خانه / ادبیات / سبک های ادبی و هنری / احمد عالی – Ahmad Aali

احمد عالی – Ahmad Aali

احمد عالی
احمد عالی

احمد عالی هنرمند- عکاس و نقاش اهل ایران و فارغ‌التحصیل هنرستان نقاشی کمال الملک در ۱۳۳۶ است- آثار او در مجموعه‌ها و کلکسیون‌های خصوصی و عمومی متعددی همچون موزه بریتانیا و موزه لاکما نگهداری می‌شود- احمد عالی را هنرمندی تجربه‌گرا- کمال‌گرا- اندیشه‌محور- مسلط به ابزار کار- دقیق و ظریف در اجرا- شوخ و درعین‌حال جدی دانسته‌اند

زندگی احمد عالی

احمد عالی به سال ۱۳۱۴ هجری‌شمسی در تبریز- خیابان حافظ- در محله خیابان -سر راه محله مارالان– و در خانه‌ای با معماری قدیمی متولد شد. خانه‌ای نسبتا بزرگ- که اندرونی و بیرونی داشت و حیاطی پر درخت.
پدربزرگ ناتنی که در واقع عموی پدر بود- مرد خانواده و سرپرست و ولی سه بازمانده از پدر -این سرپرست در ۱۰ سالگی احمد فوت می‌کند– مردی اهل کتاب- که مطالعات فقهی داشت و مورد اعتماد و احترام مردم بود. آمد و رفت همیشگی مردم- صمیمیت و احترامی که جاری بود- بخصوص تابستان‌ها که در غروب- حیاط بیرونی آب‌پاشی می‌شد- و تخت چوبی کنار باغچه با گلدان‌های شمعدانی دور حوض و گلکاری‌های منظم و آرایش‌شده- محل پذیرایی و حضور آشکار میهمانان بود- برای احمد خاطرات خوابگونه از آن سال‌ها است.

دوران ابتدایی را در مدرسه کمال سپری کرد و با وجود نظم و دقتی که در همه امور داشت- مهارت نهفته‌اش در نقاشی بروز یافت و سبب توجه ویژه اولیای مدرسه شد. به واسطه تشویق‌های مکرر اعتماد به‌نفس پیدا کرد و از این رو در دوران ابتدایی موفق شد از عکس‌ها کپی تهیه نماید که این امر حیرت همه را برانگیخت.
سال‌های دبیرستان آغاز آشنایی وی با رنگ روغن بود و همزمان به اساتید برجسته‌ای چون علی‌اکبر یاسمی و وارطان واهرامیان معطوف گردید و با اتمام کلاس سوم به تحصیل در رشته نقاشی در هنرستان هنرهای تجسمی مشغول گردید و مدت ۴ سال از عمرش را به فراگیری شیوه‌های نقاشی سپری کرد.
در سال ۱۳۳۷ هجری‌شمسی با پایان یافتن دوران هنرستان در شرکت نساجی تهران به طراحی پارچه پرداخت و مدتی نیز در آتلیه رسام عرب‌زاده فعالیت نمود. چندی نگذشت که به‌عنوان طراح به استخدام وزارت کار و امور اجتماعی درآمد ضمن آنکه در مجلات هنری نیز فعالیت می‌کرد.

-احمد عالی- را هنرمندی تجربه‌گرا- کمال‌گرا- اندیشه‌محور- مسلط به ابزار کار- دقیق و ظریف در اجرا- شوخ و درعین‌حال جدی دانسته‌اند. هنرمندی که از همان ابتدای فعالیت هنری‌اش با جریانات غالب هنری ایران فاصله داشته و با مجموعه‌ی بزرگی از نوآوری‌ها در کارنامه‌ی هنری خود- گاه در مقابل معیارهای غالب هنری زمان خود ایستاده- آنها را شکسته یا نادیده انگاشته است.
در دهه‌های چهل و پنجاه یعنی در زمان اقبال فراوان به کارهایی به‌غایت تزیینی- به‌قول -کاوه گلستان- احمد عالی تنها عکاس و عکاسی تنها بود. عالی با حفظ فاصله با نقاشان آن دوران و ادای دین به عکاسی در نقاشی‌هایش هرگز جریانی هنری را شکل نداده یا جزیی از جریان هنری به‌خصوصی نبوده ولی حضور کارهای او و تاثیر آنها را در هنر معاصر ایران نمی‌توان نادیده گرفت. از نقاشی‌های هایپرریالیستی و فتوریالیستی گرفته تا اولین تجارب نوگرایانه در چاپ سیلک‌اسکرین- از اولین عکس‌های تبلیغاتی گرفته تا اولین عکس‌های پرتره‌ی نقاشان ایرانی … او بدون اغراق خیلی از -اولین-‌هاست. این ادعا تا آنجا پیش می‌رود که می‌گویند او نقاشی‌های هایپرریالیستی را همزمان با نقاشان این سبک درآمریکا- که درواقع نقطه‌ی شروع هایپرریالیسم از آنجاست- آغاز کرده و این موضوع به‌تازگی دست‌اندرکاران موزه‌ی هنرهای مدرن نیویورک را به احمد عالی و نمایش کاری از او در نمایشگاه هنرمندان هایپرریالیست به‌شدت علاقمند کرده است. او حتی در دهه‌ی چهل تجربیاتی در زمینه‌ی هنر مفهومی از خود ارایه داده است- از جمله می‌توان به خودنگاره‌ای اشاره کرد که در آن یک لوله بخاری منتهی به یک بخاری قدیمی نفت‌سوز را وارد حلق خود کرده است.

با در نظر گرفتن همه‌ی اینها- احمد عالی موقعیتی خاص و منحصربه‌فرد در عکاسی و نقاشی ایران پیدا می‌کند- همان‌طور که -شهریار توکلی- در مقدمه‌ی کتاب عالی می‌نویسد: -احمد عالی شخصیتی نه دوران‌ساز که تاریخ‌ساز است. برای مثال عکس‌های او از انقلاب اسلامی با تمام عکس‌های عکاسان دیگر از انقلاب تفاوتی فاحش دارد. در‌زمانی‌که هر هنرمندی سعی در ثبت مستندگونه‌ی وقایع انقلاب داشت نگاه عالی- در بخشی از عکس‌هایش از وقایع انقلاب- به‌شدت رویکرد فرمالیستی دارد و درعین‌حال سرشار از طنزی است که در بیشتر کارهای احمد عالی می‌بینیم- که خود به تفاوت نگاه این هنرمند با دیگران صحه می‌گذارد. آن تصویرهای قرینه‌سازی‌شده از انقلابیون چیزی جز فرم نبوده و حاوی هیچ پیام یا شعار سیاسی نیستند و درمقام تابلو نقاشی آبستره‌ی تمام‌عیاری به چشم می‌آیند و فقط‌و‌فقط می‌توانند متعلق به خود عالی باشند و نه هیچ‌کس دیگر.

حضور عکاسی در نقاشی‌های احمد عالی- و توانایی و چیره‌دستی او در هر دو اینها- آن‌قدر پررنگ است که تمایز قایل شدن میان احمد عالی عکاس و احمد عالی نقاش امری است ناممکن. او کارش را بعد از دوران هنرستان با عکاسی در یک دفتر تبلیغاتی آغاز می‌کند درحالی‌که تا ابتدای دهه‌ی چهل به نقاشی هم می‌پرداخته است. قسمتی از این نقاشی‌ها کپی‌سازی از کارهای نقاشان معروف و به‌قصد فروش و امرار معاش بوده و قسمت دیگر به قصد حضور در جریانات هنری کشور در آن زمان. برای مدتی طولانی و حدود پانزده سال نقاشی را به‌نوعی کنار می‌گذارد و به عکاسی می‌پردازد. یک سال قبل از انقلاب از او برای شرکت در نمایشگاه نقاشی پرتره در تالار قندریز دعوت می‌شود. عالی خودش درباره‌ی این نمایشگاه می‌گوید: -آنها هنوز هم که هنوز است عکاسی را به عنوان هنر قبول ندارند. بدین ترتیب من نقاشی کشیدم تا از این طریق عکاس بودنم را مطرح کرده باشم و در جمعشان از عکاسی دفاع کنم. خودنگاره‌ی احمد عالی انگار که پا در یک کفش می‌کند تا با چاشنی طنزی ظریف و طعنه‌زننده- حضور خودش را در سمت عکاس در یک نمایشگاه نقاشی به‌ رخ بکشد. انگار که جلو دوربین دراز کشیده و فیگور گرفته باشد و به‌قول تورج حمیدیان -در لمیدنی مقتدرانه بر هره‌ی دیوار خیابانی که اعلان‌ها و دیوارنگاره‌های معمولی بر آن نقش بسته- گویی به دوربین عکاسی می‌نگرد. ترکیب‌بندی این خودنگاره هم به‌تمامی از قوانین ترکیب‌بندی در عکاسی پیروی می‌کند و فراتر از این- با گنجاندن نگاتیو قندریز نقاش در کار- که اتفاقا نقاشی هم در سالنی ‌هم‌نامِ او نمایش داده می‌شود- روی آنچه می‌خواهد اصرار می‌ورزد.

این مطرح کردن خود در مقام عکاس البته که آشکارا در همه‌ی نقاشی‌های احمد عالی و با دربر داشتن عناصر عکاسانه‌ی داخل آن نقاشی‌ها -رول بازشده‌ی فیلم افتاده روی زمین و پرتره‌ی -بهمن محصص- و نگاتیو پرتره‌ی -منصور قندریز- روی دیوار در نقاشی‌های خودنگاره‌اش- چهره‌ی -مینا نوری- در قالب عکسی سیاه‌وسفید و البته عکس رادیولوژی در دستان دکتر -کاظم عباسیون- پزشک جراحش همراه با تکه نگاتیوی که در پایین تصویر با نام هنرمند روی آن با برچسبی به دیوار چسبانده شده و غیره- حضور همیشگی دارد.
در سال‌های پس از پیروزی انقلاب مجبور به فاصله گرفتن از عکاسی می‌شود و باز نقاشی را ازسر می‌گیرد. پرتره‌ی مینا نوری همسرش مربوط به همین سال‌هاست. او درباره‌ی این دسته از نقاشی‌هایش آشکارا اذعان دارد که سعی کرده کارها به‌گونه‌ای باشد که نشان دهد او عکاس است. بنا به شرایطی اجتناب‌ناپذیر- که بعد از انقلاب پیش می‌آید- حتی تعدادی از عکس‌های خودش را برای زمینه انتخاب می‌کند و روی آنها نقاشی می‌کشد.

 

احمد عالی
احمد عالی

احمد عالی مخاطبش را راحت رها نمی‌کند و از او می‌خواهد که به آثارش فکر کند. درباره‌ی عکس‌هایش اذعان می‌کند که عکاسانی برایش جذابیت دارند که در کارهایشان در مقام هنرمند ردپایی از تفکر به چشم بخورد. او همان میزان که به متفکرانه عکس گرفتن و نقاشی کردن معتقد است به همان میزان اصرار دارد که مخاطب را در این عرصه وارد گود کند تا بیندیشد: -این تفکر در فرازی دوسویه عمل می‌کند- یعنی فرستنده و گیرنده در نقطه‌ای به‌هم می‌رسند.–4- کاوه گلستان درباره‌ی نقشِ اندیشه در آثار عالی می‌گوید: -احمد عالی به‌تنهایی دیواره‌های محدودکننده‌ی تفکرات کم‌ارزش موجود در زمینه‌ی هنرهای تصویری و مخصوصا عکاسی را فروریخت و با موفقیت خود پایه‌گذار روحیه‌ای آزاد و رهایی‌بخش در هنرهای تصویری ایران امروز شد. طیف وسیع تجربیات- کندوکاوها- یا به‌قول خودش -بازی-‌های او- تمام دربرگیرنده‌ی آنچه بود که خود از ابتدا همت به تولید آن کرده بود: تفکر.-

طنز نهفته در فضای جدی کارهای احمد عالی ناب و بی‌همتاست و اتفاقا همین طنز هم از سر اصرار او بر وادار کردن مخاطب اثرش به تفکر است. احمد عالی دنیای واقعی را مانند همه‌ی هایپرریالیست‌ها به‌شدت جدی می‌انگارد- آن‌قدر جدی که در نقاشی‌های او حتی ما با دنیای واقعی‌تری مواجه می‌شویم- او در تلاش است تا جهان بیرون را واقعی‌تر و شاید بتوان گفت تلخ‌تر منعکس کند که البته این تلخی همان واقعیت ناب موجود در زیرلایه‌های اثر اوست اما درعین‌حال متبحرانه کاری می‌کند که با دیدن این تلخی شاید لبخندی از همان جنس تلخ بر لب داشته باشیم. می‌توان گفت عالی با این نوع بیان هنری خود در کارهایش به این واقعیت تلخ دهن‌کجی می‌کند. نقاشی‌های احمد عالی درحالی بر هویت خود هنرمند تاکید می‌ورزند که وانمود می‌کنند نمی‌خواهند هویتی را نمایان کنند. او در تلاش است واقعیت را تاآنجاکه می‌تواند تحریف‌نشده منتقل کند اما درعین‌حال از مستندنگاری به‌ جد پرهیز می‌کند و با این نوع تولید اثر هنری- مانند همه‌ی هایپرریالیست‌ها- هنر مدرن را نکوهش می‌کند. اگر هایپرریالیسم را نوعی -شورش زیبایی‌شناسانه- قلمداد کنیم- راحت‌تر می‌توانیم درک کنیم که چرا احمد عالی هایپرریالیسم را برمی‌گزیند.
احمد عالی در یکی از خودنگاره‌هایش دست‌به‌کمر و به‌نوعی طلبکار و با اخم انگار که رو به یک دوربین ایستاده- درحالی‌که دور گردن و روی سینه‌اش چندین مدال افتخار وجود دارد. با دقت در جزییات مدال‌ها- کلماتی مثل -تشویق- -قدردانی- و -بورس- به چشم می‌خورد. درون یکی از مدال‌ها که شبیه یک دوریالی است نوشته شده: -تامین مواجب- بالا نگه داشته شده است. جالب اینجاست که احمد عالی این خودنگاره را با گذشت زمان- و با تغییر چهره‌ی حقیقی خود- تغییر داده و پیرترکرده است. پرتره حالا سبیل دارد و موهایش گندمگون است و هنوز با اخم و دست‌به‌کمر ایستاده و درحالی‌که به ما نگاه می‌کند- مدال‌های افتخار بر سینه‌اش می‌درخشند!

سوابق تدریس

احمد عالی در سالهای پیش از انقلاب در مدرسه عالی صدا و سیما و همچنین دانشکده صدا و سیما به تدریس هنر عکاسی پرداخته‌است.

مدرسه عالی تلویزیون و سینما- تهران- ایران از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۲
دانشکده صدا و سیما- تهران- ایران از ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹
برگزاری چند برنامه تلویزیونی در ارتباط با نقد و بررسی عکس و عکاسی تا سال ۱۳۵۶

تالیفات

دو کتاب از مجموعه آثار هنرمند در ایران به چاپ رسیده‌است.

کتاب – عالی – گزیده آثار نقاشی و عکاسی از ۱۳۴۰ تا ۱۳۸۸- نشر نظر- چاپ اول: ۱۳۸۹
کتاب – جناب عالی – گزیده‌ای از نقاشی‌ها و عکس‌های احمد عالی از ۱۳۳۲ تا ۱۳۹۳- نشر نظر- چاپ اول: ۱۳۹۵
منتشر شده درباره هنرمند

نظریه پرداز عکاسی

احمد عالی از اولین عکاسانِ ایرانی است که عکاسی را به عنوان هنر به جامعه هنرهای تجسمی ایران معرفی کرد. تا پیش از او عکاسی ماهیت غیر هنری در ایران داشت و محدود به مستند نگاری- عکاسی آتلیه ای و عکاسی تبلیغاتی بود. او در طی سالهای فعالیت خود نظریات خود در باب عکاسی را بارها در مصاحبه ها و کتابهایش عنوان کرده است که خلاصه ای از این نگاه و نظریه ها چنین است:

-الان که آرشیو کارهاى کرده ام را نگاه مى کنم- گزینه هایى را اولویت مى دهم که در کارهاى -کرده و ناکرده ى – امروزم ناخودآگاه شکل مى گیرند و تاریخ و زمانِ گذران- وصل مى شود به زمان حال. دغدغه من در ساختن یک تصویر یا یک عکس- نشان دادن زمان ایستا- در دراز مدت است. معنا و مفهومى که پایدار و ماندگار مى شود _ فکر مى کنم به یقین رساندن این مفهوم در مراجعه به بایگانى کارهاى انجام داده ام میسر باشد- چرا که نه ؟ این عمل با وضعیت جسمى کنونى ام هم بیشتر سازگار است. شاید هم در جهت -راکد – نماندن- نوعى بازى با تصویر باشد یا – زنگ تفریح – که در خروجى آن به تعاریف و مفاهیم تازه ترى رسیده باشم. به خودم مى گویم اگر هشیار باشى مى توانى گذشته و حال را چنان کنار هم قرار دهى که دیروز ها- حضور پر رنگتر از امروز داشته باشد!-

– دیدن و پیداکردن جزییات یکى از دلمشغولى هاى من بوده و هست- از این طریق خیلى آسان به کلیات رسیده ام. در بازنمایى آنچه را که دیده و انتخاب کرده ام در جایى لازم بوده دقت در نشان دادن جزییات حتى بیشتر از واقعیت عینى را در نظر بگیرم اینرا – خودخواسته و خودآگاه – در ساختن تصویر- نقاشى یا عکاسى به کار گرفته ام و این به آن معنا نبوده- هر چه را که دیده ام عینا بازسازى کنم – دخالت هایى را جایز دیده ام. تاکید و محوریت و نقطه عطف را درنظر گرفته ام این عمل در نقاشى هایم آسان صورت گرفته در عکاسى ام کمى مشکلتر بوده. داخل پرانتز بگویم- -اصولا حل مشکل همواره دلخواه من بوده – در نقاشى مى شود صورت مسیله را به راحتى تغییر داد اما در عکاسى این امکان به آسانى میسر نیست- دقت در انتخاب صحنه در کادرى معین با ترکیب و فرم هماهنگ با معنا و محتواى تصویر- دقت و حوصله ى زیادى لازم دارد – که باید آنرا هزینه کرد – اساس کارهاى تصویرى من بدین منوال ساخته شده-

-من- معتاد به مکاشفه در وسعت عمل عکاسى – به عنوان یک رسانه و یک مدیوم که گستردگى و عمل کرد آنرا در بیان واقعیت هاى دگرگون شده نشان مى دهد- هستم – بدین عبارت توان عکاسى را در نگرش به موضوع هاى ناگفته و نادیده را حتى المقدور در نظر گرفته ام. در این کشف و شهود هرگز فرم و ترکیب را جدا از محتوا ندانسته و از ارزش هاى مبانى هنرهاى تصویرى- در خروجى کارهایم بهره فراوان برده و مقدم بر همه ى ارزش هاى تصویرى- زیبایى شناختى را در اولویت قرار داده ام.-

– ببینید هر عکسى که گرفته مى شود تعلق به گذشته پیدا مى کند. این عکس گذشته را در زمان و مکانى معین ثابت و ماندگار مى سازد و این خاصیت- در طبیعت چیزى ست به نام عکاسى که نباید از آن غافل شد – نگاه کنید به عکس هاى خبرى- گزارشى- تمام عکس هاى مستند اجتماعى- تحقیقاتى- آزمایشگاهى- یادگارى و … که زمان گذشته در آنها معیارى است براى اطلاع رسانى- نتیجه گیرى- یادآورى و تجدید خاطره و …ثبت همه ى این مستندات با درنظرگرفتن زمانِ حال و گذشته صورت مى گیرد- الگو و شاخصى مى شود براى مقایسه ى نهایى و به اصطلاح امروزى – خروجى مسیله – که بار کاربردى آن در این مقوله تعیین کننده و بسیار کارآمد است. شکى در آن نیست که بدنه اصلى عکاسى و کار عکاسان در ژانر هاى گوناگون را این نوع کار استحکام بخشیده.

من در کارهاى غیر کاربردى ام همواره سعى کرده ام زمان را ساکن و ایستا نبینم- به همین دلیل از مستندکارى دورى جسته ام. براى اینکه توجه مخاطبِ کارهایم را جلب کنم با چیزهاى آشنا و روزمره ى آنها سرو کله زده ام و در رسیدن به یک انتزاع آرام آرام وارد معرکه شان کرده ام و این یک وقتى در کوتاه مدت- وقتى هم در دراز مدت تفهیم شده.-

– اوایل کار عکاسى ام در دیدگاه باز و کلى- جزییاتى را مى دیدم که به کلیت موضوع مربوط بود یا آنرا تکمیل و کمال مى بخشید – توجه کردن به حاشیه اتفاقات یا موضوع را مى گویم – در این رابطه به فضاهاى جدیدى مى رسیدم با جذابیت بیشتر از اصل موضوع- حالا اسمش عکاسى واقع گرایانه- مستندنگارى یا کُپى بردارى دقیق از واقعیت است یا نه- نمى دانم – خودم اسمى براى این کارها ندارم -.

براى نشان دادن آنچه را که انتخاب کرده ام لازم دیده ام دخالت هایى در عینیت آنها کرده باشم که از مستندنگارى دور باشد. گو اینکه نتیجه کار فیزیکى- مکانیکى و شیمیایى رسانه اى به نام عکاسى بى برو بَرگَرد مستندنگارى است. شما از هر چیزى که رویت مى شود بخواهید عکس بگیرید- لحظه اى از زمانِ در حال گذران را در کادرى معین- متوقف کرده اید و تصویر بدست آمده- عکسى است مستند و عنوان دیگرى هم نمى شود به آن تحمیل کرد حتى اگر این خروجى بدست آمده-

سفید یا سیاه محض باشد در همان کادرِ معین.زمانِ در حال گذران و حرکت نامریى آن برایم مسیله اى بود که در شروع کارم پیگیر آن شدم و در کنارهم گذاشتن چند تصویر در تداوم آنها به ارتباط ذهنى اى رسیدم با معنا و مفهومى دیگر در زمان و مکانى متغیر _ با تداوم- حرکت ذهنى و تصورِ مجازى _ در اینجا بود دریافتم که ذهن و تصور هم مى تواند حرکت را تداعى کند و مى توان با تمهیدات در انتخاب هایمان- خروجى و بازیافت را بر اساس مستندنگارى ى رازگونه و مستحیل نشان داد-

– در ویژگى هاى ذاتى عکاسى در دو مرحله عمل چیدن صورت مى گیرد. دفعه اول انتخاب کردن و جدا کردن تکه هایى از آنچه رویت مى شود. نوبت بعدى پردازش و عینیت بخشیدن به عناصر به دست آمده از نوبت اول است که به صورت تصویر درآمده _ وقتى که ما بخواهیم چند تا از این تصاویر را

کنار هم قرار دهیم- عمل چیدمان را انجام داده ایم که نمونه هایى در تاریخ عکاسى با نام گذارى فتومونتاژ- فتوکلاژ و … مطرح شده است. در این کارها معنابخشیدن به محتوا و همآهنگى فرم و ترکیب- باعث خلق کارهاى ماندگارى در رسانه عکاسى شده که قابل تامل است.

هرگز نتوانستم از این امکان چشم بپوشم و از این طریق با زبان عکاسى به عنوان هنر آشنا شدم. زبانى جهان شمول که الفباى آن احساس- حدس و گمان براى فرد فرد مردم جهان از طریق دیدن و تعمق کردن است.-

نمایش‌های انفرادی

نمایش خصوصی آثار در تبریز – شهریور ۱۳۳۵ -نمایشگاه نقاشی-
تالار فرهنگ- تهران- ایران – اردیبهشت -۱۹۶۳- ۱۳۴۲-نمایشگاه عکاسی-
تالار قندریز- تهران- ایران – اردیبهشت -۱۹۶۵- ۱۳۴۴-نمایشگاه عکاسی-
گالری بورگِز- تهران- ایران – اردیبهشت -۱۹۶۸- ۱۳۴۶-نمایشگاه عکاسی-
گالری سیحون- تهران- ایران – آبان – آذر ۱۳۴۷-نمایشگاه عکاسی-
کلوپ فرانسه- تهران- ایران – آبان -۱۹۷۰- ۱۳۴۹-نمایشگاه عکاسی-
نگارخانه برگ- تهران- ایران – خرداد -۱۹۹۷- ۱۳۷۶ – ۴۲ سال نگاه – مروری بر آثار عکاسی- نقاشی و گرافیک از ۱۳۳۳ تا ۱۳۷۵
نگارخانه آریا- تهران- ایران – مهر – آبان -۱۹۹۷- ۱۳۸۷ – مناظر شهری به روایت احمد عالی – -نمایشگاه عکاسی-
نگارخانه ماه مهر- تهران- ایران – مهر -۲۰۱۰- ۱۳۸۹ -نمایشگاه عکاسی همراه با رونمایی کتاب – عالی-
نگارخانه آران- تهران- ایران – بهمن ۱۳۹۱ – بازیافت – -نمایشگاه نقاشی-
نگارخانه امکان- تهران- ایران – آذر ۱۳۹۵ – خودنگاره‌های احمد عالی با G11 – -نمایشگاه عکاسی-

مطالب چاپ شده در مطبوعات قبل از انقلاب

مجله خوشه – ۴ اردیبهشت ١٣۴۵
روزنامه کیهان اینترنشنال – اول مه ١٩۶٧ نوشته: کریم امامى
ژورنال دو تهران – چهارم مه ١٩۶٧ نوشته: Nicole Van de Ven
تهران ژورنال – شماره ۴٢١٨ — ١٣۴٧/٨/٢٢
ژورنال دو تهران – شماره ٩٩۴۵ — ١٣۴٧/٨/٢٨ نوشته: Nicole Van de Ven
روزنامه اطلاعات – شنبه ٢ آذر ١٣۴٧
مجله بامشاد – آبان – آذر ١٣۴٧
ژورنال دو تهران – ١٣۴٨/١٠/١٣ نوشته: صفا حایرى
مجله تماشا – شماره مخصوص نوروز ١٣۵١
مجله تصویر – ١۶ بهمن ١٣۵١
مجله دنیاى جدید – شماره ٣٧٣
مجله امید ایران – شماره ٧٩٩
مجله تصویر – شماره ٩ — نوروز ١٣۵٢
مجله تصویر – ١٩ فروردین ١٣۵٣
روزنامه آیندگان – ١٣ بهمن ١٣۵۵
روزنامه آیندگان – ٢۵ بهمن ١٣۵۵
روزنامه آیندگان – ١٧ اردیبهشت ١٣۵۶

مطالب چاپ شده در مطبوعات پس از انقلاب

مجله عکس – شماره ١١ – اسفند ١٣۶٩ -مصاحبه-
مجله کلک – شماره ٨٣-٨٠ آبان – بهمن ١٣٧۵ -مصاحبه-
روزنامه همشهرى – شماره ١٢٨١ – ٢٧ خرداد ١٣٧۶
مجله مهر – ٢٧ خرداد ١٣٧۶
روزنامه سلام – شماره ١٧۴٨ – ٢٩ خرداد ١٣٧۶
روزنامه اخبار اقتصادى – شماره ۵٧٧ – تیر ١٣٧۶
روزنامه اخبار – شماره ۵٩٨ – ١۴ مرداد ١٣٧۶
هفته نامه روز هفتم – شماره ١٣٠ – ٢۴ مرداد ١٣٧۶
روزنامه ایران – شماره ٣٠٨٠
ماهنامه زمان – شماره ١٧ – شهریور ١٣٧۶
مجله معیار – شماره ٢١ – دى ١٣٧۶
نشریه هنرهاى تجسمى – شماره ٧ – مهر ١٣٧٧
نشریه حرفه: هنرمند – شماره ٣ – ١٣٨١
دو هفته نامه تندیس – شماره ٨٣ – مهر ١٣٨۵ -مصاحبه-
روزنامه اعتماد – ٩ آبان ١٣٨٧
نشریه حرفه: هنرمند – شماره ٢٧ – ١٣٨٧
دو هفته نامه تندیس – شماره ١٨۴- مهر ١٣٨٩

 

منبع :

aftabnetdaily.com

تبریز پدیا

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

سالار عقیلی

سالار عقیلی – Salar Aghili

سالار عقیلی خواننده موسیقی سنتی ایرانی و دانش‌آموخته هنرستان موسیقی سوره و نیز دارای مدرک …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 5 =