خانه / بزرگان تاریخ / ابن ماسویه – Masawaiyh

ابن ماسویه – Masawaiyh

ابن ماسویه
ابن ماسویه

ابن ماسویه با نام کامل ابوزکریا یوحنا بن ماسویه پزشک مسیحی نسطوری ایرانی یا آشوری‌تباری بود که به سریانی و عربی می‌نوشت- آثار کالبدشناسی و طبی زیادی به نام اوست- مخصوصا دغل‌العین- که قدیمی‌ترین رساله منظم چشم‌پزشکی موجود به زبان عربی است- و کتاب النوادر الطبیه که ترجمه لاتینی آن در قرون وسطی رواج زیادی داشت

زندگی ابن ماسویه

در شهر -جندی شاپور- در -خوزستان- به دنیا آمد. تاریخ دقیقی در مورد سال تولد او در دست نیست اما در حدود سالهای 163 تا 170 هجری قمری ذکر شده است. پدرش بزرگ خاندان ماسویه- -ماسویه اول- یا -ماسویه پدر- نام داشت که کنیه اش -ابویوحنا- بود. او داروساز بیمارستان -جندی شاپور- بود. یوحنا مسیحی و معتقد به مذهب -نسطوری- بود. -نستوری- یا -نسطوری- شاخه ‌ای از مسیحیت است که در تفاوت و تمایز با مسیحیت روم در اواسط سده‌ پنجم میلادی در -ایران- -آناتولی- و -بین ‌النهرین- رواج یافت. آنان حضرت مسیح را فرزند خدا نمی‌ دانستند.ابن ماسویه در نزد -جبرییل بن بختیشوع- پزشکی را آموخت و از بسیاری از پزشکان معاصر خود پیشی گرفت به طوریکه طبیب دربار خلافت عباسی بود. تبحر یوحنا در چشم پزشکی بود. او با بیشتر پزشکان برجسته‌ معاصر خود- همچون -جبرییل بن بختیشوع -سلمویه- و خانواده -طیفوری- اختلاف نظر داشت و حتی -حنین بن اسحاق- را که در نوجوانی شاگرد وی بود از خود راند اما بعدها با وی از در دوستی درآمد. یوحنا در دوران زندگی خود به تالیف و ترجمه کتب پزشکی پرداخت به طوریکه آثار به جای مانده از او از معتبرترین منابع پزشکی به شمار می رفت.

تحصیلات

یوحنا ابن ماسویه نزدیک 30 سال در بیمارستان -جندی شاپور- در -خوزستان- نزد -جبرییل- فرزند -بختیشوع- طبابت را آموخت. او در پزشکی به جایی رسید که -جبرییل- او را رییس شاگردانش کرد و در برخی موارد بخصوص در بیماری های چشم بر شاگردان -جبرییل- پیشی گرفت و در دربار -هارون الرشید- اعتبار و حقوق مناسبی هم تراز استادش- -جبرییل- پیدا کرد. بیمارستان -جندی شاپور- مرکز پزشکی آن روزگار بود و پزشکی در دنیای اسلام از -جندی شاپور- نشات گرفت. یوحنا به زبانهای عربی- سریانی و یونانی مسلط بود.

خدمت در حکومت عباسی

یوحنا در دوران خلافت -هارون الرشید- وارد دربار عباسیان شد و در خدمت -مامون- -معتصم- -واثق- بود و این همکاری تا زمان خلافت -متوکل- ادامه داشت.یوحنا در بغداد به چشم پزشکی پرداخت و بعد از درمان چشم خادم -فضل بن ربیع- از وزرای دربار خلافت عباسی و سپس خود -فضل- به دربار -هارون الرشید- راه یافت. -هارون الرشید- او را به ترجمه کتب پزشکی نگاشت. هنگامی که -هارون- شهرهای -عموریه- و -انقره- در -ترکیه- را فتح کرد- عده زیادی از کاتبان را در اختیار او گذاردند که به یادداشت برداری کتب بپردازند. یوحنا بسیاری از کتب طبی را ترجمه نمود.یوحنا در خدمت -مامون- خلیفه عباسی- مقام و منزلتی بسزا داشت تا آنجا که پزشک مخصوص او در -بغداد- و -سامرا- بود و از طرف -مامون- رییس -بیت الحکمه- شد. خلفای عباسی به ویژه -واثق- نهمین خلیفه عباسی- علاقه زیادی به او داشت. معروف است که خلفای عباسی هیچ غذایی را بدون حضور او نمی خوردند و یوحنا برای آنها در تابستان غذا و آشامیدنی های سرد و در زمستان غذاهای گرم و شربتهای مقوی تجویز می کرد.

تدریس

یوحنا در -بغداد- طب تدریس میکرد و به کار تالیف و ترجمه مشغول بود. یکی از شاگردانش به نام -حنین ‌بن ‌اسحاق– برجسته ‌ترین مترجم دوره‌ اسلامی به شمار می‌ آید که در ترجمه 4 کتاب از -جالینوس- از عربی به سریانی همکاری داشت.از دیگر شاگردان او می توان از -یوسف بن ابرهیم- -ابن حمدون بن عبدالصمد- -اسحاق بن ابراهیم- و -ابراهیم عیسی- نام برد.-یوسف ابن ابراهیم- می نویسد: -جلسات خانه یوحنا ابن ماسویه از مجلل ترین مجالس طبی بود که من در -دارالسلام- بزرگترین شهر -تانزانیا- در ساحل اقیانوس -هند- دیده بودم چنان که هیچ یک از مجالس متکلمین و فلاسفه به پای آن نمی رسید. در مجلس او حاذق ترین اطبا- علمای اخلاق و فلاسفه حضور بهم می رساندند. شهرت او در پزشکی پیش از همه اطبا -بغداد- بود.-

کالبدشکافی میمون

یوحنا به علم تشریح علاقه وافری داشت و چون نمی توانست جسد انسان را تشریح کند- میمونها را کالبدشکافی می کرد. -ابن ابی اصیبعه– پزشک می گوید: -در سال 221 هجری قمری- -جرجه ابن زکریا- معروف به -امیر نوبه- به -سامرا- آمد و میمون بزرگی را برای -معتصم- هدیه آورد. خلیفه آن میمون را برای نسل کشی نزد -یوحنا- فرستاد اما -یوحنا- از آن برای کالبدشکافی و نوشتن کتاب -التشریح- استفاده کرد.-

آثار ابن ماسویه

مورخین- 44 تا 50 کتاب را به یوحنا در پزشکی و علوم طبیعی نسبت داده اند. آثار او در کنار آثار -جالینوس- پزشک -یونان- باستان و -دیسکوریدوس– پزشک قرن اول میلادی از مهمترین مراجع در پزشکی می باشد. -ذکریای رازی- در تالیف کتاب -الحاوی- نزدیک به 1000 بار به آثار گوناگون ابن ‌ماسویه استناد کرده است حال آن ‌که به هیچ یک از پزشکان دوره‌ اسلامی تا این اندازه توجه نکرده است.ابن ماسویه در مورد بسیاری از بیماری‌ های مشهور به ویژه بیماری ‌های عصبی و روانی همچون -مالیخولیا– -سدر- و -دوار- -جذام- و … نوشته هایی داشته است که متاسفانه بسیاری از میان رفته ‌اند و تنها به واسطه‌ استنادهای -ذکریای رازی- در -الحاوی- می ‌توان به بخش ‌هایی از آن دسترسی داشت. پژوهشهای ابن ماسویه در زمینه‌ جنین شناسی نیز قابل توجه است. ابن ‌ماسویه افزون بر نوشتن رساله ‌های گوناگون در ترجمه‌ آثار پزشکان یونانی به عربی و سریانی نیز نقش داشت.کتاب -الحمیات- ابن ماسویه احتمالا کهن ‌ترین کتاب دوره‌ اسلامی درباره‌ طب است که نگاشته شده است و -پتروس– پزشک -اسپانیایی- آن را به لاتین ترجمه کرده است.-محنه الاطبا- از کهن‌ ترین آثار دوره‌ اسلامی درباره‌ آزمایش های پزشکان است که امروزه در دست نیست.کتاب -نوادر الطبیه- یا -الفصول الحکمیه- و -النوادر الطبیه- مشتمل بر 132 اندرز طبی- فلسفی و اخلاقی که به تقلید از کتاب -فصول- از -بقراط- و خطاب به -حنین به اسحاق- نوشته شده است. نسخه خطی این کتاب در کتابخانه های -مادرید- -قاهره- و … موجود است.کتاب -التشریح- اولین کتاب در زمینه تشریح است که نوشته شده و نسخه ای از آن در شهر -حلب- موجود است.یکی دیگر از تالیفات وی در زمینه حیوانات- کتاب -الحیوان- است که نسخه ای از آن به زبان لاتین در کتابخانه -بادلیان- -Bodleian– در دانشگاه -آکسفورد- در -انگلستان- موجود میباشد. -دغل العین- قدیمی ترین کتاب درسی در چشم پزشکی است- نسخه کامل این کتاب در کتابخانه -تیمور پاشا- در -قاهره- و دیگری در -لنینگراد- در کشور -روسیه- است.سایر کتب عبارتند از: البرهان در سی باب- الکمال والتمام- فی الاغذیه- فی الاشربه- فی الفصد و الحجامت- فی الجذام- الجواهر- الرجحان- الادویه المسهله- السموم وعلاجها- دفع مضار الاغذیه- فی دخول الحمام و منافعها و مضرتها- معرفه محنه الکحالین- مجسه العروق- الصوت و البحه- ماء الشعیر- مره السوداء- علاج النساء اللواتی لایحبلن- الجنین- النوادر الطبی- الابدال- الحیله البرء و …

ویژگی شخصیتی

یوحنا فردی خوش طبع بود و از این جهت- مردم به هم صحبتی و همنشینی با وی رغبت زیادی داشتند. داستانهای متعددی درباره شوخ طبعی و حاضرجوابی او در کتاب -تاریخ الحکما قفطی- ذکر شده است ازجمله: -مردی از علتی نزد او شکایت کرد که دوای آن فصد بود. لاجرم یوحنا گفت فصد باید کرد. مرد گفت: عادت به فصد ندارم. یوحنا گفت: گمان ندارم کسی را که از شکم مادر به عادت فصد بیرون آمده باشد و همچنانکه عادت فصد نداری- عادت مرض نیز پیش از این نداشته ای و اکنون- حادث شده و دیگر اختیار تو داری.- یوحنا می گفت: -پزشک باید همیشه بیمار را به بازگشت تندرستی‌ اش امیدوار سازد هر چند خودش بداند امید بهبودی نیست زیرا وضعیت جسم به روحیه‌ انسان بستگی دارد.-

مرگ

ابن ماسویه در 5 جمادی الاخر 243 هجری قمری به روایتی در 80 سالگی در -سامره- در زمان خلافت متوکل عباسی وفات یافت.

 

منبع :

پرسن پرام

آکاایران

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

آراپیک باغداساریان

آراپیک باغداساریان – Arapic Baghdasariyan

آراپیک باغداساریان کاریکاتوریست- طراح گرافیک- کارگردان و مترجم ایرانی بود -آراپیک در اواخر عمر کوتاه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − پنج =