خانه / ادبیات / تحلیل و بررسی کتاب / امیل – Emile or On Education

امیل – Emile or On Education

امیل
امیل

امیل یا آموزش و پرورش نام کتابی در زمینه تربیت از ژان ژاک روسو است – در باب تربیت کودک باید بین تربیت یک انسان کامل و یک شهروند کامل یکی را انتخاب کنیم

کتاب امیل یا آموزش و پرورش اثر ژان ژاک روسو – 1712ـ 1778م- طی سال 1762به نگارش در آمد. به زعم روسو – بشر در اصل پاک و خوب زاده می‌شود و بدی‌ها و معایب او مولد جامعه‌ای است که بد اداره می‌شود- و به طفل تربیت غلط می‌دهد روسو به اصل تربیت طبیعی معتقد است نه اصولی که براساس قراردادهای اجتماعی و مدرسه‌ای برای تربیت کودک تدوین شده است. عقیده بی‌سابقه و سبک نوین تعلیم و تربیت و عرضه کردن اندیشه‌های مذهبی که بدون پرده‌پوشی و با استدلال‌های فراوان صورت گرفته بود- موجب شد تا دستور سوزاندن کتاب امیل صادر شود و روسو نیز به زندان محکوم گردد.

معرفی نویسنده کتاب امیل

ژان ژاک روسو در روز ۲۸ ژوین سال ۱۷۱۲ در ژنو به دنیا آمد. پدر او – ایزاک روسو – همچون پدربزرگش ساعت‌ساز بود. مادر او نه روز پس از تولدش درگذشت – و روسو تا ۹ سالگی نزد پدرش بزرگ شد. در سال ۱۷۲۲- ایزاک روسو برای فرار از زندانی شدن مجبور به ترک پسرش شد و او را به برادرش که یک کشیش پروتستان بود سپرد. خانواده روسو در اصل فرانسوی بودند- ولی در سال ۱۵۴۹ برای گریز از کشته شدن توسط کاتولیک‌ها به ژنو روی آوردند. پس از چند ما ه- عموی روسو او را به کشیش پروتستان دیگری به نام لامبرسیه – Lambercier- در دهکده‌ای در جنوب ژنو سپرد – و روسو حدود دو سال را نزد او و خواهرش گذراند.

امیل
امیل – ژان ژاک روسو

خلاصه کتاب امیل

-در باب تربیت کودک باید بین تربیت یک انسان کامل و یک شهروند کامل یکی را انتخاب کنیم.-

-آن کسی که بیشتر عمر کرده است آن نیست که سال زیادتری داشته باشد- بلکه کسی است که طعم زندگی را بیشتر چشیده باشد.-

-هرگز فراموش نمی کنم روزی را که یکی از این گریه کنندگان سمج -کودکی در حال گریه- از دایه خود کتک خورد. طفلک فورا ساکت شد. تصور کردم ترسیده است- با خود گفتم که این بچه روح بندگی خواهد داشت و هیچ کاری را بدون سختگیری انجام نخواهد داد.

-اشتباه می کردم. سکوت آن بیچاره به این جهت بود که داشت از خشم خفه می شد- دیگر نمی توانست نفس بکشد- رنگش بنفش شده بود. لحظه ای بعد فریادش بلند شد- تمام علایم کینه و غضب و نومیدی در صدایش نهفته بود. می ترسیدم در حال عصیان بمیرد. اگر شک داشتم که تشخیص عدالت از ظلم سرشت فطری بشر است- از آن روز یقین پیدا کردم.-

-به محض اینکه طفل شروع کرد به تعقل و استدلال باید مواردی را که ممکن است خودش را با کودکان دیگر مفایسه کند از ذهنش دور داشت- زیرا از این نوع مقایسه غیر از خودپسندی و حسد چیزی عاید او نمی شود.

کافی است فقط با خودش همچشمی کند- زیرا نفع آن خیلی زیادتر است. خواندن کتاب ضرر دارد- زیرا فقط به شاگرد یا دمی دهد از آنچه نمی فهمد صحبت کند. بهتر است تا مدتی در کتابخانه امیل بیش از یک کتاب نگذاریم: کتاب روبنسون کروزویه. چون این کتاب از شخصی گفتگو می کند که به تنهایی برای تامین زندگانیش کار می کند- این شیوه زندگی امیل را مافوق عقاید غلط عمومی قرار خواهد داد و به او خواهد آموخت که روابط بین اشیا را به طور صحیح بفهمد.-

-آزاد زیستن و به دنیا بی علاقه بودن بهترین وسیله ای است برای اینکه انسان یاد بگیرد خوب بمیرد.-

-اگر احتیاجات مشترک- ما را با رشته باریک منافع شخصی به هم متصل می سازد- بدبختی های مشترک ما را زنجیر قطور محبت به هم می پیوندد. منظره یک آدم خوشبخت در دیگران بیشتر تولید حسرت می کند تا محبت.
گویی او را متهم می دارند که چون سعادت را به خودش منحصر ساخته است- حقی را که ندارد غصب کرده است. علاوه بر این چون می بینیم آن ادم هیچ احتیاجی به ما ندارد- حس خودخواهی ما جریحه دار می شود.
برعکس- کیست که بر بیچاره ای که رنج می برد دلسوزی نکند؟ کیست که میل نداشته باشد رنج او را بر طرف کند- به شرط اینکه غیر از دعا کمک دیگری نخواهد.
قوه تخیل غالبا ما را به جای یک آدم بدبخت قرار می دهد تا یک آدم سعادتمند- زیرا حس می کنیم که حالت اولی بیشتر طرف توجه ماست تا وضعیت دومی.

ترحم شیرین است- زیرا کسی که خود را به جای یک فرد رنجدیده قرار می دهد- در عین حال خوشش می آید که خودش رنج نمی برد. حسرت تلخ است- زیرا انسان افسوس می خورد که چرا به جای آن شخص خوشبخت نیست.

به نظر می آید آدم بدبخت قسمتی از رنج ما را هم تحمل می کند و ادم خوشبخت سهمی از سعادت ما را می دزدد.-

-فیثاغورث می گوید:- تماشای آدمیان شبیه است به تمایشای بازی های المپیک. بعضی ها فقط آنجا دکان باز کرده اند و غیر از جلب منفعت فکری ندارند. بعضی دیگر جان خود را فدای تحصیل افتخارات می کنند. عده ای هم به تماشای بازی اکتفا می کنند. معلوم نیست اینها بدتر از دیگران باشند.-

-البته لازم است هر چه زودتر انسان دنبال رستگاری برود- منتها اگر برای رستگار شدن کافی است که بعضی کلمات را نفهمیده تکرار کنیم- نمی دانم به چه علت بهشت را به عوض کودکان از طوطی ها پر نمی کنند.-

-از بیان حقایق برای کسانی که لایق فهم آن نیستند خودداری کنید- زیرا فکر آنها را مغشوش خواهید کرد.-

-در کنار معبر ترموپیل- روی قطعه مرمری این کلمات را می خواندند:- ای که از اینجا می گذری- برو به اسپارت بگو ما برای اطاعت به قوانین مقدس او جان داده ایم-

-ذوق و سلیقه عبارت است از تشخیص و پسندیدن بعضی چیزهای کوچک- این حرف درست است- زیبایی و طراوت زندگی بسته به این چیزهای کوچک است و ما باید به آنها اهمیت کافی بدهیم.
به مدد سلیقه است که می توانیم زندگی خود را با بعضی زیبایی ها که در دسترس ما قرار دارد زینت بدهیم.-

-هر قدر بیشتر شالوده ی ادم ها را امتحان می کنم- بیشتر متوجه می شوم که از بس می خواهند آزاد باشند خود را بنده می کنند و در نتیجه کوشش های بیهوده ای که برای تامین آزادی به خرج می دهند- آن میزان ازادی را هم که به دست آورده اند ضعیف می کنند.

برای اینکه بتوانند در مقابل سیل حوادث مقاومت کنند- برای خود هزاران قید درست می کنند. آن وقت به محض اینکه می خواهند یک قدم بردارند نمی توانند و تعجب هم می کنند که چطور با این همه علاقه- باز نمی توانند.
من گمان می کنم که برای آزاد شدن هیچ کاری نباید کرد. کافی است که نخواهیم آزادی خود را از دست بدهیم.-

امیل
امیل – غلام حسین زیرک زاده

نقد و بررسی

نحوه تربیت نوجوانان از نظر روسو

روسو در کتاب امیل لزوم محدود کردن ذهنیات نوجوان به حسیات را توجیه می‌کند: از آن جایی که هدف شکل دادن موجودی عقلگراست تربیت به وسیله پیش‌بینی نتایج به دست آمدنی از ایجاد اثرات افراطی اجتناب خواهد کرد. این اثرات خطرناک شکل غیرطبیعی اخلاقی را که به صورت رفتاری غیرفعال و ریاکارانه درمی‌آید می‌گیرند. در مجموع باید اجتناب کرد که نوجوان عادت کند که از روی تحمیل کردن و منفعت‌جویی رفتار کند. در تربیتی که روسو از آن دفاع می‌کند باید پیشرفت طبیعی نوجوان را مورد توجه قرار داد. تعلیم صحیح عبارت است از تشخیص انگیزه‌هایی که به صورت طبیعی ایجاد می‌شوند. به منظور آن که تاثیر تربیتی نوجوان مثبت باشد- باید به مبانی تعلیمی مرتبط با اعمال قدرت قانونی پرداخت. این مسیله به یافتن اصول تعلیمی انسان و ساختن مدل تیوری تربیتی ایده‌آل مربوط است. در انتقاد به روش اجتناب از اثرات زیاده‌خواهی اعمال قدرت یعنی آشوبگری نوجوان- روسو پاسخ می‌دهد برای شکل دادن فردی با اشتیاق به آزادی- باید ویژگی و ارزش نوجوانی را شناخت و از مقایسه با فرد بالغ اجتناب کرد. ایده روسو آن است که تربیت نوجوان نباید براساس تلقین ارزشهای اخلاقی- اعمال قدرت یا توقعات زیاد جامعه باشد وگرنه نوجوان از آنها دوری خواهد کرد. اگر هدف تربیت- شکل دادن شخص است- نباید هدف و روش را با هم اشتباه گرفت تا نتیجه غیرطبیعی به دست نیاید. استدلال کردن با نوجوان دقیقا معکوس کردن ترتیب طبیعی دریافت‌ها و شکل دادن فردی قابل قبول است. باید با افکار و احساسات نوجوان کنار آمد تا از تبدیل او به شخصی آشوب‌گر و حساب‌گر اجتناب کرد. طبق نظر روسو- تربیت نوجوان قبل از سن بلوغ نباید براساس اجبار- اطاعت و بی‌توجهی به اصول اجتماعی باشد. روسو بر این عقیده‌است که استدلال کردن با نوجوان کاری بیهوده و تضادآفرین است. روسو از روشی تربیتی دفاع می‌کند که به آماده کردن عقل ذهنی نوجوان از طریق به کارگیری عقل حسی او می‌پردازد به گونه‌ای که نوجوان برای استفاده از نیروی خرد توسط خودش و نه به دلیل عاملی خارجی به طور کافی استحکام شخصیتی بیابد. در اینجا منظور از عقل صرفا توانایی تشخیص خوب و بد و بهره‌گیری از قضاوت خود نیست بلکه همین‌طور قوت خواستن و انتخاب بهترین یا بدترین است. می‌توان نتیجه گرفت که تعلیم عقلانی از عقل یک ابزار می‌سازد یعنی وسیله‌ای که برای رسیدن به هدفی مشخص به کار می‌رود درحالی که عقل فقط یک گشاینده جهت پیشرفتی تدریجی است. نباید هدف و وسیله یعنی تربیت عقلانی و تربیت توسط عقل را با هم اشتباه گرفت زیرا عقلی بچگانه وجود دارد که مخصوص نوجوان است که فقط الزامی را می‌شناسد که با اجبار همراه نیست و ارزش‌های اخلاقی و احتیاجات اجتماعی هر چه بیشتر فرد تربیت‌کننده به ویژگی سنی نوجوان توجه کند توسعه خواهد یافت. می‌توان این ایراد را بر این نظریه که لزوم تغییر افراد را پیشنهاد می‌کند وارد دانست که وجود داشتن اخلاق در جنین جامعه‌ای ادامه می‌یابد. روسو مفهوم -شهروند- را به عنوان -عضو حاکم- مطرح کرده‌است. این دوگانگی آشکار بر مبنای مفهوم فرموله شده -آزادی اخلاقی- است که طبق آن -تبعیت از قانون- آزادی‌ست- و -آزاد بودن- در تعریف مفهومی قرارداد اجتماعی به معنای -تبعیت از اراده عمومی- است. هر فرد وجود اخلاقی‌اش را به منظور شرکت در تشکیل اجتماع از دست می‌دهد.

علت نگرشی غیرعقلانی در نوجوانان از دیدگاه روسو

با این وجود فرضیه‌ای دیگر مطرح است که در آن روسو استدلال می‌کند که هر فرد می‌تواند اراده‌ای ویژه مخالف یا متفاوت از اراده عمومی که به عنوان شهروند دارد داشته باشد. نظر روسو این است که بهتر است برای نوجوان از واژه‌هایی که بزرگسالان درباره اخلاق به کار می‌برند خودداری کرد. این یادآوری کاربردی عمومی دارد و می‌تواند به شکل یک اصل درآید: فایده‌ای ندارد که به نوجوان لغات و علامت‌هایی که هیچ‌گونه مفهومی برایش ندارند را بیاموزیم. روسو مفهوم زبانی جالبی را به کار می‌گیرد. در صورتی که ایده‌ای از اشیاء نداشته باشیم چگونه لغات می‌توانند خودشان ایده‌های ذهنی به وجود آورند؟ لغات در واقع علاماتی هستند که به اشیاء و یا ایده‌ها مربوط می‌شوند. برای یک نوجوان واژه‌ها می‌توانند جهت طرح اشیاء در غیابشان به کار روند درحالی که اگر این واژه‌ها صرفا ایده‌ها را نشان دهند- همانند مفاهیم اخلاقی- به دنیای واقعیت مربوط نخواهند بود بلکه دنیایی ذهنی را مجسم می‌کنند که هنور دنیای نوجوان نیست. نتیجه‌ای که روسو می‌گیرد آن است که برای تغییر ندادن ماهیت ذهنیت‌هایی که نوجوان درباره اخلاق دارد- ایده‌آل آن است که شناخت او را به تجربیات حسی محدود کنیم. با توجه به این اصل که تربیت باید ریتم طبیعی نوجوان را حفظ کند- روسو پیشنهاد می‌کند که جریان یادگیری او را نباید با تعجیل از طرف بزرگسالان شتاب داد. اگر این اصل رعایت نشود در نوجوان نگرشی غیرعقلانی و تغییر شکل یافته از اخلاق ایجاد خواهد شد. بعد از نشان دادن خطراتی که در تربیت نوجوان در به کارگیری لغات اخلاقی قبل از آن که وی قادر به درک آنها باشد وجود دارد- روسو از آن نتیجه می‌گیرد که ذهنیت‌های نوجوان به داده‌های حسی محدود می‌شود. عقل در فرایند گسترش روانی فرد به دو صورت شکل می‌گیرد: نخست -عقل حسی-ست که ابتدایی‌ترین می‌باشد و جوهره -عقل ذهنی- را شکل می‌دهد. عقل حسی از نظر زمانی پیش از عقل ذهنی‌ست. تربیت مناسب عقل حسی باید گسترش عقل ذهنی را ممکن کند. اصلی که در اینجا نیز پروژه تربیتی را حرکت می‌دهد رعایت کردن ترتیب طبیعی‌ست که با عقل حسی شروع می‌شود.

 

منبع :

اسلامخواه

سلامت 118

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

مهاباراتا

مهاباراتا – Mahabharata

مهاباراتا یا مهابهاراتا سروده‌ای حماسی از سده پنجم یا ششم پیش از میلاد به زبان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + دو =