خانه / ادبیات / ادبیات فرانسه – French literature

ادبیات فرانسه – French literature

ادبیات فرانسه
ادبیات فرانسه

ادبیات فرانسه در حقیقت مجموعه ای از آثار نگاشته شده توسط نویسندگان با ملیت فرانسوی و یا فرانسه زبان است – ادبیات نویسنده های کشور های دیگر که به زبان فرانسه نوشته شده است مانند کشور های بلژیک – سویس – کانادا – سنگال – الجزایر و مراکش نیز به ادبیات فرانکوفون مشهور است

تاریخچه پیدایش ادبیات فرانسه به قرون وسطی باز می گردد و تا امروز ادامه یافته است. در ابتدای قرن ۱۷ -انوره اورفه- با کتاب خود -آستره- به شهرت جهانی رسید. -آستره- در برگیرنده حوادث و جریان های زندگی روزمره بود و بخش هایی از آن نیز به شرح حال نویسنده اختصاص داشت. این کتاب یکی از بارز ترین آثار این قرن به حساب می آید که بر روی تیاتر و به ویژه تیاتر -مولیر- اپرا و ذهنیت قرن تاثیر به سزایی گذاشته است .

 

ادبیات فرانسه در قرن ۱۷ شاهد پیدایش دو جریان بزرگ ادبی یعنی –کلاسیسیم– و –باروک– بود. این دو جریان در عین حال کامل کننده و در رقابت با یکدیگر بودند- از آن جهت که کلاسیسیم بعد از باروک به وجود آمد و بسیاری از قوانین و ارزش های این مکتب را زیر سوال برد و همچنین نویسندگان بزرگی از جمله -پیر کرنی- از هر دو جریان ادبی تاثیر پذیرفته و تاثیر هر یک از این جریان ها در آثارشان آشکار است. نویسندگان معروف این قرن عبارتند از: -کرنی- -راسین-مولیر- -پاسکال- -لافونتن- -مادام دو لافایت- و … از منظر ادبیات قرن ۱۷ با پایان یافتن سلطنت -لویی چهاردهم- و قرن ۱۸ نیز با انقلاب کبیر فرانسه به اتمام رسید. قرن ۱۸ در فرانسه به –عصر روشنگری– معروف است. در این قرن فرانسه شاهد رشد فلاسفه بزرگ و تاثیر آنها بر روی جامعه و به ویژه ادبیات بوده است. در این قرن خرد گرایی -دکارت- بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و می توان گفت که فلاسفه بعد از -دکارت- به نوعی شاگردان و ادامه دهنده ی راه وی بوده اند. در قرن ۱۸ اولین دایره المعارف فرانسوی که در برگیرنده ی تمامی علوم روز بود توسط -دیدرو- به رشته ی تحریر درآمد.

نویسندگان شاخص این قرن عبارتند از -ولتر- -دیدرو- -مونتسکیو- -ژان ژک روسو-.

 

ادبیات قرن ۱۹فرانسه را می توان به نوعی بارزترین دوره ی ادبیات این کشور به واسطه تعدد آثار منتشر شده و جریان ها و مکتب های ادبی به وجود آمده در آن بر شمرد. در اوایل قرن شاهد پیدایش مکتب-رمانتیسم– و نویسندگانی از جمله -شاتو بریان- و -ویکتور هوگو- هستیم. پس از آن مکتب –ریالیسم– با نویسندگان بزرگی چون -استاندال- -بالزاک- -گوستاو فلوبر- به عرصه ظهور رسید. در مقابل مکتب -ریالیسم- مکتب ناتورالیسم با نویسندگانی چون – امیل زولا – قد علم برداشت. در پایان قرن نیز شاهد به اوج رسیدن مکتب سمبولیسم: با نویسندگانی از جمله: -بودلر- -مالارمه- -ورلن- هستیم- مکتبی که به معنای پنهان کلمات اهمیت زیادی می نهاد. شایان ذکر است که مکتب های ادبی که پس از یکدیگر به وجود می آمدند و اصول و ارزش های مکتب قبل را زیر سوال می بردند باعث از بین رفتن مکتب قبلی نشده و آن مکتب همچنان به حیات خود ادامه می داد.

 

ادبیات فرانسه در قرن ۲۰ از بحران های تاریخی- سیاسی- اخلاقی و هنری گوناگون تاثیر پذیرفته است. یکی از مکتب های ادبی مهم این قرن -سوریالیسم- است که در حقیقت نوعی دگرگونی در حوزه ی شعر به شمار می آید. از نویسندگان این مکتب می توان -پل الوار- و -آندره بروتون- را نام برد. مکتب دیگر ادبی این قرن –اگزیستانسیالیسم– است که از پیشروان آن می توان به -ژان پل سارتر- اشاره کرد. از دیگر نویسندگان معروف این قرن می توان-لویی فردینان سلین- را بر شمرد که در شیوه روایت داستان نوعی دگرگونی پدید آورد و زبان نوشتار را به زبان کوچه و بازار نزدیک کرد. همچنین شاهد پیدایش -رمان نو- با – الن رب گریه- هستیم. این سبک در ابتدا بسیار مورد توجه قرار نگرفت- اما بعد ها نویسندگان بسیاری از جمله -ژان اشنوز- و -دوراس- از آن تاثیر پذیرفتند. پس از آن شاهد پیدایش -تیاتر پوچ گرایانه- با سردمدارانی از جمله – بکت- و -یونسکو- هستیم. می توان گفت که پس از -رمان نو- مکتب ادبی به معنای خاص کلمه شکل نگرفت و بیشتر سبک ها و جریان های به وجود آمده بیشتر به عنوان یک مجموعه ایده قلمداد می شدند.

 

منبع : 

دکتر فرحناک

مطلب پیشنهادی

هرمز میلانیان

هرمز میلانیان – Hormoz Milanian

هرمز میلانیان زبان‌شناس ایرانی و استاد زبانشناسی دانشگاه تهران بود- میلانیان تحصیلات خود را در …

یک دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − پنج =