از او درخواست می‌کند که داستان جنگ تروی را بازگو کند.

کتاب دوم

انیاس- داستان واپسین روز جنگ تروی را بازمی‌گوید: یونانیان اسبی چوبی را با دلاورترین مردان خود پر می‌کنند و بر در تروی گذاشته- ساحل را ترک می‌کنند. جاسوسی یونانی در لباس یک فراری- به تروجان‌ها می‌گوید که این اسب پیشکش یونانیان به ایزدبانویی است که به معبدش توهین کرده‌اند- و خود به سرعت به یونان بازگشته‌اند تا تندیس خدایان خود را همراه آورند تا مگر به شفاعت آن‌ها از خشم ایزدبانو در امان بمانند- و اگر تروجان‌ها آن اسب پیشکشی را وارد شهر خود کنند- ایزدبانو بر یونانیان خشم خواهد گرفت.
تروجان‌ها اسب را وارد شهر می‌کنند- و نیمه شب مردان یونانی از آن به در ریخته- تروی را به آتش می‌کشند. انیاس با دلیری می‌جنگد و در میانه نبرد چشمش به -هلن- زیباروی که مسبب تمام این فجایع است می‌افتد و قصد کشتنش را می‌کند- اما مادرش ونوس او را بازمی‌دارد و به حفظ خانواده و گریز از شهر می‌خواند. انیاس با خانواده اش و کسانی که بعدتر به او می‌پیوندند از تروی ویران می‌گریزد.

کتاب سوم

انیاس و یارانش در جستجوی سرزمینی که شهر تازه خود را بر آن بنا کنند- ابتدا به -تراس- می‌روند- اما وقتی انیاس می‌خواهد گیاهی خون چکان را بکند- آوازی از بن آن بر می‌آید و خود را روح یکی از یاران انیاس معرفی می‌کند که به دست تراسیان کشته شده است و این گیاه از جسد او رسته.
انیاس از ترس خیانت تراسیان از تراس می‌گریزد و خدایان او را به ایتالیا رهنمون می‌شوند. در راه ایتالیا در جزیره‌های مختلف سرگردان می‌شود- گاه با -هارپی- ها کرکسانی با چهره دختران- رو به رو می‌شود- گاه با -کوکلوپس- ها غول‌های یک چشم و گاه از -خاروپیدس- هیولای دریا می‌گریزد: سرگذشت‌هایی که پیش از این -اولیس- از سر گذرانده. داستان انیاس با رسیدن به کارتاژ پایان می‌یابد.

کتاب چهارم

انیاس و دیدون شاهبانوی کارتاژ سرمست از دلدادگی با یکدیگر عشق می‌ورزند. انیاس از ادامه سفر منصرف می‌شود و این خبر به ژوپیتر می‌رسد. ژوپیتر انیاس را باز به سوی ایتالیا و پادشاهی موعود می‌خواند. انیاس بی درنگ کارتاژ را ترک می‌کند و دیدون شاهبانوی کارتاژ خود را می‌کشد. این چنین دشمنی دیرینه روم و کارتاژ آغاز می‌شود.

کتاب پنجم

انیاس و یارانش به -سیسیل- می‌رسند و برای بزرگداشت خدایان- مسابقاتی برگزار می‌کنند. در همین حین زنان تروجان خسته از سفر بی پایان- به قصد این که در سیسیل بمانند و باز سرگردان دریاها نشوند- کشتی‌ها را به آتش می‌کشند. ژوپیتر بارانی می‌فرستد و بعضی از کشتی‌ها را نجات می‌دهد. از آن جا که تعداد کشتی‌ها کاسته شده است- انیاس ناگزیر پیران و ناتوانان را در سیسیل باقی می‌گذارد و با زبده‌ترین مردان و زنانش راهی ایتالیا می‌شود.

کتاب ششم

انیاس به راهنمایی -سیبیل– راهبه غیبگو- به جهان زیرین سفر می‌کند تا روح پدرش را ببیند. پس از گذر از رودخانه ورودی جهان زیرین- از میان ارواح سرگردان -کسانی که خودکشی کرده‌اند یا بدون گور مانده‌اند- می‌گذرد و روح دیدون شهبانوی کارتاژ را می‌بیند. سپس از برابر دروازه دوزخ می‌گذرد و راهبه که راهنمای اوست- شمه‌ای از عذاب‌های دوزخیان را بازمی‌گوید.
سپس به بهشت می‌رسد و در آن جا با روح پدرش ملاقات می‌کند. پدرش روح فرزندانی که قرار است از نسل انیاس پدید آیند و روم را به بزرگی برسانند به او نشان داده و او را با مژده بزرگی- به ادامه سفرش به سوی ایتالیا ترغیب می‌کند. انیاس بازمی‌گردد و بی درنگ به سوی ایتالیا بادبان می‌کشد.[۲]

کتاب هفتم

انیاس به ایتالیا می‌رسد و قصد آن دارد که با دختر -لاتینوس- پادشاه -لاتین-‌ها – از اقوام ساکن ایتالیا – ازدواج کند تا بر قدرتش در آن دیار افزوده شود. اما ایزدبانو یونو که از موفقیت انیاس و سازگاری سرنوشت با او خشمگین است- می‌کوشد که این موفقیت را هر چه بیشتر تیره سازد. پس با یاری ایزدبانو -آلکتوی- دوزخی- جنگ و خونریزی را در میان ایتالیایی‌ها و تروجان‌ها می‌پراکند. از جمله -ترونوس- پادشاه -روتولی-‌ها – از اقوام ساکن ایتالیا – که قرار بود با دختر لاتینوس ازدواج کند- خشمگین به جنگ انیاس می‌آید.

کتاب هشتم

انیاس برای مقابله با ایتالیاییان- با دشمن آن‌ها پادشاه -اواندر- هم پیمان می‌شود. اواندر برای او تاریخچه سرزمین ایتالیا را بازمی‌گوید: از دورانی که -ساتورن- مردمان وحشی آن دیار را قانون بخشید و بر ایشان حکومت کرد- تا دورانی که -هرکول- دیو هولناک ساکن در آن دیار را کشت. پس از اواندر- دشمنان دیگر ایتالیا نیز با انیاس متحد می‌شوند.
ونوس از شوی خود- -ولکان- ایزد آتش و صنعت- می‌خواهد که برای فرزندش انیاس- اسلحه و زره بسازد و ولکان می‌پذیرد و بر آن‌ها تمام تاریخ آینده روم را حکاکی می‌کند و انیاس سرنوشت نسل‌های آینده را بر دوش می‌اندازد.

کتاب نهم

ایتالیاییان – لاتین‌ها و روتولی‌ها – از غیبت انیاس استفاده کرده شهر او را محاصره می‌کنند. جنگی سخت درمی‌گیرد.

کتاب دهم

انیاس با هم پیمانانش بازمی‌گردد. سپاهیان ایتالیایی از دوسو محاصره می‌شوند و نبرد به سود تروجان‌ها می‌گردد. ایزدبانو یونو از ژوپیتر می‌خواهد که لااقل ترونوس پادشاه روتولی‌ها که از تیره خدایان است جان به در برد. پس ابری را به شکل انیاس می‌سازد و ترونوس به خیال این که انیاس را دنبال می‌کند- ابر را تعیب کرده- به کشتی ای وارد می‌شود. کشتی حرکت کرده از صحنه جنگ دور می‌شود.

کتاب یازدهم

تروجان‌ها به شهر لاتین‌ها حمله برده- محاصره کنندگان خود را محاصره می‌کنند. جنگ درمی‌گیرد و عاقبت بنا بر آن می‌شود که انیاس و ترونوس نبرد تن به تن کنند و نتیجه جنگ را تعیین نمایند.

کتاب دوازدهم

نبرد تن به تن درمی‌گیرد- و انیاس ترونوس را به قتل می‌رساند.

 

انه‌اید
انه‌اید

انه‌اید و فروید

زیگموند فروید در ابتدای کتاب تفسیر رویاها بیت زیر را از کتاب هفتم انه‌اید- ذکر می کند. آکرون نام رودخانه ای بود که در اساطیر یونان باستان- جایگاه خدایان زیرزمینی به شمار می‌رفت و نوعی جهنم در دنیای اساطیر یونانی می‌توانست نام بگیرد.

ویرژیل با اشاره به این رودخانه اساطیری در یکی از عبارت‌های اثر معروفش انیید از زبان الهه جونو می‌گوید:

ترجمه آن می‌شود: -اگر نتوانم سمت و سوی اراده نیروی‌های برین را تغییر دهم- پس به سوی رودخانه آکرون راهی خواهم شد.- این ترجمه ای است تحت‌اللفظی. معمولا این عبارت این طور ترجمه می‌شود که -اگر نتوانم سمت و سوی خواست و اراده آسمانی -خدا- را تغییر دهم- پس به سوی جهان زیرین -دوزخ- راهی خواهم شد.- می‌شود آن را این گونه ترجمه کرد که -گر نگردد عرش اعلی بر مراد/ راه دوزخ پیش گیرم- باک نیست- جان درایدن این عبارت را اینگونه ترجمه می‌کند که -اگر برجیس و آسمان را تنها قصد انکار میل من باشد- جهنم می شود جبران ِ نیروهای برجیس و عرش اعلی را-
زیگموند فروید این عبارت را در آغاز کتاب تفسیر رویاها به کار می‌گیرد. او تفسیری از این افسانه یونان باستان پیشنهاد می‌دهد که در آن رودخانه زیرزمینی آکرون -جهنم- شبیه اندیشه او درباره ذهن ناخودآگاه است که ممکن است از لایه‌های زیرین سر بلند کرده- و رویاهای آدمی را در خویش غرق گرداند. این اندیشه کاملا بر عکس آن جهنمی است در ادیان ابراهیمی فرد را دچار مجارات ابدی می‌کند. در اینجا جهان زیرزمینی تازه‌ای را مشاهد می‌کنیم که جایگاهی است برای نیروی خلاقه انسان و مکانی که رویاهای آدمی از آن سر بر می‌آورد. فروید این عبارت لاتین را با یکی از معروف‌ترین جملات خود تکمیل می‌کند که -تفسیر رویاها مسیری است شاهوار به سوی شناخت فعالیت‌های ناخودآگاه ذهن.- فهم اندیشه‌ها و اسطوره‌های باستان و سرچشمه خلاقیت از دلایلی است که توجه ما را به نقل قول ویرژیل معطوف می‌کند. اینکه چطور می‌شود که چیزی عجیب- در-هم و عمیقا ژرف با خلاقیت هنری- به مثابه نیرویی در طبیعت هم‌پا شود.

 

منبع :

بوکیها

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

مهاباراتا

مهاباراتا – Mahabharata

مهاباراتا یا مهابهاراتا سروده‌ای حماسی از سده پنجم یا ششم پیش از میلاد به زبان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + یک =