خانه / نام آوران / آلبرشت دورر – Albrecht Durer

آلبرشت دورر – Albrecht Durer

آلبرشت دورر
آلبرشت دورر

آلبرشت دورر نقاش- حکاک و ریاضی‌دان آلمانی دوره نوزایی است- بزرگ‌ترین گراورساز عصر خویش بود و با حکاکی روی چوب و فلزات آثار بی‌همتایی آفرید که در سراسر مغرب‌زمین دست به دست چرخید و نفوذ دامنه‌دار خود برروی هنر سده شانزدهم اروپا را تثبیت کرد

زندگی آلبرشت دورر

آلبرشت دورر در ۲۱ مه سال ۱۴۷۱ در شهر نورنبرگ آلمان به دنیا آمد. پدرش طلاساز بود و او نزد پدر طلاسازی آموخت و تا پایان عمر از این امر در خلق آثار هنری خود بهره جست و مادرش هنرمند بزرگی بود که می‌توانست با پولی اندک خانواده بیست نفره را سیر کند.

پدر خانواده که طلاساز ماهری بود- تنها برای تامین خورد و خوراک خانواده- روزی هجده ساعت کار می‌کرد و هر کار موقتی هم که بابتش پولی به او می‌پرداختند- انجام می‌داد. با وجود این وضعیت به ظاهر ناامید کننده- دو پسر بزرگ خانواده- -آلبرت- و -آلبرشت دورر- رویاهایی در سر داشتند و می‌خواستند استعداد خود را در هنر شکوفا کنند. ولی هر دو خوب می‌دانستند که پدرشان نمی‌تواند آنها را برای تحصیل در دانشگاه- به نورمبرگ بفرستد.

دو برادر شب‌هایی طولانی با همدیگر درباره این موضوع حرف می‌زدند تا این که بالاخره تصمیمی گرفتند. آنها قرار گذاشتند شیر یا خط بیندازند- بازنده برای کار به معدن برود و هزینه تحصیل آن دیگری را به عهده بگیرد. بعد از آن- نوبت برادری خواهد بود که برنده شده- تا برادرش را با فروش آثار هنری‌اش- یا حتی اگر لازم باشد با کارگری در معدن- حمایت کند- تا او هم بتواند در دانشگاه درس بخواند.

یک روز یکشنبه- زمانی که از کلیسا برمی‌گشتند- سکه انداختند. آلبرشت برنده شد و به نورمبرگ رفت. آلبرت به معدن رفت و چهار سال تمام سخت کار کرد و همه خرج تحصیل برادرش را پرداخت.

آلبرشت هر روز در کارش پیشرفت می‌کرد- سیاه‌قلم‌ها- حکاکی‌ها و نقاشی‌های او حتی از کارهای استادانش هم بهتر شده بودند و زمانی که فارغ‌التحصیل شد توانست دستمزد قابل توجهی برای کارهای هنری‌اش به دست آورد.

وقتی هنرمند جوان به روستایش بازگشت- خانواده دورر جشنی برپا کردند. بعد از صرف شامی عالی- آلبرشت با افتخار از جایش بلند شد و برای تشکر از برادر عزیزی که سال‌ها از عمرش را برای واقعیت بخشیدن به رویای برادر- قربانی کرده بود- به او نزدیک شد و گفت: -حالا نوبت توست برادر خوبم. حالا می‌توانی به نورمبرگ بروی و به رویایت واقعیت بخشی. من از تو حمایت می‌کنم .-

همه سرها با اشتیاق به انتهای میز برگشت. جایی که آلبرت نشسته و اشک‌هایش به آرامی روی گونه‌های رنگ‌پریده‌اش جاری بود- سرش را تکان می‌داد و پشت سر هم تکرار می‌کرد: -نه…نه…نه…-

عاقبت اشک‌هایش را پاک کرد- به چهره‌هایی که دوستشان می داشت نگاهی انداخت و گفت: -نه برادر- من نمی‌توانم به نورمبرگ بروم- برای من خیلی دیر شده.نگاه کن- ببین چهار سال کار طاقت‌فرسا در معدن با دستانم چه کرده! استخوان‌های همه انگشتانم شکسته‌اند. من از آرتروز رنج می‌برم- حتی نمی‌توانم این لیوان را به راحتی در دستم نگه دارم- چه برسد به این‌که بخواهم خطی ظریف روی کاغذ- یا بوم نقاشی بکشم. نه برادر- برای من خیلی دیر است.-

آلبرشت دورر با شنیدن حرف‌های برادرش برای یک لحظه در هم فرو ریخت- دیگر نتوانست تحمل کند و اتاق را ترک کرد.

بعدها- روزی آلبرشت دورر برای قدردانی از این همه فداکاری برادرش آلبرت- از او خواست تا به اتاق کارش برود و مدت زمانی را در کنار او بنشیند- در حالی که کف دست‌هایش به هم چسبیده و انگشتانش به طرف بالا کشیده شده بودند. آن‌وقت آلبرشت با ظرافتی خاص طرحی از دستان بی‌رمق و فرسوده و انگشتان لاغر برادرش کشید- طرحی که حالا همه مردم جهان آن را می‌شناسند و یکی از طرح‌های مشهورتاریخ هنر به حساب می‌آید.

 

آلبرشت دورر
آلبرشت دورر

دستاوردها

آلبرشت دورر در زمینه باسمه سازی -برای چاپ- ملاک و مبنایی بنیان گذارد که در آن زمان در سراسر اروپا موجب دگرگونی شد.

نخستین اثر شناخته شده دورر تصویری خطی از چهره خویش است که در سیزده سالگی کشیده‌است و تا پایان عمر نیز به ساختن چهره‌هایی از خود ادامه داد.

دیدار اول از ایتالیا

وی در دوران جوانی با شوقی وافر به سیر و سیاحت پس از از دیدار از ونیز به سال‌های ۱۴۹۴ و ۱۴۹۵ با دریافتی تازه از دنیای خارج و مقام هنرمند در آن به زادگاهش بازگشت. و ده سال در آنجا اقامت کرد. بیشتر کارهای مهم حکاکی خود را در این دوره انجام داد. در همین دوره بود که به حکاکی روی مس پرداخت و مانند بسیار از هنرمندان دوره رنسانس- به مسایل مربوط به ژرفانمایی در نقاشی و نسبت‌های بدن انسان و نیز کالبدشناسی علاقه‌مند شد.

دیدار دوم از ایتالیا

پس از این دوره دوباره به ونیز رفت و این بار بیشتر به نقاشی پرداخت. آثار او مورد توجه هنرمندان ونیزی قرار گرفت و از برخی کارهای او تقلید می‌شد. چند اثر مذهبی او را اشراف خریدند و رودلف دوم- امپراتور مقدس روم یکی از آثار او را خرید و با خود به پراگ برد.

دورر با وجود محبوبیتش در ونیز- دوباره به نورنبرگ بازگشت.

شهرت

آوازه دورر در سراسر اروپا پیچیده بود و بسیاری از هنرمندان آن دوره با او مکاتبه و دوستی داشتند. رافایل افتخار می‌کرد که با دورر مبادله نقاشی کرده‌است. در این زمان دورر به ماکسیمیلیان یکم- امپراتور مقدس روم نزدیک بود و بسیاری از کارهای خود را برای او و با حمایت مالی او انجام داد.

با مرگ ماکسیمیلیان یکم در ۱۵۱۹ دورر در پی حامی دیگری رفت. با همسرش و یک خدمتکارشان عازم هلند شد و در گذشتن از شهرهای سر راه آثاری نیز ایجاد کرد. هدف او حضور در مراسم تاجگذاری امپراتور جدید- کارل پنجم- امپراتوری مقدس روم بود.

سال‌های پایانی عمر

در ۱۵۲۱ از این سفر طولانی به نورنبرگ بازگشت. در این سفر به بیماری نامعلومی دچار شد که تا آخر زندگی با او بود.

دورر قسمت عمده‌ای از سال‌های پایانی عمرش را وقف پژوهش در زمینه اصول نظری هنر ساخت و براساس بررسی کاملی از عقاید پیرو دلا فرانچسکا رساله‌ای در زمینه ژرفانمایی و هندسه نگاشت.

دورر در ۱۵۲۸ در سن ۵۶ سالگی در نورنبرگ درگذشت.

آثار آلبرشت دورر

کرگدن دورر
چهار حواری
ملانکولیا
آدم و حوا
چهار سوار سرنوشت
چهره نقاش
چهره ماکسیمیلیان
پرتره یاکوب موفل
شام آخر

تصاویر برخی از آثار

آلبرشت دورر
آلبرشت دورر

 

آلبرشت دورر
آلبرشت دورر

 

آلبرشت دورر
آلبرشت دورر

 

آلبرشت دورر
آلبرشت دورر

 

منبع :

برترینها

همشهری آنلاین

ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی

آراپیک باغداساریان

آراپیک باغداساریان – Arapic Baghdasariyan

آراپیک باغداساریان کاریکاتوریست- طراح گرافیک- کارگردان و مترجم ایرانی بود -آراپیک در اواخر عمر کوتاه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + سه =