خانه / فلسفه / ادموند برک – Edmund Burke

ادموند برک – Edmund Burke

ادموند برک
ادموند برک

ادموند برک – سیاست‌مدار- نظریه‌پرداز فلسفه سیاسی و سخنور ایرلندی بود- برک عضو حزب ویگ و نماینده پارلمان بریتانیا از ۱۷۶۵ تا پایان عمر بود

ادموند برک -‏Edmund Burk‏- اندیشمند و نظریه‌ پرداز ایرلندی است که بسیاری از نظریات و دیدگاه‌های خود را صرف کشور انگلستان نموده است. اقدامات استعماری و سلطه ‌جویانه انگلستان که معاصر با دوران حیات برک بوده است- او را وادار به نگارش رساله‌ مشروطیت نموده است. وی در این کتاب- نظرات سیاسی و چارچوب نظری مربوط به نحوه حاکمیت در جوامع را بیان داشته است. ‏
با این حال ادموند برک اصول و روش خاصی را به طور آشکار- رسمی یا نظام یافته مشخص نکرده که پنداشت وی از دولت بر آن استوار باشد. بسیاری از تحلیل‌ها و اصولی را که دانشمندان و فیلسوفان در روش ‌شناسی خاص خود از آن استفاده نموده‌اند- در فلسفه و دیدگاه برک دیده نمی‌شود. با این حال- با دقت نظر در چارچوب نظری او- می‌توان در مسایل واقعی سیاست- رویکرد و روشی را مشخص و مستنتج نمود. رویکردهای وی تا حد زیادی با اندیشه‌ های اجتماعی و سیاسی حاکم بر دوران وی سنخیت ندارد. در واقع جریانات ذهنی برک برخلاف جهات مسلط اندیشه و احساس عصر او حرکت داشت. ‏
زندگینامه و عقاید‏ ادموند برک

ادموند برک در سال 1729 میلادی در دوبلین ایرلند به دنیا آمد- پدر او وکیل دادگستری بود و خانواده‌اش از طبقات متوسط جامعه بودند.در سال 1743 وارد دانشگاه ترینیتی در دوبلین شد- اما روش تدریس سنتی و نوع آموزش در دانشگاه را ناکارآمد و فاقد فایده می دانست- لذا خود به مطالعه برخی کتب و آثار مورد علاقه خود می پرداخت تا اطلاعات و آگاهی خود را از مسایل علمی زیاد نماید. زمانی که از این دانشگاه فارغ ‌التحصیل شد- برای ادامه تحصیل در رشته حقوق- به انگلستان رفت.

 

برای ادامه کار در سال ۱۷۵۰ به لندن سفر کرد- تا شانس و سرنوشت خود را در این سرزمین بیازماید. در لندن به کار حقوق پرداخت- اما از آن‌جایی که این کار با طبع و انگیزه‌ های او سازگار نبود- بعد از مدتی- به کار ادبیات و نگارش مشغول شد. در این رشته کتابی با نام -شریفان و زیبایان- را نوشت. اما این کتاب چندان که برک انتظارش را داشت- معروفیت و شهرت نیافت. او موقعیت خانواده‌ ای و ثروت فراوان نداشت که او را در حیات اجتماعی و سیاسی‌اش یاری نماید- ولی با این حال توانست جایگاه سیاسی خوبی را در جامعه به دست آورد. از این رو در سال ۱۷۶۵ که وارد پارلمان شد- هنوز بسیار گمنام بود. او یک عضو مخالف در پارلمان انگلستان و نسبت به تفکرات عمومی جامعه‌اش بود.‏
حمله دموند برک به فساد و عدم لیاقت در حکومت استعماری انگلستان در هلند در خور اهمیت است و همچنین موضوع مهم دیگری که برک به آن پرداخته است- اداره امور در آمریکا بود. مسایل مربوط به مستعمرات که در طول سال‌ها بر وخامت افزوده می‌شد- ادموند برک را واداشت که به بررسی سیاسی این مسیله بپردازد. او ظلم و ستم در آمریکا را مانند انگلستان- تحلیل می‌نمود و ناشایستگی‌ها و بلاهت را در کار مسیولان آن می‌دید. او ضمن حملات خود به حکومت آمریکا پایه و اساسی را برای یک سیاست استعماری درست بنیاد می‌نهاد. ‏
تلاش‌ها و سخنرانی‌ هی ادموند برک برای مبارزه با این ظلم و بیداد‌ها- چندان که انتظارش را داشت- راه به جایی نبرد. دیگر هیچ نقطه‌ای در انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی- انگیزه و شوقی در او ایجاد نمی‌نمود. او از ابتدا بر انقلاب کبیر فرانسه با شکاکیت می‌نگریست- ولی آن آزادی را که هدف انقلابیون بود و آن سان برای انگلیسی‌ها جذابیت داشت- در نظر او فقط تصویر مسخره یک آزادی حقیقی بود. در نظر او وعده‌ های آزادی که از سوی کشورهای استعماری داده می‌شود- فقط یک افسار گسیختگی بود که به سوی مبتذل ترین استبدادها پیش می‌رفت. ‏
در واقع این انقلاب در نظر ادموند برک- نوعی پدیده‌ اجتماعی غیر منطقی قلمداد می‌شد. در چنین اوضاعی- او گرفتار تندتازی‌های احساسی و افراط‌گری‌های مخالف آمیز شده بود- این امر- برک را همچون یک محافظه ‌کار سیاسی جلوه می‌داد. اگر او این چنین به انقلاب نزدیک نبود- اگر مشروطیت محبوب او بدین گونه در بوته فطری نزدیک قرار نداشت- این نکته را در می‌یافت که اختلاف اصلی او با انقلابیون چندان بر سر هدف‌ ها نبود- بلکه بیشتر بر سر راه‌ها بود. ‏
از این‌رو می‌توان گفت که ادموند برک مخالف آزادی نبود- بلکه روش و تلاشی که برای رسیدن به آزادی انجام می‌گرفت- مورد توجه او بود. نهادها وسازمان ‌هایی که می‌توانست فرد را به آزادی برساند و هدف‌های مشابه آزادی چون امنیت- صلح و آرامش و رفاه نیز به نوبه خود توجه برک را به خود جلب کرد. از دید او هر گونه تلاش سیاسی بدون برنامه‌ریزی شده و خیال ‌انگیز- نمی‌تواند حاصلی جز فاجعه و مصیب در پی داشته باشد.‏

 

مشروطیت

برک دستگاه حکومت را هم مرعوب و هم خوار و ذلیل می‌داند. قوانین فاقد آن وجهه احترام آمیز و توجه برانگیز هستند- بی‌اثری آنها مایه تمسخر است و اجبار و وادار سازی آنها موجب نفرت. هنگامی که نارضایی های عمومی بسیار رواج یافت- به خوبی می‌توان تاکید و تصدیق کرد که به طور کلی نوعی نارسایی و کاستی در اساس مشروطیت- یا در عملکرد حکومت وجود دارد. ‏
ادموند برک سیاست و اقتصاد دوران خویش را دچار آشفتگی و از هم پاشیدگی می‌داند. از دید وی باید اصلاحات اساسی در اجتماع انجام گیرد. او نقش آگاهی و بیداری مردم را در مسیله اصلاحات سیاسی دارای نقش اساسی می‌داند. اصلاحاتی که از طریق پارلمان و نظام سلطنتی و حکومتی انجام می‌شود. مردم باید از تحولات سیاسی و اجتماعی حاکم بر کشور خود و دیگر جوامع آگاهی داشته باشند- تا از نفوذ قدرت‌های استعماری جلوگیری نمایند.‏
ادموند برک قدرت پادشاه را که به صورت اختیارات تشریفاتی مقام سلطنت می‌باشد- با نیرویی تحت نام نفوذ- دارای رشد تازه یافته می‌داند که بخشی از قدرت خود را به مجلس و پارلمان تفویض کرده است. او اصلاحاتی را در باب دوران و نوع پارلمان انگلستان ارایه می‌دهد که از دید وی راه‌حل بسیاری از مشکلات روزگار وی است- اما با این حال هرگز جنبه عملی به خود پیدا نکرد.‏

 

نقد

‏ به نظر می‌آید دیدگاه سیاسی برک تا حد زیادی ناشی از موقعیت و جایگاه وی در پارلمان و در مسایل سیاسی بوده است- تا اینکه از واقعیات تلخ روزگار و جامعه وی الهام گرفته باشد. از این رو در نوشته ‌های وی به سختی می‌توان اصول و روشی را یافت که بتوان با آن- دیدگاه و رویکرد نظری وی را بازشناخت. برک همواره به عنوان یکی از اعضای پارلمان سخن گفته است و سعی نموده که این گفته‌ها خدشه‌ای به موقعیت سیاسی و اجتماعی او وارد نسازد. به همین دلیل به شدت فردی محافظه ‌کار به نظر می‌رسد. علاوه بر آن نظریات وی فقط مشتمل بر جامعه انگلستان و اوضاع سیاسی آن بوده است و حتی به عصر و روزگاری دیگر از این کشور نمی‌توان تعمیم داد- چه رسد به اجتماع و سرزمینی دیگر.

 

مرگ ادموند برک

ادموند برک در سال 1797 دیده از جهان فرو بست.

مطلب پیشنهادی

عبدالجواد فلاطوری

عبدالجواد فلاطوری – Abdoldjavad Falaturi

عبدالجواد فلاطوری پژوهشگر ایرانی حوزه فلسفه بود- وی بنیان‌گذار کتابخانه شیعی در دانشگاه کلن آلمان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × پنج =