خانه / ادبیات / نویسندگان / آلیس واکر – Alice Walker

آلیس واکر – Alice Walker

آلیس واکر
آلیس واکر

آلیس واکر با نام کامل آلیس ملسنیور واکر شاعر- رمان‌نویس و فعال سیاسی آمریکایی آفریقایی تبار برنده جایزه پولیتزر است- وی نخستین نویسنده سیاهپوست برنده جایزه پولیتزر داستان است- او این جایزه را در سال ۱۹۸۳ برای رمان رنگ ارغوانی دریافت کرد

زندگی آلیس واکر

آلیس واکر در ۹ فوریه ۱۹۴۴- در ایالت جورجیای آمریکا به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۷ ازدواج کرد و نه سال بعد جدا شدند. اولین کتاب شعرش یک سال بعد از ازدواجش چاپ شد و اولین رمانش بعد از تولد دخترش -ربکا- در سال ۱۹۷۰ از چاپ برآمد. آلیس در سن ۸ سالگی به دلیل اشتباه برادرش در تیراندازی- دید یکی از چشم‌هایش را از دست داد. واکر به مدرسه‌ای رفت که با کمک والدینش ساخته شد و سپس با بورسیه وارد دانشگاه شد- اما پس از آن به جنوب برگشت. وی در این‌باره می‌گوید: در هر‌یک از ما صدایی است که به ما می‌گوید دقیقا کجا برویم و من خیلی زود یاد گرفتم به آن گوش کنم- اگرچه خیلی درد و رنج برایم به ارمغان آورد. بورسیه‌ای برای تحصیل در پاریس به من پیشنهاد شد- اما من آن را نپذیرفتم- چون فهمیدم که مسیولیت اصلی من بازگشتن و کمک به مردمی است که دقیقا مثل خانواد‌ه من هستند. بنابراین- به آن صدای آرام گوش سپردم‌- سوار هواپیما شدم و به می‌سی‌سی‌پی رفتم.

کتابش توسط استیون اسپیلبرگ و با بازی اپرا وینفری به فیلمی پر‌سرو‌صدا در مورد سیاه‌پوستان- تبدیل شد. لحن واکر به دلیل تجربیات تلخ دوران کودکی و نوجوانی و حتا دوران همسرداری پر از تلخی و کنایه و سیاهی است: تجاوز- خشونت- انزوا- مزاحمت و تبعیض نژادی از اصول پایه‌ای داستان‌های کوتاه و اشعارش است.

او از اولین روزهای جوانی به عضویت برخی از انجمن‌های دفاع از حقوق سیاهان و مبارزه با نژاد‌پرستی در‌آمد. این تجربیات و مواردی را که در این روزهای کاری می‌دید- بی‌نهایت در نگارش شخصیت‌ها و کلیت رمان‌هایش به او کمک کرد. او در مورد این کتابش می‌گوید: -‌باید می‌پذیرفتم که کار سختی را به دوش گرفته‌ام. در تیاتر و فیلم‌های سینمایی نقش سیاه‌پوستان کاملا مشخص است. تا به حال فیلمی ندیده‌ام که سیاه‌پوستان را در نقش و کاراکتر واقعی نشان دهد. آن‌ها همیشه یا گارسون هستند یا پیش‌خدمت یا فردی کلیشه‌ای و فاقد هیچ نبوغی. من هیچ وقت تصورش را هم نمی‌کردم که یکی از کتاب‌هایم روزی فیلم شود. وقتی اسپیلبرگ در مورد ساخت این کتاب ابراز تمایل کرد- این داستان تبدیل به بخشی از وجود من شده بود. ریسک بزرگی بود که پیشنهاد او را بپذیرم- ولی چیزی در وجود او وجود داشت- نوعی مهربانی منحصر‌به‌فرد که علاقه ذاتی‌اش را نسبت به این کتاب نشان می‌داد.-

وقتی رمان رنگ ارغوانی منتشر شد- عده زیادی از مردان جامعه سیاهان در مورد نقش ظالمانه مردان در این داستان انتقاد کردند. آلیس واکر همچنین بیوگرافی لنگستون هیوز شاعر معروف را منتشر کرد.

واکر دربار‌ه تجربیات متعدد خود در طول زندگی با خبرنگار گاردین گفته است: صادقانه بگویم من هنوز هم پنج زندگی موازی دارم! خودم هم تعجب می‌کنم و نمی‌دانم چطور این اتفاق می‌افتد. اما من در مکزیک- هاوایی و کالیفرنیای شمالی سکونت دارم و تمام زندگی‌ام به همین شکل بوده است. گویی تمام انرژی پیشینیانی که به مدت ۴۰۰ سال نمی‌توانستند مزارع کشاورزی را ترک کنند- به من منتقل شده و من همه آرزوی آن‌ها برای بخشی از جهان‌بودن را در خود دارم.

در سال‌های ۸۲ و ۹۲ او با دو رمان -معبد خانوادگی- و -مالکیت رمز شادی- به عنوان زنی با عقاید متفاوت در دنیای سیاهان آمریکایی معروف شد. او در مورد این‌گونه برخوردها و انتقادها می‌گوید: -یاد گرفتم که سرم به کارم باشد. بابت داستان‌هایم تا امروز حتا تهدید هم شده‌ام- ولی باز هم به روش خودم ادامه می‌دهم- چون‌که به آن اعتقاد دارم و چیزی فراتر از واقعیت نمی‌نویسم. مردان سیاه‌پوست -البته نه همه آن‌ها- مصرانه با کتاب‌های من مخالفت می‌کنند. من ادعا می‌کنم که آن‌قدر با مردها سروکار داشته‌ام که دیگر می‌توانم حتا رفتارشان را پیش‌بینی بکنم.-

واکر در مورد روشن‌شدن اولین جرقه نویسندگی در دوران کودکی‌‌اش می‌گوید: دوست داشتم برای خودم یک اتاق داشته باشم. این دهه‌ها قبل از خواندن اثر -ویرجینیا وولف- و برداشت زیبای او از این تفکر بود-‌ اما می‌دانستم که -اتاقی از آن خود- دقیقا همان چیزی است که من نیاز دارم. مادرم تعریف می‌کند که من سینه‌خیز می‌رفتم و وقتی به دنبالم می‌گشت- مرا پشت خانه در حال بازی‌کردن با خس‌و‌خاشاک در میان آشغال‌ها پیدا می‌کرد.

آلیس واکر درباره انگیزه نویسنده‌شدنش گفته است:‌ وقتی ۱۳ ساله بودم- خواهرم آرایشگر مُردگان بود و جسدها را در محل تشییع جنازه آرایش می‌کرد. یک روز‌- او بدن زنی را به من نشان داد که شوهرش با شلیک گلوله‌ای به صورتش- او را به قتل رسانده‌ بود. امروز‌- مردم از این داستان‌ها زیاد می‌شنوند‌- اما در واقع این نوع وحشیگری و خشونت علیه زنان امری بومی است که هر‌روز بیشتر و بیشتر روی می‌دهد. در آن سن- این اتفاق تاثیر زیادی بر من داشت. دختر آن زن- همکلاس من بود و هم‌نام مادربزرگم که با گلوله کشته شده بود.

او در داستان‌هایش تصاویر قوی از خانواده- جوامع- اشتباهات شخصی افراد- مسایل معنوی و روحی آدم‌ها می‌سازد و این تبادل و توازن خواننده را تا آخر ماجرا نگه می‌دارد. او می‌گوید: -یک نویسنده باید با کلمات واقعی مخصوص به خودش زندگی کند.- او در نوع نگارش خود- زنان را به صبوری تشویق می‌کند: -بعضی از دردها بسیار جدی و عمیق هستند و هیچ‌چیز برای درمان‌شان وجود ندارد. به نظر من توانایی به فراموشی‌سپردن- بسیاری از مسایل را حل می‌کند. در غیر این صورت- تنها آرزوی آن‌ها مرگ خواهد بود.- او معتقد است: -هر‌ضربه‌ای که ما در زندگی می‌بینیم- می‌تواند تجربه‌ای باشد برای جلوگیری از بروز آن برای نسل‌های بعدی. مسلما بحث تبعیض نژادی و آزار زنان به این راحتی‌ها از تاریخ پاک نمی‌شود- ولی هر‌زمان رو به کمرنگ‌شدن می‌رود- همان‌طور که نسل‌های امروز نسبت به قبلی‌ها بسیار راحت‌تر و آرام‌تر زندگی می‌کنند. تنها چیزهایی که به غیر از تاریخ و خاطرات پدر‌بزرگ‌های ما از آن دوران سیاه باقی می‌ماند- همین کتاب‌هاست. باید آزاد باشیم- آزادی زن و مرد ندارد- سیاه‌و‌سفید هم ندارد. حرف من در کتاب‌ها و اشعارم همین است. فریادم را در نوشته‌هایم می‌زنم تا زنده بمانم.-

واکر در‌باره این‌که آیا هنوز از نوشتن لذت می‌برد- گفته است: اگر این‌طور نبود- من چرا آن را انجام می‌دادم؟ نوشتن لذت است و نه چیز دیگر. این همان چیزی است که به نظرم انسانیت به فراموشی سپرده. این کُره برای شادی‌کردن خلق شده است.

آلیس واکر نویسنده بیش از 20 عنوان کتاب است که شامل مجموعه شعر- مقاله- داستان کوتاه و رمان‌هایی چون -زندگی سوم گرنج کاپلند- نیز می‌شود. بخشی از این رمان الهام گرفته از زندگی والدین خود اوست. در رمانی با عنوان -مدار نصف‌النهار- نیز او بر تجربیاتش از سال‌های جنبش حقوق مدنی تمرکز کرده است. با این حال مشهورترین رمان او -رنگ بنفش- است که در سال 1982 منتشر شد و روایتگر زندگی یک خانواده روستایی از زبان یک دختر جوان و تلاش او برای کسب استقلال پس از روبه رو شدن با خشونت‌های خانگی توسط پدر و همسرش است. با اقتباس از این کتاب فیلمی موفق نیز ساخته شد.

این نویسنده می گوید: همه چیز از جهالت ریشه می‌گیرد و جهالت بزرگترین دشمن ماست. وی می افزاید: فکر می‌کنم -رنگ بنفش- با عشق در ارتباط است- ما نیاز به ارتباط داریم و این نیاز به ارتباط جهانی است.

در این فیلم مستند گفتگویی نیز با اسپیلبرگ شده که این فیلم را کارگردانی کرد.

 

آلیس واکر
آلیس واکر

کتابهای آلیس واکر
مجموعه رمان‌ها و داستان‌های کوتاه

سومین بخش از حیات گرینچ کوپ‌لند -۱۹۷۰-
در عشق و گداز: داستان‌های زنان سیاه‌پوست -۱۹۷۳- شامل -کاربرد روزمره-
مریدین -۱۹۷۶-
رنگ ارغوانی -۱۹۸۲-
نمی‌توانی زن خوب را از موفقیت بازداری: داستان‌ها -۱۹۸۲-
تا جهنم با مرگ -۱۹۸۸-
معبد آشنای من -۱۹۸۹-
یافتن سنگ سبز -۱۹۹۱-
تملک راز شادی -۱۹۹۲-
داستان‌های کامل -۱۹۹۴-
در پرتو لبخند پدرم -۱۹۹۸-
راه پیشرو با دلی شکسته است -۲۰۰۰-
حالا زمان فتح قلبت است -۲۰۰۴-

مجموعه اشعار

یکبار -۱۹۶۸-
اطلسی‌های انقلابی و دیگر اشعار -۱۹۷۳-
شب بخیر ویلی لی- صبح می‌بینمت -۱۹۷۹-
اسب‌ها منظره را زیباتر می‌کنند -۱۹۸۵-
هر چه از بدن آبی او می‌دانیم: اشعار زمینی -۱۹۹۱-
اعتماد کامل به خوبی زمین -۲۰۰۳-
اشعار گردآوری‌شده -۲۰۰۵-
روزگار سخت نیازمند رقص خروشان است: اشعار جدید

کتاب‌های غیرداستانی

در جستجوی باغچه‌های مادرانمان: نثری زن‌گرا -۱۹۸۳-
زندگی به واسطه دنیا -۱۹۸۸-
زخم جنگجویان -۱۹۹۳-
همان رودخانه دومرتبه: گرامیداشت دشواری -۱۹۹۶-
هر چیزی که دوست داریم قابل نجات است: عمل‌گرایی یک نویسنده -۱۹۹۷-
برو دختر!: کتاب سفر و ماجراجویی زنان سیاه‌پوست -۱۹۹۷-
گفتگوی پما چودرن و آلیس واکر -۱۹۹۹-

 

منبع :

جامعه باز

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

خسرو شاهانی

خسرو شاهانی – Khosrow Shahani

خسرو شاهانی طنزنویس- داستان‌نویس و خبرنگاری بود که با نشریاتی همچون توفیق- فکاهیون- گل آقا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × سه =